مردی که رفت، اما واژه‌هایش هنوز نفس می‌کشند/سوگ قلمی که دیگر نمی‌نویسد
مردی که رفت، اما واژه‌هایش هنوز نفس می‌کشند/سوگ قلمی که دیگر نمی‌نویسد
آرمان تبریز-این یادداشت در سوگ مردی است که خبر را با شرافت نوشت. بعضی آدم‌ها وقتی می‌روند، فقط جای خالی‌شان باقی نمی‌ماند؛ بخشی از یک خاطره، یک فرهنگ و حتی بخشی از هویت یک حرفه نیز با رفتنشان غایب می‌شود. حامد عاطفی‌فر از همان آدم‌ها بود؛ روزنامه‌نگاری که فقدانش برای جامعه رسانه‌ای، تنها فقدان یک خبرنگار نیست، بلکه خاموشی چراغی از اخلاق، دانش، معرفت و مرام در عرصه خبر و مطبوعات است.

 

به گزارش آرمان تبریز؛ حامد را نمی‌شد تنها با عنوان خـبـرنــگار معرفی کرد، او بیش از آنکه شغلش را انجام دهد، روزنامه‌نگاری را زندگی می‌کرد. در حرفه‌ای که گاهی هیاهو بر حقیقت پیشی می‌گیرد و سرعت، جای دقت را می‌گیرد، او به اخلاق وفادار ماند؛ به دانستن، به درست نوشتن و به حرمت قلم.

در نوشتن گزارش‌های ویژه خبری، دستی توانا داشت و نامش برای اهل رسانه آشنا بود. گزارش‌هایش فقط کنار هم نشاندن چند خبر و نقل قول نبود؛ نگاه داشت، زاویه دید داشت و مهم‌تر از همه، حاصل کنجکاوی حرفه‌ای و دغدغه‌ای انسانی بود. می‌دانست که خبرنگار قرار نیست فقط آنچه را می‌بیند روایت کند؛ باید بتواند آنچه را در پسِ دیده‌ها پنهان است، کشف و روایت کند.

اما آنچه حامد را برای نزدیکان و همکارانش عزیزتر می‌کرد، فقط قلمش نبود؛ مرامش بود.

خوش‌منش بود، شیرین بود، خوش‌فطرت بود و در معاشرت، گرمایی داشت که آدم را به ادامه گفت‌وگو ترغیب می‌کرد. در میان جدیت و تلخی‌های کار خبر، نیم‌نگاهی هم به طنز داشت و گاهی با یک جمله یا کنایه شیرین، سنگینی یک روز دشوار خبری را سبک می‌کرد. شاید همین ترکیب دانش و شوخ‌طبعی، جدیت و صمیمیت، تخصص و انسانیت بود که از او چهره‌ای ماندگار ساخته بود.

و حالا بیماری مهلک، او را از میان ما برده است؛ بیماری‌ای که جسمش را از پا انداخت، اما نتوانست نامش را از حافظه همکاران، دوستان و اهالی مطبوعات پاک کند.

مرگ، برای بعضی آدم‌ها پایان است؛ اما برای بعضی دیگر، آغاز بازخوانی میراثی است که از خود برجای گذاشته‌اند. زنده یاد حامد عاطفی‌فر از این پس در میان ما نیست، اما نوشته‌هایش هستند؛ گزارش‌هایش هستند؛ واژه‌هایی که در نشریات کشوری و استانی به یادگار گذاشت، هنوز نفس می‌کشند و هر بار که خوانده می‌شوند، بخشی از حضور او را به ما بازمی‌گردانند.

چه گوهری برای یک روزنامه‌نگار ارزشمندتر از اینکه پس از رفتنش، قلمش همچنان سخن بگوید؟

امروز که روز خبرنگار است، شاید بهترین زمان برای یاد کردن از مردی باشد که سال‌ها با خبر زیست و با قلم، بخشی از روایت روزگار خود را ثبت کرد. در چنین روزی، نام حامد عاطفی‌فر را باید با احترام بر زبان آورد؛ نه فقط به عنوان یک خبرنگار و استاد روزنامه‌نگاری، بلکه به عنوان انسانی که در حرفه‌اش، اخلاق را فراموش نکرد و در زندگی، انسان بودن را.

جای خالی او در تحریریه‌ها، در میان همکاران، در جمع دوستان و در فضای مطبوعات، خالی خواهد ماند. شاید دیگر صدای خنده‌ها، شوخی‌های شیرین و گفت‌وگوهای حرفه‌ای‌اش را نشنویم؛ شاید دیگر گزارشی از او به دستمان نرسد، اما هر بار که چشممان به یکی از نوشته‌هایش بیفتد، می‌توانیم باور کنیم که بعضی آدم‌ها هرگز به تمامی نمی‌روند.

آنها در کلماتشان می‌مانند.

حامد عاطفی‌فر نیز در کلماتش مانده است؛ در گزارش‌هایی که نوشت، در خبرهایی که روایت کرد، در خاطراتی که برای دوستان و همکارانش ساخت و در مرامی که از خود به یادگار گذاشت.

امروز، در روز خبر، سر تعظیم فرود می‌آوریم در برابر یاد و نام این سفرکرده عزیز؛
روزنامه‌نگاری که قلمش آموخت، اخلاقش اعتبار بخشید و رفتنش، جای خالی بزرگی در میان اهل رسانه برجای گذاشت.

حامد رفت، اما خبرهایش ماند؛ نوشته‌هایش ماند و از همه مهم‌تر، انسانیتش ماند. و در کنار همه این‌ها، خدمت صادقانه‌اش در جایگاه روابط عمومی بنیاد شهید و امور ایثارگران آذربایجان‌شرقی و تلاش‌های دلسوزانه‌اش برای جامعه هدف، برگ دیگری از کارنامه پربار زندگی اوست؛ برگى که نامش را نه فقط در میان اهل قلم، که در دل ایثارگران و خانواده‌های معزز شهدا نیز ماندگار خواهد کرد.

یادش گرامی، نامش ماندگار و روح بلندش قرین آرامش.

محمدرضا ایـازی مدیر مسئول پایگاه خبری- تحلیلی اقتصاد دوم