نیم نگاهی به سیر تطور بومی سازی علمی وضروت بومی سازی روابط عمومی در ایران
نیم نگاهی به سیر تطور بومی سازی علمی وضروت بومی سازی روابط عمومی در ایران
آرمان تبریز- (بخش اول)/ با نگاهی تاریخی ،اجتماعی به گذشته کشورمان متوجه می شویم تحرک وپویایی علمی جامعه ایرانی اسلامی تقریبا از قرون دوم هجری شروع ودرقرن پنجم به اوج نشاط ‌وجوشش خود رسید.وعصر زرین فرهنگ ایرانی تا حمله مغول ادامه داشت،نهادهای علمی وفرهنگی جامعه ما رشد وتوسعه قابل ملاحظه ای یافتند که البته درخشش این نهادها فارغ از هرگونه مرز ملی بود.

این نهادها در سایه نگرش جهان شمول تمدن اسلامی-ایرانی در میراث گسترده تمدن های اسلام،ایران،هند،یونان ورود وسهیم شدند.درتمام این دوره،تمدن ایرانی با درهم تنیدن تار علوم که ریشه فراتمدنی داشتندبا پودهای فرهنگ تمدن ایرانی توانستند دستاورد های علمی ‌وتمدنی شگرف ‌تاثیر گذاری در جامعه جهانی داشته باشند.
بطوری که گوستاولوبون می گوید: تا قرن ۱۵،قولی راکه مأخوذ از مصنفین ایرانی نبوده مستند نمی شمردند.تمام دانشکده ها ‌ودانشگاه‌های اروپایی تا پانصدالی ششصد سال روی ترجمه های کتاب های دانشمندان ایرانی دائر بوده ومدار علوم مردم اروپا را علوم ایرانی تشکیل می داد که ملهم ازفرهنگ غنی تلفیقی ایرانی -اسلامی ،که در جهت کشف ناشناخته ها وتطبیق معارف بشری از سوی عالمان فرهیخته واندیشمندان محقق ایرانی بود.
مستندات تاریخی روند شکل گیری استعمار غرب،حاکی از آن است که استعمار،همواره به عنوان مهم‌ترین روش تحقق اهداف خود به ایجاد تغییراتی ارزشی،فرهنگی واجتماعی درکشورهای تحت سلطه پرداخته است وتوسعه غربی با دامن زدن به تضادها وایجاد وتحکیم ارتباطات عمودی،الفت درونی جوامع انسانی را عملا سست می کند(کاظمی،سید علی اصغر،۱۳۷۷).واما بدلیل این که ویژگی های بومی هر منطقه زیاد در معرض دگرگونی نبود،حساسیت زیادی بر نمی انگیخت تا این که با گسترش فناوری های ارتباطی وتبلیغات در رسانه های مختلف وطرفداری ازیک فرهنگ واشاعه آن،دولت ها وخانواده هایی که سنت های خود را ارزشمند می دیدند، نگران شده ونسبت به ارزش های بومی خود احساس خطر کردند.”امروزه دانش بومی ورویکرد بومی سازی دانش درجوامع کاملا مختلف ودارای درجات وشدت وضعف فراوانی است،دانش بومی،به باور متخصصان،معرفتی است که در طول زمان وتوسط افراد مختلف در جامعه ای محلی پدید آمده واشاعه یافته است وبدیهی است که این دانش در اجتماعات مختلف،مبتنی بر بن مایه های متفاوتی است،بنابر این معرفت ودانشی که از نگاه آنان معتبر وارزشمند است.ممکن است در جوامع دیگر سودمند نباشدوحتی اعجاب انگیز نخواهد بود که درجوامع مختلف از همدیگر متفاوت باشد”(چنگ،۲۰۰۴).
(گیرتر ،۱۹۸۳)به دنبال انتقاد از اندیشه جهانی شدن این واژه رابرای دانشی که در ارزش ها وبستر اجتماعی ‌وموقعیت های خاصی رخ می دهد می داند(ورکام،۲۰۰۸،چنگ،۲۰۰۰).این واژه به شکل مکرری با روند وتاریخ استعمار زدایی پیوند خورده است(رهنما وچابکی،۱۳۸۷).
“بسیاری از دانشمندان مطرح ‌وصاحب اعتبارعلوم انسانی واجتماعی غرب خود بر این باورند که استراتژی ها وروش های تولید علوم انسانی وهمچنین رهیافت های نظری وعملی برآمده از نتایج این علوم واپسین حرف نبوده وبه هیچ روی از اتقان جاودانه واطلاق جهانشمول برخوردار نیستند”(مارگولیس،۱۹۸۶).
از نظر(هانتینگتون،۱۳۷۹)”«علوم»بومی مبداء خودشان هستند یعنی بخش مهم علوم اجتماعی موجود،بومی فرهنگ وتاریخ غرب هستند وچون بومی آنجایند ،صبغه فرهنگ غرب را دارند وحامل ارزش ها ومبانی فرهنگ وتمدن غرب،بویژه غرب مدرنیته می باشد”
وبه عقیده بسیاری از اندیشمندان معاصر غرب این روش ها ونتایج ،محصول نهایی تکوین وتوسعه مداوم علوم است که بر اساس نظام معرفتی ‌،بایسته ها و‌انگاره های نظری تمدن غرب شکل گرفته است وفعلا جایگزین ویا باطل السحری ندارند.
با این وصف تحول در علوم انسانی واجتماعی موجود،به هیچ وجه خواسته گزاف وبی معنایی نیست،حداقل می توان گفت که واکنشی است توجیه پذیر در برابر ایستایی وبی رمقی ‌ورنجوری علوم موجود که صرفا به آموختن وآموزاندن سلسله ای از محفوظات ترجمه ای محدود می شوند.
اگر این علوم بخواهند در ایران بومی سازی شوند.بایدحاصل دستاورد کسانی باشند که در بستر فرهنگ بومی ایران رشد کرده اند ‌،ظرف ذهن آنها رنگ وبوی ایرانی گرفته باشد.توجه واستناد هرچه بیشتر به آثار داخلی نشانگر توجه بیشتر به علمی است که ازظرف ذهنی ایرانی تراوش کرده است.
“آغاز مسئله وارگی ومسئله مندی بومی سازی واخذ واقتباس از علم وفرهنگ وتمدن مغرب زمین در ایران ودر دوره معاصر،به پایان جنگ های ایران وروس برمی گردد،آن زمان که عباس میرزا با مخاطب قراردادن مستشار فرانسوی به وی گفت:«اجنبی بگو چه کنم»؟(برزگر،۱۳۹۵).
شایان ذکر است که در پاسخ به این پرسش حساس وتاریخی،که نشانگر عقب ماندنی نظامی وعلمی پس از انقلاب مشروطه وتسلط تمام عیار علوم نوین غرب به ایران است.

ناصر اسگندریان, [۰۳/۰۸/۱۴۰۵ ۰۲:۰۱ ق.ظ]
ودرمواجهه با علم وتمدن غربی سه رویکرد تعارض گرایانه،تمایل گرایانه ورویکرد تعامل گرایانه اتخاذ گردید.
عده ای مطلقا علم غربی را رد کرده ودر صدد نفی واخفاء آن برآمدندودر مقابل عده ای ضمن قبول مطلق علم وتمدن غربی ونفی ذخایر ومواریث خودی وملی،ایده از فرق سر تاناخن پا فرنگی شدن رامطرح کردند ودر نهایت رویکرد سوم”که به شدت درشرایط تاریخی ومعاصر وتحت تاثیر استعمار وجلوه های معاصرآن در کشور های مستعمره پایه ریزی شده است(Cunene,Tauri,۲۰۱۷)نه رد مطق علم غربی ونه قبول مطلق آن،بلکه رویکرد تهذیبی واصلاحی یا همان بومی سازی علم را مطرح کردند.
بومی سازی به معنای عام کلمه،با سیاست های کلان نظام جمهوری اسلامی ایران وتوسعه علمی کشور گره خورده واین امر از زمان تصویب قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی،اجتماعی وفرهنگی مصوب۱۱/ ۶/ ۱۳۸۳ به بعد شدت بیشتری یافته وبا ابلاغ متن الگوی پایه اسلامی-ایرانی پیشرفت وباتصویب نقشه جامع علمی کشور مصوب۱۴-۱۰-۱۳۸۹ شورای عالی انقلاب فرهنگی،پشتوانه رسمی ‌حاکمیتی پیداکرده وبه نوعی به مطالبه ملی تبدیل شده وهرآیینه بومی سازی به معنای عام وخاص مصداق بارز تولید علم ونقش راه توسعه علمی کشور محسوب شده است.
با این تفاسیر باید اذعان کرد که مراکز علمی گامی بسوی بومی شدن بر نمی دارد مگر آن که علومی که درآن تدریس می شود پیوندی نهادینه بین دانش بومی وفرهنگ محلی ایجاد کرده باشد ویا دست کم همسو با آن بوده ومدل های بومی دانش در کشور به کار گرفته شود،مدل ها ونظریه های علمی نیز زمانی همسوئی کافی با فرهنگ جامعه خواهد داشت که نظام علمی کشور بر مبنای فرهنگ محلی مهندسی شود.
اینکار نیز محقق نخواهد شد،مگر آن که پژوهش موتور محرکه آموزش ‌برنامه ریزی در کشور قرارگیرد تایافته های علمی چراغ راه پژوهشگران علمی قرار گیردتابا بهره گیری روشمند از«تفکر انتقادی»،«خلاقیت»وکارگروهی که از لوازم تولید بومی سازی علمی است گام بردارند
ناصر اسگندریان-فعال ارتباطات وروابط عمومی