نقش روابط عمومی در شکل دهی افکارعمومی جامعه
نقش روابط عمومی در شکل دهی افکارعمومی جامعه
آرمان تبریز-امروزه افکار عمومی، به عنوان یک پدیده روانی ، اجتماعی از پیچیده ترین موضوعاتی است که نظر و توجه کارشناسان علوم ارتباطات و فعالان روابط عمومی را به خود معطوف کرده است، افکار عمومی محور فعالیت های روابط عمومی است.

آنچه که هرودوت از زبان یک ایرانی به نام «اوتانس»با عنوان«فضیلت سیاسی عقیده عامه»در قرن پنجم قبل از میلاد یادکرده است. می تواند به عنوان قدیمی‌ترین مطلب در تاریخ مکتوب بشر درباره افکارعمومی باشد
این اندیشه با فلسفه‌های سیاسی لیبرالی اواخر قرون هفدهم و هیجدهم (لاک و روسو) و به ویژه تئوری دمکراتیک قرن نوزدهم تلفیق شده است (پراسیس، ۱۳۸۲ ).
نخستین اندیشه ها و تحلیل های علمی درباره موضوع افکار عمومی، در پایان قرن نوزدهم(۱۹۰۱ م) به گابریل تارد فرانسوی تعلق داشته که در کتاب خود با عنوان “افکار و توده” رابطه میان پیدایش عموم و خبرنگاری را از یک سو و پیدایش افکار عمومی را از سوی دیگر به تحلیل کشید.
اصطلاح افکار عمومی (Public Opinion ) به معنای امروزی نخستین بار توسط “ژاک نکر” وزیر دارایی لویی شانزدهم، در آغاز انقلاب فرانسه مطرح شده است. او این ترکیب را به منظور بازگو کردن علت رویگردانی سرمایه گذاران از بورس پاریس به کار برده است.
افکار عمومی به عنوان رای عام و عقل اجتماعی و به قول منتسکیو “روح عموم” و به نقل از روسو “اراده عموم” تعریف شده است. وتوماس هابس از آن به عنوان اداره کننده واقعی جهان ، پاسگال فیلسوف وریاضی دان فرانسوی به عنوان ملکه جهان ، و ارسطو به‌ مثابه‌ حامی‌ قدرت‌ حاکم‌ از آن یاد می کنند.
گابریل تارد که او را بنیانگذار افکار عمومی علمی می دانند درباره آن می گوید: ” افکار عمومی داوری توده های مردم درباره مسایل روز است.” آلفرد سووی اندیشمند اجتماعی که برای اولین بار واژه جهان سوم را بیان کرده است. در کتابی به نام افکار عمومی، این پدیده را این گونه تعریف می کند«افکار عمومی ضمیر باطنی یک ملت است.و «آبراهام لینکلن»، رئیس جمهوری قرن نوزدهم آمریکا گفته است: «افکار عمومی همه چیز است، وجودش دلیل موفقیت دولتمردان است و بی آن هیچ سیاستی پیروز نمی شود، در نتیجه کسی که افکار عمومی را شکل می‌دهد، مهم تر از سیاستمداری است که بدون توجه به افکار عمومی قوانینی را تصویب می کند.»
افکار عمومی((Public opinion ،از دو واژه poll (نظرخواهی) و Public (عمومی، عامه) گرفته شده است.
افکار عمومی در فرهنگ علوم اجتماعی این¬گونه تعریف شده: افکار عمومی عبارت است از مجموع عقاید، نقطه نظرها و گرایش های بخش بزرگی از جامعه، پیرامون یک موضوع در یک زمان معین و یا افکار عمومی مجموعه ای از عقاید شخصی، در مورد یک امر مربوط به شرایط زیست گروهی است.
نقش روابط عمومی به عنوان یک رسانه سازمانی در شکل دهی و هدایت افکار عمومی و جریان سازی رویدادهای سیاسی و اجتماعی بر هیچکس پوشیده نیست. افکار عمومی محور فعالیت های روابط عمومی است ، کار روابط عمومی “ارتباط با افکار عمومی، نفوذ بر افکار عمومی و تاثیر بر افکار عمومی” است. برای آنکه بتوانیم به هدف نهایی روابط عمومی که “مهندسی افکار عمومی ، هدایت افکار عمومی و ترمیم افکار عمومی ” است ،برسیم (اسدی،۱۳۷۱) باید ضمن کسب رضایت مدیران سعی کنیم با مخاطبان سازمان خود به تفاهم یعنی (درک مشترک ) برسیم وبه عبارت دیگر داشتن نگرش مشترک لازمه رسیدن به تفاهم است.در راستای این تعامل وارتباط ، روابط عمومی هم برافکارعمومی تأثیر می گذارد وهم از آن نقش می پذیرد.
بااین وصف افکار عمومی پدیده ای است سازمان یافته، محصول ارتباطات و اثرات متقابل آن است ، وروابط عمومی بایستی با اطلاع رسانی مناسب افکار عمومی را هدایت کند. با گوش کردن به نقطه ونظرات و پاسخگویی شفاف به سوالات عموم مردم، افکار عمومی را حمایت کند. و با تحقیقات و نظرسنجی بر افکار عمومی نظارت داشته باشد
افکار عمومی در اسلام نیز همواره مورد تاکید بوده است. و آیه «فبشر عبادالذین فیستمعون القول»” شما به درون مردم بروید و ببینید ایشان چه می گویند” به عنوان منشور ارتباطات وافکار عمومی ،نقش مهم و حساس افکار عمومی و تاثیرات آن را بر ما می نمایاند.
مهندسی افکار عمومی سازمان‌ با حضور روابط عمومی و توسط روابط عمومی صورت می‌گیرد. روابط عمومی است که با «نظرسنجی» یا «افکارسنجی» جریان افکار عمومی را می‌شناسد و برای ترمیم، تغییر، تشدید یا همراهی با آن برنامه‌ریزی می‌کند. ودر این مسیربرای موفق شدن باید پویا و همیشه جلوتر از افکار عمومی حرکت کند. تابتواند از دستاوردهای جدید روابط عمومی و ارتباطات که در کل دنیا در حال تغییر و تحول است بهره جسته و سازمان را در رسیدن به اهداف خود یاری کند

ناصر اسگندریان
کارشناس مسئول روابط عمومی و مدیریت واحد سرمایه گذاری راه آهن آذربایجان