به گزارش خبرنگار ما ؛ در تبریز، قلب تپنده ایران، خبرهایی به گوش میرسد که روح تاریخ را به لرزه درمیآورد: سردار زارع، بازماندهای از قافله شهدا! او بارها از ماووت کردستان تا جبهههای جنوب فرماندهی کرده و تا مرز شهادت پیش رفته است. او طعم جانبازی را نه به تلخی، بلکه به شیرینی ایثار چشیده است و در جنگ اخیر با رژیم صهیونی امریکایی نیز دوباره به مرز شهادت نزدیک شد و به جانبازی مضاعف نایل آمد.
امروز، او چون کوهی استوار و مانند سدی پولادین در برابر دشمنان ایستاده و حماسهای دیگر را در دل تاریخ رقم زده است. رگهایش با عشق ایران میتپد و نفسش بویی از شهادت را منتشر میکند. او نماد غیرت و مردانگی است و تجسم حماسهای بزرگ!
شجاعت این سرداران، انتخابی نیست، بلکه فریادی از دل است. آنها در مواجهه با خطرات، عشق و ایمان را در دل دارند و هر یک با خون خود، نهال ایثار را آبیاری میکنند. فداکاریهای آنها چراغی روشن برای آینده ایران است.
امروز، همرزمانش با دلهایی پر از عشق و احترام، در برابر این اسوه ایثار و شجاعت کم میآورند و صدای غزلهای سخاوت و اشعار شجاعت را در وصف او بلند میکنند. زمین با چنین قهرمانانی زنده شده و سردار زارع، نیز مانند ستارهای در تاریکی، راه را روشن میکند و سربلندی ایران را فریاد میزند.
این سردار خستگیناپذیر و شهید زنده، خود تجسم ایثار و عشق به وطن است. نام و عملکردش در جنگ اخیر الهامبخش دلیرمردان این سرزمین است و یادش همیشه در دلها باقی خواهد ماند.
یادش گرامی و راهش پر رهرو باد!
سردار زارع عزیز، در دوران دفاع مقدس فرماندهیتان را به یاد دارم، همرزمی با شما افتخار من بود.
رزمنده و جانباز جنگ تحمیلی / محمدرضا ایـازی




