ایران سرزمین تنوع گویش ها،زبانها و فرهنگهاست.در حفظ آنها بکوشیم
ایران سرزمین تنوع گویش ها،زبانها و فرهنگهاست.در حفظ آنها بکوشیم
آرمان تبریز- زنده‌یاد پرفسور بهمن سرکاراتی《۱۳۱۶_۱۳۹۲》 نگاه یکسان سازی جهانی به موضوعات زبان و گویش ها را نداشت.وی معتقد بود که در عصر جهانی شدن باید تفاوت های فرهنگی و تنوع گویش ها، لهجه ها و زبان ها را در هر سوی جهان پاسداشت و نگهداشت.وی مثل یونسکو می اندیشید تعدد گویش ها،زبان ها و تفاوتهای جغرافیایی و فرهنگی را ظرفیت های بشری میدانست و معتقد بود:.روزگار ما از یک دیدگاه عصر تشخص ستیزی است.

به گزارش آرمان تبریز؛ مردم زمانه رو گردان از هرگونه تبعیض و تفاوت، هراسان از هرنوع تشخص و تمایز، با شتاب هرچه تمام تر به سوی یکسانی و یکدستی و یکنواختی رانده می شوند. پی روان آیین جهان بینی، طرفداران یکسوگرایی اجتماعی و کارگزاران سوداگری آزاد جهانی می کوشند طرحی بیاندازند و سامانی بچینند تا در ناکجاآباد هزاره ی سوم، همگان زیرسلطه ی یک نظام اقتصادی نامریی، همه مثل هم بزایند و مثل هم بزیند و مثل هم بمیرند! با این شتاب که هر روز در هر چهار سوی جهان، مرزهای طبیعی، گسست های ضروری و ناهمداستانی های سالم و لازم می شکنند و فرو می ریزند، دیری نپاید که گیتی ِ عاری از آرایش ها و برهنه از شکفتگی و زیبایی هایش که بخش کلانی از آن ها ناشی از رویارویی تفاصل ها و ناهمتایی هاست، خراب آبادی شود هموار که در آن ترک و رومی و چینی و زنگی، همه در پشت رایانه هایشان با کیف های سامسونت دردست و تلفن های همراه در جیب و همبرگر مک دونالد در دهان، همه همسان بزیند .
۱۳ سال پیش در چنین روزی دانشگاه بزرگ تبریز یکی از اساتید بنام و مطرح،خود در سطوح ملی و ببن المللی را از دست داد ، زتده یاد پروفسور بهمن سرکاراتی ـ استاد زبان‌های باستانی دانشگاه تبریز، عضو پیوسته‌ و معاون علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و از بزرگان و سرآمدان معاصر و پژوهشگری توانمند و سخت کوش و دقیق بود.
بهمن سرکاراتی متولد ۱۳۱۶ در محله ششگلان تبریز و دارای کارشناسی و کارشناسی ارشد ادبیات از دانشگاه تبریز، دارای دکتری در رشته‌‌ی زبان‌شناسی و فرهنگ و زبان‌های باستانی از دانشگاه تهران و از سال ۱۳۷۰ به عضویت پیوسته‌ی‌ فرهنگستان زبان و ادب فارسی درآمد و از آن زمان، افزون بر عضویت پیوسته، در مقطعی مدیریت گروه زبان‌های ایرانی و همچنین معاونت علمی و پژوهشی فرهنگستان زبان و ادب فارسی را عهده‌دار بود. دکتر سرکاراتی همچنین عضو فعال هیأت امنا و شورای علمی بنیاد ایران‌شناسی و معاون پژوهشی این بنیاد هم خدمت کرده و علاوه بر آن در کارنامه او مدیریت گروه زبان‌شناسی دانشگاه تبریز و تدریس در این دانشگاه، عضویت در کارگروه پژوهشی دانشکده‌‌ی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تبریز، ریاست انتشارات و روابط دانشگاهی دانشگاه تبریز، عضویت در کارگروه مرکزی کنگره‌ی‌ سالانه‌ی تحقیقات ایرانی، ریاست مرکز آموزش زبان دانشگاه تبریز و مشاورت عالی کتابخانه‌ی ملی ایران نیز دیده می‌شود.ازجمله آثار او می‌توان به این موارد اشاره کرد: ترجمه کتاب کارنامه شاهان در روایات ایران باستان (تبریز ۱۳۵۰)، ترجمۀ کتاب اسطوره بازگشت جاودانه اثر میرچا الیاده (تهران ۱۳۷۸ )؛ ترجمه کتاب دین ایرانی بر پایه متن‌های کهن یونانی اثر امیل بنونیست (تبریز۱۳۵۰ش) و اوستا از دیدگاه هنر نو (ترجمه بخش‌هایی از اوستا، تهران ۱۳۵۷ش).
او مقالات متعدّدی در مجلّات معتبر منتشر کرد که تعدادی از این مقالات در کتاب سایه‌های شکارشده گردآوری و منتشر شده است (مقالات پژوهشی سرکاراتی در حوزه‌های تخصّصی اسطوره‌شناسی، شاهنامه‌شناسی و زبان‌شناسی تاریخی، تهران ۱۳۷۸ش «اوستا و هنر نو؛ کارنامه‌ی شاهان در روایات سنّتی ایران» (ترجمه‌)، «دین ایرانی بر پایه‌ی متن‌های معتبر یونانی» (ترجمه‌)؛ «اسطوره‌ی بازگشت جاودانی» (ترجمه‌)، «سایه‌های شکارشده» (شامل ۲۰مقاله‌)، «مقدمه‌ای بر فلسفه‌ای از تاریخ» (ترجمه)، «بررسی جامع زبان فارسی باستان و آثار بازمانده‌ی آن»، «بررسی سه فرگرد وندیداد» و «اصطلاحات خویشاوندی در زبان‌های ایرانی». از دکتر سرکاراتی همچنین بیش از ۴۰مقاله در موضوعات مختلف ادبی، زبانی و تاریخی به یادگار مانده است.خانم دکتر مهری باقری همسر اندیشمند این دانشمند فقیدمیگوید.سرکاراتی نوشته‌های ناصرخسرو و سهروردی را به همان اندازه با تسلط تدریس می‌کرد که فردوسی، صائب و شهریار را تعلیم می‌داد.»
خانم دکتر بیدگلی استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاههای تهران معتقد است که از دید صاحب‌نظران نوشته‌های سرکاراتى از نمایان‌ترین مصادیق عبارت «کم‌گویى و گزیده‌گویى» در عرصۀ مطالعات ایرانى است.

در هر نوشته‌اش که با تأمّل و تفحّص تامّ و ارجاعات دقیق مى‌نگاشت، نکات و مطالبى جدید بود و بر همین اساس ارزش و اعتبار و سندیّت اکثر مقالات او، پس از گذشت ده‌ها سال، همچنان باقى است و ایران‌شناسان و مستشرقان در تحقیقات خود به آنها استناد می‌کنند.آثار قلمى او را دارای چند ویژگی شاخص و اساسى دانسته‌اند: نثر و انشاى سلیس، فصیح و دلنشین؛ محتواى پُرمایه؛ روشمندی و ساختار درست و استوار؛ طرح نکات و فرضیّات نو؛ اجتهاد و استقلال در نظریه‌پردازی؛ کثرت پی‌نوشت‌ها و ارجاعات و مآخذ به چند زبان بین المللی ….
دکترچنگیز مولایی، دانشیار دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز نیز می‌گوید: «مرحوم سرکاراتی یکی از برجسته‌ترین دانشمندان و شخصیت‌های فاضل در ادبیات معاصر و باستانی بود و جزو شخصیت‌های به نام در حوزه‌ی اوستاشناسی جهان به شمار می‌رفت. نه کتاب از دکتر جدا می‌شد و نه دکتر از کتاب، همیشه اهل خواندن و مطالعه بودند و به جرات می‌توان گفت که شیفته و مجذوب مطالعه بودند و مطالعه‌ی ایشان هرگز به یک رشته‌ی خاصی محدود نمی‌شد.
همگان و آن‌هایی که فقط یک‌بار با دکتر ملاقات کرده بودند، شخصیت ایشان را دوست داشتنی، خاکی و مورد احترام می‌دانستند و همیشه به این نکته اذعان داشتند که مرحوم سرکاراتی با سعه صدر در همه‌ی کارها جدی بودند و دانشجویان را مثل فرزندان خود می‌شمرد و راهنمایی می کرد. دکتر
مهدی رحیم‌پور، پژوهشگر فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز می‌گوید: «سرکاراتی از استادان برجسته، دانشمند و از افتخارات دانشگاه تبریز در حوزه زبان‌های باستانی و اسطوره‌شناسی به‌شمار می‌رفت که از لحاظ نوع کار و آثار می‌توان وی را با مهرداد بهار، نویسنده و پژوهشگر حوزه اسطوره مقایسه کرد. هنگامی‌که دانشجوی این استاد بودم، وی را فردی مهربان، باسواد و متواضع دیدم که در نگاه نخست شخصیتی جدی داشت. متاسفانه این استاد در سال ۱۳۸۵، به‌دلایلی از دانشگاه بازنشسته و پس از آن منزوی شد و کمتر به تدریس ادامه داد و بیشتر زمانش را به مطالعه می‌گذراند.»وی ایران را بسیار دوست میداشت و به تنوع فرهنگی ،قومی و زبانی آن و گستره وسبع جغرافیای فرهنگی آن به دیده تحسین می نگریست و چه زیبا در باره ایران گفت و نوشت: 《دوست داشتن ایران، یعنى آزرم نیاکان خود را نگه داشتن، یادشان را به ننگ نیالودن. اجدادمان را که پیش از ظهور دین مبین اسلام ناگزیر نمى‌توانستند مسلمان باشند، با الفاظ زشت «عجم» و «زندیق» و «گبر» و «مجوس» دشنام ندادن، چهره همه پهلوانان و سالاران و شهریاران پیشین را مسخ نکردن تا به حدى که انگار در این دیار در گذشته هیچ مرد یا هیچ زن شایسته‌اى نمى‌زیسته، نه آرشى بوده، نه کاوه‌اى، نه فریدونى، نه کیخسروى، نه تهمتن و رستم دستانى که مولانا نامش را همراه با امیرمؤمنان شیر خدا آورده است.
ایران‌شناسى، یعنى اکنون ایران را به گذشته آن پیوند دادن. فاش بگویم هر قومى که عمداً یا غیرعمد از گذشته خود ببرّد، سزاواریهاى گذشتگان خود را انکار کند، از نازیدن به هویت دینى و ملى خود ابا کند، به اجبار محکوم به نابودى است》در ۲۹ خرداد سال ۹۳ پیکر این استاد فقید در دوش جمع کثیری از اهالی فرهنگ و علم و ادب تشییع و در قطعه هنرمندان وادی رحمت تبریز آرام گرفت.خدای بزرگ رحمت فرماید و در روز جزا ببخشاید.،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،●محمد فرج پور باسمنجی