آرمان تبریز-«هوالقلم» ؛رسالت ذاتی رسانه خصوصاً نوع مکتوب آن مفاهیم گسترده و متنوعی ندارد در برههای از زمان از کمبود مطبوعات و نشریات نالیدیم و اکثریت غالب جامعه ، تکثر مطبوعات و روزنامه را به عنوان یک مطالبه اصلی و جدی مطرح ساختند،از آنجا که افراط و تفریط جزء لاینفک زندگی ماست ، با افزایش و تعدد مطبوعات شاهد ناهنجاریهای فرهنگی و اجتماعی شدیم که در هیچ کجای دنیا دیده نمی شود.
به گزارش خبرنگار ما؛رشد قارچگونه نشریات و مطبوعات در کشور فضای فرهنگی مان را آلوده و جلوه ای بس نازیبا به پیشخوان روزنامه فروشیها داد. تغییر سیاست مدیران در وزارت ارشاد موجب لغو امتیاز یا تعطیلی اغلب این نشریات گردید گو اینک برخی مطبوعه های خوب هم که با دولت حاکم همصدایی کمتری داشتند نیز به سزای اعمال خود رسیدند!
کسانی که قلم می زنند نسبت به سایر اعضای جامعه باید تقدم داشته باشند
مهمترین وظیفه خبرنگار و نشریه در دنیای امروز بیان واقعیات و واقعه نگاری است ، او باید هر آنچه را که میبیند بیان کند . اما مقدم تر از این وظیفه امانت داری است ما در اسلام شرایط خاصی را برای ناقل اخبار داریم او باید عدالت و امانت را در امر خبررسانی رعایت کنند و شرایط و حدود خبرنگاری تخطی نکند . کسانی که قلم می زنند نسبت به سایر اعضای جامعه باید تقدم داشته باشند و مشکلات را بیان کنند و پیگیری نمایند در واقع پلی بین مردم و مسئولین برای بیان وقایع و درصدد رساندن صدای مردم باشند بدون تردید وظیفه یک خبرنگار یا نشریه تنها نوشتن نیست خبرنگاران باید با احساس مسئولیت اجتماعی که دارند بحرانهای جامعه را برای کاهش حداقلی و رفع ، انعکاس داده و در این زمینه تحلیل های جامع و درستی داشته باشد و قدر مسلم تغییر مالکیت و لغزش از کنار مردم به آغوش مسئولین و مدیران تحت هرعنوان و توجیه خیانتی بس نابخشودنی به جامعه و مردم است به عبارتی هم که آفریده شده تا صدای مردم باشد برای بهرهگیری از هرگونه امتیاز و رانت در زمین مسئولان و رؤسا بازی کند .
اظهر من الشمس است که این کار به مثابه حمایت قاضی از مجرم است و علاوه بر ظلم آشکار به ساحت مقدس رسانه ، امنیت اقتصادی و اجتماعی ، فرهنگی جامعه را تخریب و شخصیت حرفهای اغلب همکاران حرفهای خود را نیز مخدوش میکند.
اما به هر حال وضعیت رسانههای مکتوب به یک سر و سامان نسبی رسید ولی باز هم در روزگار اخیر سیاستهای انبساطی مجوزهای تساهل گرایانه ، مسیر کاسب کارانه را برای نشریات نوظهور هموار کرد که هدفی جز توجه و تکیه بر صاحبان قدرت و ثروت برای کسب درآمد ندارند همین ها با این استدلال که فشار نیاز مادی و معنوی و شرایط اقتصادی جامعه و مشکلات معیشتی انسان را از مسیر حق و حقیقت خارج می کند جامعه را شاهد حضور پدیدههایی مذموم در رسانههای مکتوب و غیرمکتوب کرد که دین و اخلاق و شرافت و صداقت را توأمان نشانه رفته اند الزامات حرفه ای و جایگاه رسانه و رسالت قلم ، در قاموس این برخی ها! مفهومی ندارد حتی سوگند باریتعالی به قلم و آنچه که می نویسد (نون و القلم و ما یسطرون) هم در تغییر مشی و اصلاح ایشان تاثیری نمیگذارد قلم نوعی تحریض روحی است جهت تنبه آدمی و تنبه در امور دنیوی با قوه ادراک ، تلنگری است جهت تذهیب نفس و رسیدن به مناعت طبع در انسانی که خداوند لقب خلیفه الله را به آن عطا فرموده به شرط این که بشر قدر وجود ذینعمت خود را بداند و اعتبارش را به پای مناقب و ذخایر دنیوی نریزد.
پاسداشت حرمت قلم بیش از هر کسی در دست خود صاحب قلم است
قلم امانت و میراثی شگرف بر دستان انسان است . امانتی که باید در راه تعالی و کرامت انسان ، عدالت، آزادی ، حقیقت و به بیان دیگر ، نگارنده خط “عشق و مهرورزی” باشد نه اینکه در خدمت جهل و جزم اندیشی ، تملق صاحبان قدرت و قدرت طلبان و سرپوش گذاشتن بر روی حقیقت باشد قطعاً چنین قلمی مقدس نیست بلکه ضرار است ، خیانت است ، تجاوز به حریم قدسی آن است ، پاسداشت حرمت قلم بیش از هر کسی در دست خود صاحب قلم است صاحب قلمی که قلم خود را در راه خدای ناکرده تحریف حقایق و در راه چاپلوسی ومدیحه گویی مراکز قدرت و ثروت ارزان بفروشد مجیزه گویی بیش نمی تواند باشد اصلاً حیف آن باشد که عنوان مقدس صاحب قلم را بر روی اطلاق کرد زیرا:
۱-(قلم فروشی عین انسان فروشی است) قلم باید به دست اهلش باشد اهل قلم ، اهلی که متعهد ، متشخص ، تقوا پیشه و با ذوق است اما آدم نا اهل حرمت قلم را زایل می کند حقیقت را وارونه جلوه میدهد و به جای پیوند انسانها ، گسست و انشقاق رقم میزند ، اعتماد عمومی را خدشهدار میکند به جای عدالت ، تبعیض می آفریند به جای صلح و آشتی در جامعه ، جنگ افروزی میکند. فاسد را صالح ، سالم و صالح را مفسد جلوه می دهد .
قلم گویای عواطف و ترجمان خرد آدمی است . قلم بنیانگذار تمدن ها و گرداننده چرخهای جامعه است قلم درگریه های مداوم خود شرح درد های جانکاه انسانها را بیان میکند و در تبسمی که همواره در میان دو لب دارد نشاط عشق و شوق حیات ، رمز و راز زندگی و هزار گونه زیبایی نهفته است . ولی افسوس همین قلم هنگامی که به دست نااهل افتد از قطره های اشکش ، خون می چکد و تبسم عشق نیشخندی است برعالیترین ارزشهای انسانی .
قلم چشمه است آنرا نخشکانیم
قلم عصاست ، نه فقط برای پیران که همگان بدان تکیه می کنند قلم تنها عصای دست نیست فرهنگ ، اندیشه ، تفکر فرهیختگی ، همه بر این عصا تکیه کرده اند این عصا را نشکنیم قلم زبان است سخن میگوید و جنبش دارد حیاتِ قلم را نگیریم قلم مقدس است قلم همان وسیلهای است که خداوند به آن تعلیم نمود پس هشدار که قلم را به خواهش هامان نیالائیم و بی حرمتش نسازیم چنانچه در کتاب مقدس می خوانیم: «زینهار ، تا کلام را به خاطر نان نفروشی و روح را در خدمت جسم در نیاوری اگر میفروشی همان به ، که بازوی خود را ، اما قلم را ، هرگز! »
قلم را نباید به دست نااهلان سپرد. قلم در دست نابخردان که نمی دانند چگونه از آن استفاده نمایند یا غرض ورزان که نمیخواهند از آن به شیوه صحیح استفاده کنند همان تیغ از نیام برکشیده به دست زنگی مست است که لجامگسیخته ، جز به منافع فردی و مطامع دنیوی یارای اندیشیدن ندارد ، نشریه ای که برای روشنگری ، ایجاد وحدت ملی ، القای واقعیات اجتماعی و تقویت امید در جامعه ، مجوز نشر گرفته نباید ارگان رسمی فلان سازمان یا مدیری باشد که با ارتزاق از بیت المال برای تحریف واقعیت و توجیه تخلفات و سهل انگاری ها و احیاناً خیانت های او قلم را لمس کند مگر می شود تحمل کرد که صفحه نخست نشریه ای مزین! به تصاویر و گزارشات تبلیغی کارخانه ای پر حرف و حدیثی باشد که عملکردش اظهر من الشمس است به طوریکه تصاویر و مصاحبه های مهندسی شده آقای مدیر دولتی کارخانه صفحه اول اش را تماماً اشغال کند و انبوه مطالبات انباشته اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی شهر وکشور برای نشریه ، محلی از اعراب نداشته باشد یا در کمال تأسف با تورق هر چهار صفحه اش مصاحبه مسئول اداره ای را منتشر میکند که آگهی های همان اداره و سازمان در زیر ما مصاحبه هایش نقش بسته است .
آلودهشدن قلم ، آلودگی اعتماد و تحریف تاریخ است
گو اینکه علاوه بر مشکلات عدیده صنفی و امنیت شغلی معشیت وگذران زندگی اکثریت قریب باتفاق اصحاب رسانه و ارباب جراید ،و صاحبان واقعی قلم به محاق فراموشی دولتمردان سپرده شده و به معنای واقعی صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارند و وعده و وعیدهای تو خالی نمایندگان مجلس درکارزار انتخابات و یا شعارهای کاندیدهای ریاست جمهوری در مبارزات انتخاباتی گره ای از انبوه مشکلات معیشتی این قشر مظلوم و معرز باز نکرده و بعنوان طلایه داران فرهنگ و قلم در جامعه سالهاست از بی توجهی و نامهربانی مسئولان ذیربط به جایگاه و منزلت و مطالبات مادی فقدان یک فضای کسب و کار رسانه ای در کشور رنج می برند.
آلودهشدن قلم ، آلودگی اعتماد ، صداقت ، شجاعت و آزادگی ، تحریف تاریخ و ضربه مهلک به باورها و ارزشهایی است که صاحبان واقعی قلم در طول تاریخ حتی در راه این آرمانها چه بسا که جان عزیز خود را فدا کرده اند .
اما پایان سخن …. انتظار به حق مردم از ارباب جراید و صاحب قلمان ارزشی کشور اجتناب از بی تفاوتی انفعالی عمل نکردن در مقابل کاسبی ناجوانمردانه این نوع نشریات است که بنا به دلایلی سکوت اختیار می کنند یا پایگاه خبری دیگری ، کاری به حرکات و سکنات هم صدایان و هم سفره های خود در دیگر سازمان ها ندارد اما برای تسلیم و تمکین برخی مدیران و سازمانهای دولتی که به هر دلیلی منافع صاحب قلم را تأمین نمیکنند بلاانقطاع زیر سنگینترین حجمهای ژورنالیستی روزگار می گذرانند ، مصلحت اندیشی و فاصله گرفتن از اهداف ابتدایی انقلاب اسلامی میدان بازی را برای افرادی که قلم را صرفاً وسیله ارتزاق قرار دادهاند هر روز وسیع تر می کند مقاومت و ایستادگی برای پایان دادن به برنامههای مدیحهسرایی و تملق این به اصطلاح رسانهها ، کوچکترین وظیفه ایست که بر دوش شان سنگینی میکند و از سوی دیگر کم توجهی و یا عدم نظارت کیفی لازم نهادهای نظارتی و در رأس آنها وزارت و ادارات کل ارشاد باعث تجری روز افزون آنان شده و اگر برای اصلاح و حذف آنها اقدام به موقع صورت نگیرد در آینده نه چندان دور، بدست همین نشریات (که با عناوین عوام پسند هم مجوز گرفته و منتشر می شوند) با سیاه نمایی و حرمتشکنی جامعه را از مدیران صالح محروم و در عوض برخی مدیران و مسئولان فاسد نیز ارتقا یافته و با مدح و ثنای افرادی که قلم را تصرف عدوانی نموده اند همیشه تیتر اول نشریه آنها خواهند بود و بدین ترتیب برخلاف سیاستهای کلان کشور و منویات مقام معظم رهبری ، با دست خود برای اشاعه فساد و تقویت افراد مفسد آنهم با پولهای هنگفت بیتالمال یک تریبون رسمی در اختیار آنها قرار میدهیم آزادی قلم و بیان خطوط قرمزی دارند که توفیق لیاقت و کفایت استفاده از این موهبت نصیب هر کسی نمی شود ، حفظ حرمت قلم ، محافظت از آبرو و حیثیت انسانها ، رشد و تعالی فرهنگ عمومی و روشنگری جامعه ، اخلاقمداری ، آزادگی و دوری از وسوسه های مادی و خواهش های نفسانی ، افزایش آگاهی جامعه ، مبارزه با فساد ، محیط زیست و دغدغه های معیشتی آحاد جامعه ، فاصله گرفتن از صاحبان زر و زور و…
ادامه دارد….
دکتر محمد علی صادقیان
زمستان ۱۳۹۹

































