آیا پیشرفت فناوری می‌تواند شکاف بین انسان و طبیعت را پر کند؟”
آیا پیشرفت فناوری می‌تواند شکاف بین انسان و طبیعت را پر کند؟”
آرمان تبریز-محمدرضا ایازی روزنامه نگار/ علم به همان اندازه که خیلی ها چیزهای دور از ذهن را به بشر می آموزد به همان اندازه نیز گاهی در مورد از بین رفتن تنوع حیات روی زمین با سرعتی که ما نمی توانیم با آن همگام شویم، مصمم است.

هر ساله، شمار زیادی از گونه‌های زیستی در خطر انقراض قرار می‌گیرند، چرا که زیستگاه‌های طبیعی آن‌ها به طور مداوم تخریب، تکه‌تکه یا آلوده می‌شوند. گونه‌هایی همچون زنبورها و پروانه‌ها، که برای بقا و رفاه انسانی حیاتی هستند، به دلیل استفاده گسترده از آفت‌کش‌ها، با کاهش چشمگیر جمعیت مواجه شده‌اند. آلاینده‌های ناشی از فعالیت‌های اقتصادی در محیط انباشته می‌شوند و توان اکوسیستم‌ها را برای بازسازی و ارائه خدمات ضروری کاهش می‌دهند. این تخریب، نه تنها به گیاهان و جانوران بلکه به انسان نیز آسیب می‌رساند. در این میان، سیستم‌های مصرف و تولید همچنان ناپایدار باقی مانده‌اند.

واژه‌هایی چون “واقعیت نوین” یا “بحران‌های چندگانه” هرچند متفاوت به نظر می‌رسند، اما همگی بر یک حقیقت آشکار تأکید دارند: زمین در حال تجربه تغییرات اقلیمی گسترده‌ای است که ناشی از فعالیت‌های انسانی است. وابستگی شدید اقتصادها به سوخت‌های فسیلی، تغییرات کاربری زمین و جنگل‌زدایی در سراسر جهان، منجر به افزایش غلظت گازهای گلخانه‌ای و تشدید تغییرات آب‌وهوایی شده است. این تغییرات بر تمامی نقاط جهان، از جمله آسیا، تأثیر عمیقی می‌گذارد. برخی از مناطق با خشکسالی و موج‌های گرمایی طولانی‌مدت روبه‌رو می‌شوند، در حالی که دیگر مناطق طوفان‌های شدیدتر و مکرر را تجربه می‌کنند. تأثیرات تغییرات اقلیمی بر انسان، طبیعت و اقتصاد غیرقابل انکار است و تنوع زیستی نیز با سرعتی بی‌سابقه در حال کاهش است.
توسعه تمدن بشری در هماهنگی با طبیعت

از هزاران سال پیش که انسان‌ها بر زمین ساکن شدند، توسعه تمدن بشری در هماهنگی با طبیعت شکل گرفت. آشنایی با آتش، کشاورزی و اهلی‌سازی حیوانات، زندگی انسان‌ها را ساده‌تر و ایمن‌تر کرد. این تغییرات جمعیت انسانی را افزایش داد و به گسترش مناطق مسکونی و کاهش قلمرو طبیعت انجامید. اما این توسعه، حد و مرزی دارد. سؤال اینجاست که طبیعت تا چه زمانی می‌تواند دخالت‌های انسانی را تحمل کند؟ آیا روزی خواهد آمد که طبیعت، خالق و پرورش‌دهنده انسان‌ها، علیه آن‌ها واکنش نشان دهد و به جدالی نابرابر پایان دهد؟

تاریخ بشری سرشار از رویارویی‌های میان انسان و طبیعت است. این نبردها، بخشی از تلاش انسان برای برآورده کردن نیازهای زیستی و اجتماعی بوده است. با پیشرفت تمدن غرب، تسلط انسان بر طبیعت شدت گرفت و علم و فناوری، باور به امکان کنترل کامل طبیعت را تقویت کردند. این تصور به افزایش مداوم نیازهای انسانی و پدید آمدن چالش‌های جدید دامن زد. نتیجه آن شد که طبیعت، که از ابتدا حامی و سازنده حیات انسانی بوده، به بزرگ‌ترین دشمن او تبدیل شود.

طبیعت با رخدادهایی همچون آتشفشان‌ها، زلزله‌ها، طوفان‌ها و اپیدمی‌ها نشان داده که تسلیم انسان نخواهد شد. این پدیده‌ها نه تنها باید انسان را به تأمل و تغییر رفتار وادارند، بلکه احترام بیشتری به طبیعت را طلب می‌کنند. متأسفانه، انگیزه‌های اقتصادی و باور به توانایی بی‌حد فناوری، انسان را به ادامه این نبرد وامی‌دارند. پیروزی‌های کوتاه‌مدت بر طبیعت به سرعت، فاجعه‌های ناشی از این برخوردها را به فراموشی می‌سپارند.

پیشرفت بی‌رویه فناوری، تعادل میان انسان و طبیعت را بر هم زده است. انسان‌ها تصور می‌کنند که با توسعه منابع انرژی جدید و ابزارهای پیشرفته‌تر، می‌توانند طبیعت را بی‌پایان بهره‌برداری کنند. اما طبیعت، واکنش خود را به این اقدامات نشان می‌دهد؛ واکنشی که گاه ممکن است به نابودی تمدن انسانی بینجامد.

جهان روزبه‌روز ناامن‌تر می‌شود

شکستن تعادل طبیعی و بی‌ثباتی روزافزون در محیط زیست، پیامدهای فاجعه‌باری دارد. یکی از این پیامدها، افزایش غیرقابل پیش‌بینی بودن پدیده‌های طبیعی است که زندگی انسان را با خطرات بیشتری روبه‌رو می‌کند. با وجود پیشرفت‌های علمی، جهان روزبه‌روز ناامن‌تر می‌شود و نقش تصادف و رویدادهای پیش‌بینی‌ناپذیر در زندگی انسان‌ها افزایش می‌یابد.

در نهایت، اگر انسان به جای تعامل مسئولانه با طبیعت، مسیر بهره‌برداری بی‌رویه را ادامه دهد، این چرخه ناسازگار به نقطه‌ای خواهد رسید که جبران آن غیرممکن است. احترام به طبیعت و تلاش برای بازیابی تعادل، تنها راهی است که می‌تواند از بروز فاجعه‌های بیشتر جلوگیری کند.

اشاره: هموستاز وضعیتی است که موجودات زنده تلاش می‌کنند تعادلی پایدار را در بدن خود حفظ کنند.