کبود شدن دست ترامپ ابزار فریب برای پنهان کردن ترور نخست‌وزیر یمن
کبود شدن دست ترامپ ابزار فریب برای پنهان کردن ترور نخست‌وزیر یمن
آرمان تبریز- در روزهای گذشته خبری تلخ و مهم از حمله جنگنده‌های اسرائیلی به پایتخت یمن، صنعا، منتشر شد که در آن "احمد غالب الرهوی"، نخست‌وزیر یمن شمالی، به همراه چند وزیر دیگربه شهادت رسیدند.

آرمان تبریز- در روزهای گذشته خبری تلخ و مهم از حمله جنگنده‌های اسرائیلی به پایتخت یمن، صنعا، منتشر شد که در آن “احمد غالب الرهوی”، نخست‌وزیر یمن شمالی، به همراه چند وزیر دیگربه شهادت رسیدند.

به گزارش خبرنگار ما در تبریز، این جنایت وحشیانه برخلاف حجم زیاد وقایع مشابه در خاورمیانه، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهانی و منطقه‌ای نداشت و به حاشیه رفت.

کارتل‌های بزرگ خبری که تحت نفوذ نظام صهیونیستی و منافع کشورهای غربی، به ویژه آمریکا هستند، رویدادهای منطقه‌ای را گزینشی و جهت‌دار پوشش می‌دهند. نمونه واضح این فریبکاری، تمرکز بی‌مورد رسانه‌ها بر کبودی دست ترامپ بود؛ موضوعی که توجه‌ها را از تحولات مهم‌تر سیاسی و ژئوپلیتیکی منحرف کرد.

کبودی دست ترامپ صرفاً ابزاری بود برای فریب رسانه‌ها و منحرف کردن افکار عمومی از جنایت و ترور نخست‌وزیر یمن و مسئولان ارشد آن کشور که به شکل معناداری نادیده گرفته شد.

از دیدگاه روابط بین‌الملل، این نوع پوشش رسانه‌ای نشان‌دهنده سلطه روایت غرب‌محور است که منافع اسرائیل را به عنوان بازیگر کلیدی خاورمیانه، تحت لوای تهدیدات نمایشی توجیه می‌کند.

سیاستمداران و مشاوران امنیتی می‌دانند که چنین نمایش‌های ظاهری، مانند کبودی دست ترامپ، ابزاری برای کنترل روایت‌ها و جهت‌دهی افکار عمومی است تا اهداف راهبردی خود را پیش ببرند. این مهارت غربی‌ها در بازی رسانه‌ای و فریب سیاسی، باعث می‌شود واقعیت‌های ناخوشایند به حاشیه بروند.

نقش رسانه‌های داخلی و منطقه‌ای هم بسیار مهم است؛ سکوت یا کم‌توجهی آن‌ها ناشی از ضعف ساختاری، فقدان تحلیل عمیق و فشارهای سیاسی است. این موضوع باعث می‌شود صدای واقعی تحولات و جنایات به گوش جهانیان نرسد و فرصت‌های واکنش بین‌المللی از دست برود.

اما رسانه ملی ما در قبال چنین رویدادهای مهمی، تاکنون چه روایت مستقل و تحلیلی متمایزی ارائه کرده است؟ ترور نخست‌وزیر یمن شمالی و چند مقام عالی‌رتبه این کشور، جنایتی جنگی با پیامدهای ژئوپلیتیکی گسترده است که نه تنها در رسانه‌های بین‌المللی، بلکه در بسیاری از رسانه‌های داخلی نیز کم‌توجهی شده است.

در این شرایط، نبود میزگردهای تحلیلی با حضور کارشناسان روابط بین‌الملل، حقوق بین‌الملل و امنیت منطقه‌ای، کاملاً احساس می‌شود.

واقعیت این است که هرگاه قدرت‌های غربی بخواهند اقدام راهبردی انجام دهند، هم‌زمان از طریق عملیات روانی و رسانه‌ای، با استفاده از اتفاقات حاشیه‌ای – مثل کبودی دست یک سیاستمدار- افکار عمومی را از جنایات و تحولات مهم‌تر منحرف می‌کنند.
این روش نوعی، شومن‌سازی رسانه‌ای است که بر ساده‌سازی افکار عمومی و بهره‌برداری از ضعف تحلیلی رسانه‌های دیگر کشورها استوار است.
در برابر این بازی پیچیده، سؤال مهم این است: رسانه‌های داخلی و منطقه‌ای تا چه حد می‌توانند در مقابل این مهندسی افکار عمومی مقاومت کنند و به وظیفه واقعی خود یعنی آگاهی‌بخشی عمل نمایند؟

برای مقابله با این وضعیت، نیازمند ساختار رسانه‌ای مستقل، تربیت تحلیلگران حرفه‌ای و افزایش سواد رسانه‌ای عمومی هستیم تا به جای بازنشر روایت‌های تحمیلی، بتوانیم واقعیت‌های پشت پرده تحولات بین‌المللی را بهتر بشناسیم و توضیح دهیم.

محمدرضا ایازی
روزنامه‌نگار و پژوهشگر علوم سیاسی