چرخش های عجیب آقای خلبان/ کت و شلوار و تبلتی که به پیراهن روی شلوار تبدیل شد/ تجربه شکست هاشمی در سال ۷۸ برای قالیباف تکرار می شود؟
چرخش های عجیب آقای خلبان/ کت و شلوار و تبلتی که به پیراهن روی شلوار تبدیل شد/ تجربه شکست هاشمی در سال ۷۸ برای قالیباف تکرار می شود؟
آرمان تبریز-قالیباف که روزگاری یک پلیس با دیسیپلین و نوگرا شناخته می شد، در دهه 80 و 90 «تکنوکرات اصولگرایان» نامیده شد و در اواسط دهه 90 نیز در قامت یک انقلابی نزدیک به پایداری ها ظاهر شد. این تغییرات پیاپی به بدبینی اصولگرایان انجامید.

به گزارش خبر فوری، غالب تحلیلگران معتقدند انتخابات مجلس ۱۴۰۲ برای محمد باقر قالیباف، رئیس کنونی مجلس شورای اسلامی، یک شکست به حساب می آید. قالیباف که در سال ۹۸ با بیش از یک میلیون و ۲۰۰ هزار رای توانست به عنوان نفر اول تهران راهی مجلس شود، در سال ۱۴۰۲ نتوانست به موفقیت برسد و با کسب ۳۲۲ هزار رای (۲۶٫۵۷ درصد) به عنوان نفر چهارم تهران راهی بهارستان می شود. شکست بزرگتر برای قالیباف، ناکامی یاران و طرفدارانش بود. لیستی که او معرفی کرده و با نام لیست «ائتلاف» شناخته می شد، شکستی سنگین خورد. از میان نامزدهایی که فقط در لیست ائتلاف حضور داشتند، تنها قالیباف توانست رای بیاورد و مابقی شکست خوردند. در مقابل، اعضاء لیست «صبح ایران» و «امناء» توانستند بیشترین سهم را از انتخابات تهران داشته باشند و لیست قالیباف را شکست سختی دهند.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند که «چرخش» جبهه پایداری باعث شکست قالیباف و لیست او شد. نامزدهای جبهه پایداری در ابتدا پیمانی شکننده با قالیباف بستند اما بعد، به او پشت کرده و در لیست های دیگر اصولگرایان از جمله صبح ایران و امناء پخش شدند (درباره این تئوری اینجا بخوانید). اگرچه این تحلیل تا حدی درست و قابل اعتناء است اما همه واقعیت را نشان نمی دهد. بخشی از شکست قالیباف و لیستش به رفتار سیاسی خود او مربوط می شود.
چرخش های عجیب آقای خلبان/ چگونه کت و شلوار به پیراهن تبدیل شد؟

محمد باقر قالیباف از آن دست اصولگرایانی است که در چند سال اخیر چرخش های سیاسی – رفتاری عجیبی داشته است. او که در سال ۹۴ با لباس خلبانی و در کنار هواپیما، برای انتخابات ریاست جمهوری تبلیغ می کرد و در سال ۹۲ با کت و شلوار و تبلت راهی مناظره های انتخاباتی می شد، در سال ۹۶ چرخشی تاریخی داشت و برای شکست حسن روحانی، با پیراهنی مردانه که روی شلوارش افتاده بود، در کنار سید ابراهیم رئیسی قرار گرفت و از او حمایت تام و تمام کرد.

قالیباف بعد از انتخابات ۹۲ شکستی سخت خورده بود. او نتوانسته بود حمایت اصولگرایان سنتی و نو را جلب کند. اصولگرایان او را «تکنوکرات» می نامیدند و اصلاح طلبان او را یک اصولگرای زیرک، با ظاهری متفاوت می دانستند. قالیباف قبل از انتخابات سال ۹۲ خود را رئیس جمهور قطعی ایران می دانست اما چند سال بعد از شکست از روحانی در سال ۹۲، شهرداری را هم از دست داد و آن را تقدیم اصلاح طلبان کرد. در این برهه بود که آقای خلبان به فکر تغییر مسیر پرواز خود افتاد. او شمایل و افکار، شعارهای سیاسی و حتی تیم رسانه ای خود را تغییر داد. اولین گام او در این تغییر، انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ بود. کنارکشیدن او به نفع ابراهیم رئیسی و شکست دولت روحانی در پیشبرد برجام در سال ۹۸ و مشکلات اقتصادی مختلف در دولتش، باعث شد، قالیباف به قلب اصولگرایان سنتی و جبهه پایداری نزدیک شود و با ائتلافی مهم و قابل اعتناء بتواند در انتخابات مجلس شورای اسلامی سال ۹۸ پیروز شده و به عنوان رئیس مجلس یازدهم هم انتخاب شود.
اگرچه مسیر سیاسی قالیباف فراز و نشیب زیادی داشته است اما نباید از خاطر برد که شمایل، تیپ و افکار سیاسی او نیز به همراه جایگاهش، فراز و نشیب داشته است. او که روزگاری یک پلیس با دیسیپلین و نوگرا شناخته می شد، در دهه ۸۰ و ۹۰ «تکنوکرات اصولگرایان» نامیده شد و در اواسط دهه ۹۰ نیز در قامت یک انقلابی نزدیک به پایداری ها ظاهر شد. این تغییرات پیاپی به بدبینی اصولگرایانی انجامید که ذاتا بدبین هستند و برایشان سوابق و شمایل کلی فرد بسیار مهم است.

میان قالیباف و جبهه پایداری خیلی زود اختلاف پیش آمد. با نزدیک شدن به انتخابات ۱۴۰۲ این اختلافات بیشتر شد. اتهامات سیاسی و اقتصادی متحدان دیروز قالیباف، به او هر روز بیشتر می شدند (اینجا بخوانید). پایداری‎‌چی ها قالیباف را ساز ناکوکی می دیدند که در سمفونی اصولگرایی می نوازد. به همین دلیل، سعی کردند او را دور بزنند.
تجربه شکست هاشمی در سال ۷۸ برای قالیباف تکرار می شود؟

با وجود تفاوت مبنایی جریان های سیاسی – تاریخی، میان قالیباف و هاشمی شباهت وجود دارد. تجربه قالیباف در انتخابات ۱۴۰۲ از جهاتی شبیه تجربه قوام السلطنه در انتخابات مجلس (ملی) پانزدهم بود. قوام در این انتخابات با تمام احزاب، حتی چپ ها، ائتلاف کرد اما این ائتلاف خیلی زود شکست خورد و احزاب مجلس پانزدهم یکی پس از دیگری از ائتلاف او خارج شده و علیه اش فعالیت کردند (اینجا بخوانید).

اتفاقی که برای هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس (شورای اسلامی) ششم افتاد، از جهتی دیگر شبیه اتفاقی است که برای قالیباف در انتخابات مجلس دوازدهم رخ داده است. اگرچه میان هاشمی رفسنجانی و قالیباف از زمین تا آسمان تفاوت است و بین اصلاح طلبان سال ۱۳۷۸ و ۱۳۷۹ و اصولگرایان سال ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ هیچ شباهتی به لحاظ ساختاری و حزبی وجود ندارد، اما این دو فرآیند (انتخابات مجلس ششم و مجلس دوازدهم) از یک جهت به هم شبیه هستند. رفسنجانی در سال ۷۸ در میانه جریان اصول گرایی و اصلاح طلبی قرار داشت. هم اصولگرایان مخالفش بوده و او را «پدر اشرافیت نوین» می دانستند و هم اصلاح طلبان حاضر نبودند این «عالیجناب خاکستری» را به عنوان متحد اصلاح طلبان بپذیرند. به همین دلیل، رفسنجانی در میانه این دو جریان اصلی قرار داشت و نتوانست در انتخابات مجلس ششم نتیجه خوبی کسب کند. او در انتخابات سال ۷۸ رتبه سی ام تهران را به دست آورد. این نتیجه آنقدر برای او سنگین بود که ترجیح داد استعفاء داده و قید مجلس را بزند.

اگرچه رتبه چهارم قالیباف در مقایسه با رتبه سی ام هاشمی به مراتب رتبه بهتری است اما خطر همچنان، رئیس مجلس را تهدید می کند. احتمال اینکه قالیباف نتواند بار دیگر ریاست مجلس شورای اسلامی را به دست آورد، زیاد است. عدم تمرکز حزبی، عدم توانایی در ایجاد ائتلاف واقعی با جریان های اصولگرایی، نبود یک «هسته سخت» سیاسی در تیم قالیباف و مهم تر از همه عدم ثبات در رفتار سیاسی اش از جمله عللی هستند که می توانند آقای خلبان را پایین بکشند. باید صبر کرد و دید در آینده نزدیک چه اتفاقاتی خواهد افتاد.