یادداشت شایسته سالاری در انتخابات مجلس(قسمت دوم )
یادداشت شایسته سالاری در انتخابات مجلس(قسمت دوم )
آرمان تبریز-احمد بایبوردی/ درسوگند نامه نمایندگان محترم مجلس آمده من در برابر قرآن مجید به خدای قادر و متعال سوگند یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه‌ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم.

آرمان تبریز-احمد بایبوردی/ درسوگند نامه نمایندگان محترم مجلس آمده من در برابر قرآن مجید به خدای قادر و متعال سوگند یاد می‌کنم و با تکیه بر شرف انسانی خویش تعهد می‌نمایم که پاسدار حریم اسلام و نگهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی ملت ایران و مبانی جمهوری اسلامی باشم، ودیعه‌ای را که ملت به ما سپرده به عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوا را رعایت نمایم وهمواره به استقلال و اعتلای کشور و حفظ حقوق ملت و خدمت به مردم پایبند باشم، از قانون اساسی دفاع کنم و در گفته‌ها و نوشته‌ها و اظهارنظرها، استقلال کشور و آزادی مردم و تأمین مصالح آن‌ها را مدنظر داشته باشم.»ویژگی‌هایی که از این سوگندنامه می‌توان استفاده کرد به قرار زیر است:
الف) پاسدار حریم اسلام بودن
ب) نگهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی بودن
ج) حافظ و نگهبان مبانی جمهوری اسلامی ایران بودن
د) امین و عادل بودن
ه) امانت‌دار بودن
و) با تقوا و پرهیزکار بودن
ز) متعهد و پایبند به استقلال و اعتلای کشور بودن
ح) حافظ حقوق ملت و تامین‌کننده مصالح آن‌ها بودن
ط) خدمتگزار مردم بودن
ی) مدافع قانون اساسی بودن
ک) رعایت تقوا و تعهد در گفته‌ها، نوشته‌ها و اظهارنظرها
م) آزادیخواه بودن .
ممکن است گفته شود که در اصل مزبور، امور بالا به عنوان ویژگی‌های نمایندگان بیان نشده است بلکه در سوگندنامه برای پایبندی به آن‌ها سوگند یاد شده است، پاسخ این است که اگر کسی در حد و اندازه‌ای نباشد که بتواند به این امور و تعهد و پایبندی داشته باشد نمی‌تواند به آن‌ها سوگند یاد کند. پیشینه و روحیه فرد باید به گونه‌ای باشد که بتوان این سوگند را از او پذیرفت. کسی که سوگند یاد می‌کند به عنوان امینی عادل از ودیعه‌ای که مردم به او سپرده‌اند پاسداری کند باید امانتداری و عدالتمداری را در رفتار او مشاهده کرد و پیشینه او نیز گواه این امر باشد.
در نوشتار قبلی گفتیم که نماینده نباید به کانون های قدرت وثروت وابسته یاشد.سوالی که مطرح می شود آیا ممکن است بدون اتکا به کانون های قدرت وثروت به صندلی مجلس تکیه زد؟آیا قدرت واقعی در بطن جامعه ودرون اقشار جامعه نهفته است؟آیا ثروت همان پشتوانه مردمی واعلام حمایت وپشتیبانی آنهاست؟سوال دیگر اینکه یک فرد چه ویژگی هایی را در خود می بیند که خود را در جایگاه نماینده مردم محک می زند؟دوره نمایندگی برای یک فرد باید چند دوره باشد که دارای حداکثر کارایی برای توسعه وپیشرفت جامعه باشد؟آیا بهتر نیست عده ای از دیپلمات ها به فکر بازنشستگی بوده وعرصه رقابت را به نفع جوانان خالی کنند وخودشان هم در ستاد تبلیغاتی آنها فعالیت نمایند؟کسی که قدرت وتوان سخنرانی در یک جمع ده نفره را ندارد چطور به خود اجازه می دهد کاندید مجلس شود؟کسی که با مدرک لیسانس وارد مجلس شده وپس از طی دوره ۴ یا ۸ ساله با مدرک دکتری تخصصی خارج می شود چطور توانسته است به وظایف خطیر نمایندگی برسد واز طرف دیگر ۲۴ واحد نظری وآزمون جامع وآزمون تافل ودر نهایت ۲۴ واحد پایان نامه تخصصی را گذارنده باشد؟نماینده ای که به دنبال معرفی پیمانکار خودی برای تامین هزینه های انتخاباتی برای پروژه های شهرداری است آیا شایسته ورود به مجلس هست؟نماینده ای که درفکرصادرات وواردات وترخیص کالا وخودرو هست چطور می تواند هم زمان به فکر موکلان خویش باشد؟نماینده ای که در فکر واردات دارو وتجهیزات پزشکی است چطور می تواند وقت وانرژی خود را مصروف مردم نماید؟نماینده باید از جنس مردم طبقه متوسط به پایین باشد ولی مش فلانی نباشد که برود درمجلس به شومن تبدیل شود وحرکات نمایشی وپوپولیستی ازخود نشان بدهد.

نمایندگی یک شغل تمام وقت است که درآن منتخب مردم چهار سال خودش را وقف مردم می نماید وقتی انتخاب شد نباید منتی برمردم بگذارد وتابلو بنر برای کوچکترین فعالیت خویش در سراسر شهر نصب نماید.نماینده نباید از آبدارچی تا مدیر کل یک اداره دخالت ونظر بدهد چرا که این امور ایشان را از وظیاف نظارتی وقانون گذاری خود باز می دارند.استیضاح وسوال از نمایندگان قوه مجریه یکی از ارکان اجرایی قوه مقننه است ولی درکنار آن نباید جذب سرمایه واعتبار وسرمایه گذار به محدوده حوزه انتخاباتی فراموش شود،علاوه بر این ویژگی‌ها، بحث شجاعت و توانایی بر اظهار نظر شرط لازم دیگری است، در زمینه برخورد با متخلفین و صاحبان قدرت و ثروت و افراد نفوذی احزاب و گروه‌ها، اگر کسی آن شجاعت لازم را نداشته باشد، نمی‌تواند برخورد کند. در نتیجه یکی از وظایف اصلی نمایندگی که بحث نظارت است، زمین می‌ماند.

ویژگی بعدی اینکه از جنس مردم باشد، اگر نماینده از جنس مردم نباشد، همواره اطراف کانون‌های قدرت و ثروت رفت و آمد می کند، برای اینکه مصالح شخصی خودش را تامین کند. در نتیجه هرچه که مصالح کانون‌های قدرت و ثروت اقتضا کند این نماینده انجام می‌دهد و کاری به کار مردم ندارد. اما کسی که از جنس مردم باشد، دلش برای آنها می‌سوزد و مصالح آنها را در نظر می‌گیرد، اگر مصالح مردم با مصالح آن کانون‌ها در تضاد باشد، پا بر مصالح کانون‌های قدرت و ثروت می‌گذارد و ازهیچ کس هراسی پیدا نکرده و مّر حق را دنبال می‌کند.و بالاخره موضوع پیگیر بودن و حوصله داشتن؛ اینکه تا آخر راه برود، نه اینکه یک حرف خوبی بزند ویک اقدام شایسته‌ای انجام دهد آن وقت وسط کار برود و به کارهای دیگر مشغول شود، این هم به درد نمی‌خورد. پس نماینده باید آدم پیگیر، دلسوز و دارای حلم و حوصله باشد.درنهایت یک نماینده مجلس خوب سازنده آراء است نه بازرگان آراء
احمد بایبوردی

  • منبع خبر : آریا