سرطان خون یا کودتا؛ وضعیت پوتین همانند شاه است یا صدام؟
سرطان خون یا کودتا؛ وضعیت پوتین همانند شاه است یا صدام؟

آرمان تبریز-ولادیمیر پوتین در حالیکه با سخت ترین شرایط سیاسی خود از ابتدای به دست آوردن قدرت تاکنون مواجه است، اخبار بدی از مسکو و کیف به گوش می رسد. به گزارش خبر فوری، با شکست سنگین ارتش روسیه در محاصره لوهانسک و نیز شکست در جبهه خارکیف حالا بسیاری از احتمال کودتا یا برکناری […]

آرمان تبریز-ولادیمیر پوتین در حالیکه با سخت ترین شرایط سیاسی خود از ابتدای به دست آوردن قدرت تاکنون مواجه است، اخبار بدی از مسکو و کیف به گوش می رسد.

به گزارش خبر فوری، با شکست سنگین ارتش روسیه در محاصره لوهانسک و نیز شکست در جبهه خارکیف حالا بسیاری از احتمال کودتا یا برکناری رئیس جمهور روسیه در صورت شکست احتمالی در اوکراین خبر داده اند.

هر چند به نظر می رسد این‌ احتمال بیشتر گمانه زنی رسانه های غربی و ارتش اوکراین باشد اما نباید احتمال عزل یا حداقل کاهش قدرت پوتین در صورت عدم پیروزی در اوکراین را نادیده گرفت.

ماجرای بیماری خطرناک پوتین چیست؟

چند روز قبل، رئیس سازمان اطلاعات نظامی اوکراین مدعی شد؛ کودتا برای سرنگونی ولادیمیر پوتین در جریان بوده و نمی‌توان آن را متوقف کرد. کریلو بودانف در این رابطه گفت: این اقدام (کودتا) در جریان است و غیرممکن است که متوقف شود.

این خبر در حالی منتشر شد که برخی رسانه های عمدتا غربی از وضعیت بد جسمانی ولادیمیر پوتین خبر داده و مدعی شده اند او به بیماری سرطان دچار شده است.

بر اساس گزارش پایگاه اسپکتیتور، شواهدی وجود دارد مبنی بر اینکه پوتین بارها توسط متخصص ارشد سرطان مورد معاینه قرار گرفته و این شواهد گمانه زنی ها درباره سرطان تیروئید را افزایش داده است. ظاهراً برخی از «الیگارش ها» مدعی شده اند که او «به شدت مبتلا به سرطان خون است».

این گزارش ها اگرچه تا حدی جهت دار و ضد روسی هستند اما با افزایش ناکامی در اوکراین ممکن است چهره واقعیت به خود بگیرند. منتشرکنندگان این گزارش ها معتقدند رئیس جمهور روسیه همانند محمدرضا پهلوی یا حسنی مبارک با بیماری مواجه است و سختی‌ بیماری مانع از تصمیم گیری درست و سنجیده او می گردد، همانطور که مانع از تصمیم گیری درست و سنجیده شاه و مبارک در روزهای پایانی زندگی سیاسی آنها گردید.

ولادیمیر پوتین در ماه های اخیر نشان داده که قادر به تصمیم درست در رابطه با جنگ نیست. پوتین در یک ماه اخیر، اکثر مقامات ارشد اطلاعاتی و نظامی روسیه را تغییر داده است. سایمون مایلز، استادیار دانشکده سیاست عمومی سنفورد دانشگاه دوک و مورخ حوزه اتحاد جماهیر شوروی و روابط آمریکا-شوروی می‌گوید: من فکر می‌کنم او افرادی را که فکر می‌کند احتمالاً او را گمراه کرده‌اند، مورد هجمه قرار داده و قربانی می‌کند.

این اقدام پوتین نشان از نارضایتی و خشمی دارد که او را به تصمیم گیری عجولانه واداشته است. البته تاریخ نشان داده روسای کشورها معمولا در شرایط سخت، به علت کنار زدن اطرافیانشان قادر به تصمیم گیری درستی نیستند. بیزنس اینسایدر در گزارش خود درباره وضعیت پوتین نوشته که اگر پوتین از بابت اطلاعات و مشاوره‌های دریافتی از سمت مشاورانش ناراضی است، خودش از بابت “ایجاد یک فرهنگ مستبدانه با محوریت ترس” که اجازه می‌دهد “اطلاعات غلط مستقیما به او برسد” مسئول است.

بر این وضعیت، باید بیماری احتمالی و عدم تمرکز سیاسی و فکری پوتین را هم باید افزود. همه این شرایط نشان می دهد که رئیس جمهور روسیه در شرایط سختی است و نمی تواند وضعیت جنگ را کنترل کند.
احتمال کودتا یا انقلاب در روسیه چقدر است؟

با این حال، احتمال کودتا علیه پوتین همچنان پایین است. در ساختار سیاسی روسیه، هیچ فردی به اندازه پوتین قدرت ندارد. قدرت او از اسلاف خود در اتحاد جماهیر شوروی نیز بیشتر است. او از خروشچف و برژنف قدرت بیشتری دارد و اقتدار او را می توان با استالین مقایسه کرد. در داخل حزب پوتین، هیچ شخصی حتی به گرد پای او هم نمی رسد. او همانند استالین حزب خود را تصفیه کرده و به همین دلیل، در راس ساختار حزبی روسیه قرار دارد و اصولا روسیه فعلی بدون او قابل تصور نیست.

ممکن است برخی روی اپوزیسیون غرب گرای روسیه حساب باز کنند. اگر شرایط داخلی روسیه بر اثر جنگ اوکراین به هم بریزد، اپوزیسیون غرب گرای داخل روسیه که بیشتر اعضایشان هم در زندان‌ و تبعید هستند، فقط با یک انقلاب طولانی و خونین می توانند پوتین را از قدرت به زیر بکشند اما این امکان نیز احتمالا منتفی است. آنطور که بیزینس اینسایدر نوشته، پوتین در سال‌های اخیر راه سرکوب انقلاب ها و کودتاها را یاد گرفته و احتمال هرگونه انقلاب رنگی علیه او منتفی است. در صورت ایجاد هر جنبش اجتماعی و سیاسی خارج از چارچوبی علیه رئیس جمهور روسیه، احتمالا تیم های اطلاعاتی و امنیتی قوی او، آن جنبش را به سرعت در نطفه خفه می کنند.

شواهد فوق نشان می دهد که احتمالا ولادیمیر پوتین در صورت شکست در جنگ به همان سرنوشتی دچار شود که صدام حسین دچارش شد. این مطلبی است که ایندیپندنت نیز در گزارشی به آن اشاره کرده است. در حقیقت، وجه شبه احتمالی پوتین و صدام می تواند این باشد که صدام بعد از گذر از چارچوب های غرب و حمله به کویت، به آمریکا و متحدانش ثابت کرد که دیگر قابل اعتماد نیست. غرب به همین دلیل، او را کنار گذاشت و دیگر با او کار نکرد. عراق تحت سلطه صدام البته حدود یک دهه بعد از جنگ خلیج فارس باقی‌ ماند اما مانند درختی ‌که از ریشه خشک شده باشد، آنقدر در خود فرو رفت‌ که آرام آرام از درون پوسید.

برخی برآنند که این سرنوشت می تواند نصیب پوتین هم شود. البته شکی نیست که پوتین از هر جهت قدرتمندتر از صدام است و احتمالا آمریکا هرگز به فکر جنگ یا سرشاخ شدن با پوتین نیفتد، اما کنار گذاشتن پوتین از معادلات غرب می تواند آسیب زیادی به روسیه زده و در طولانی مدت، قدرت پوتین را در حوزه جهانی یا منطقه ای کم کند.

شاید اگر پوتین هر چه سریعتر ارتش خود را به سمت مناطق استقلال طلب شرقی سوق داده و به اصطلاح، یک عقب‌ نشینی استراتژیک داشته باشد، بتواند خود را از سقوط برهاند. او با این کار هم می تواند اعتبار خود را حفظ کند و هم به نوعی به اهدافش برسد.