بحران”آب”در ایران و راهکارهای پیش رو برای مدیریت بحران آب
بحران”آب”در ایران و راهکارهای پیش رو برای مدیریت بحران آب

آرمان تبریز-درآمد: یکی از اسامی معروف کره زمین سیاره آبی است.بیش از دو سوم سطح زمینی که در آن‌ برخلاف سایر سیاره های شناخته شده حیات شکل گرفته است از آب تشکیل شده است.هوا،آب و خاک سه مولفه اساسی هستند که باعث پیدایش حیات در این کره خاکی شده اند. نگاهی به تاریخ نشان‌می دهد […]

آرمان تبریز-درآمد: یکی از اسامی معروف کره زمین سیاره آبی است.بیش از دو سوم سطح زمینی که در آن‌ برخلاف سایر سیاره های شناخته شده حیات شکل گرفته است از آب تشکیل شده است.هوا،آب و خاک سه مولفه اساسی هستند که باعث پیدایش حیات در این کره خاکی شده اند.

نگاهی به تاریخ نشان‌می دهد که اولین تمدن های بشری در کنار رودخانه ها و‌جلگه های پرآب تشکیل شده اند.تمدن سومر در بین النهرین بعنوان اولین تمدن شناخته شده تاریخ ،مدیون آب دجله و فرات و جلگه حاصلخیز پیرامون این دو رود است.

میزان اهمیت آب بدان‌پایه است که نظریه پردازان و استراتژیست ها درگیری ها و‌جنگ‌های آینده را بر سر منابع آب می دانند.بیش از ۷۰ درصد کالبد آدمی از آب شکل گرفته و بدون آن انسان نمی تواند بیش از چند روز به زندگی ادامه دهد.

با شتاب گرفتن تغییرات اقلیمی،افزایش جمعیت و مکانیزه شدن کشت محصولات کشاورزی نیاز به آب در سراسر جهان رو به فزونی یافته است.در ایران نیز طی دو دهه اخیر کارشناسان هشدارهایی را در مورد چالش هایی که کمبود آب می تواند در حوزه های مختلف برای کشور بوجود آورد هشدار می دادند.خشک شدن آبگیرها و مرداب ها و دریاچه هایی چون هامون،بختگان،جازموریان،ارومیه و…سالهاست که زنگ هشدار در تبدیل شدن چالش کمبود آب به بحرانی عمیق را به صدا در آورده است.طی سالهای اخیر نیز شاهد برخی تنش های اجتماعی و سیاسی در استانهای متعدد کشور مانند کهکیلویه،خوزستان و در هفته قبل اصفهان بواسطه خشک شدن رودخانه ها و‌کاهش حق آبه کشاورزان بوده ایم.

بر این اساس اتخاذ تدابیری جدی برای مدیریت منابع آب و جلوگیری از تبدیل شدن بی آبی به بحرانی دامنه دار ضروری به نظر می رسد.برای دست یابی به راه حل هایی کاربردی در این‌حوزه،ابتدا‌مروری به عمده دلایل بروز تنش آبی در بخش های مختلف اقلیم ایران می کنیم:

عوامل و زمینه های بروز کم آبی در اقلیم ایران:

بروز تغییرات چشمگیر و محسوس در چرخه های طبیعی منحصر در عاملی مشخص و منفرد نیست.بلکه عوامل عدیده طبیعی و‌انسانی در شکل گیری اختلال در چرخه های طبیعی نقش دارند.از جمله مهمترین عواملی که طی دهه های اخیر موجبات کاهش منابع قابل دسترس آبی را در اقلیم ایران فراهم‌نموده اند موارد زیر قابل ذکر است:

۱تغییرات اقلیمی و کاهش نزولات جوی:

با وجود اینکه بیش از دو‌سوم سطح زمین از آب پوشیده شده است ولی در عمل حدود ۳ درصد از آب برای مصارف انسانی قابل بهره برداری است.این بخش نیز در چشمه ها،رودخانه ها و‌منابع زیرزمینی پخش شده اند.بارش برف و باران از جمله مهمترین عواملی است‌که آب شیرین را در چرخه ای جهانی به گردش در می آورد.اقلیم ایران بنا بر ارزیابی زمین شناسان با میانگین بارش ۲۵۰ میلی متر جزئ مناطق خشک و‌نیمه بیابانی محسوب می شود.قریب به۲۵ درصد از پهنه فلات ایران که در بخش های شمالی و شمال غرب متمرکز شده است شاهد بارش های سالانه بیش از ۲۵۰ میلی متر می باشد و بقیه در مناطق خشک و نیمه خشک قرار دارد.

میانگین بارش و نزولات جوی بر اساس اطلاعات شرکت مدیریت‌منابع آب ایران طی ۱۵ سال اخیر از ۲۵۰ میلی متر در سال۱۳۸۷ به ۱۵۰ میلی متر در سال ۱۳۹۹ رسیده است.این کاهش ۴۰ درصدی در نزولات جوی بطور طبیعی در میزان دبی خروجی سدها،سطح دریاچه ها،ذخایر زیرزمینی و آب جاری شده در رودخانه ها نشان می دهد.

دلایل متعددی برای این کاهش نزولات جوی ذکر می شود که مهمترین آب تغییرات اقلیمی و گرم شدن تدریجی دمای کره زمین است.بر اساس رایزنی های بین المللی کشورهای مختلف اقدامات بازدارنده ای را برای کاهش استفاده از سوخت های فسیلی که منجر به افزایش دمای کره زمین می شود در دستور کار قرار داده اند که‌امید می رود با اجرای این برنامه ها روند افزایشی دمای کره زمین کنترل شود.

۲آمایش سرزمینی:

پیش از انقلاب به سفارش سازمان برنامه و بودجه شرکت سیریل فرانسه مطالعه ای در مورد آمایش سرزمینی ایران انجام داد.این شرکت بعد از مطالعه الگوهای بارش،منابع قابل حصول آب و روند رشد و شیوه جانمایی جمعیت پیشنهاد داده بود که قریب به۲۰ میلیون نفر از جمعیت ایران لازم است که در حاشیه جنوبی کشور و در مجاورت خلیج فارس و دریای عمان ساکن شوند.از جمله پیشنهادات دیگر این‌مطالعه سوق دادن صنایع آب بر من جمله فولاد و‌پتروشیمی از مناطق مرکزی به نوار ساحلی جنوبی کشور جهت سهولت دسترسی به منابع آبی بود.با توجه به جمعیت حدود ۳۴ میلیونی ایران در دوران مطالعه می توان اینگونه بیان کرد که آمایش سرزمینی مطلوب بر اساس مطالعه شرکت سیریل،ساماندهی و‌تمرکز ۶۰ درصد جمعیت در نوار جنوبی کشور بود تا در آینده شاهد تنش های آبی نباشیم.

بر خلاف پیشنهادات این مطالعه،روند آمایش سرزمینی طی دهه های اخیر به سمت تمرکز جمعیت و‌همچنین صنایع در بخشهای شمالی و مرکزی کشور پیش رفته است.تبدیل تهران از شهری با‌جمعیت۴.۵میلیون نفر در سال ۵۵ به ابرشهری بالای ۱۲ میلیونی در سال جاری،تبدیل به کلان شهر شدن کرج،اصفهان،تبریز،مشهد و‌تمرکز صنایع در کرمان و‌اصفهان و اراک نمونه هایی از مسیر متفاوت آمایش سرزمینی از وضعیت متناسب با اقلیم و منابع آبی به شمار می رود.

۳افزایش سطح زیر کشت و روش سنتی آبیاری کشاورزی:

در طول قرنها شیوه تولید کشاورزی ایران با تقسیم اراضی به تیول و اقطاع بصورت ارباب رعیتی اداره می شد.در سال ۱۳۴۲ حکومت پهلوی دوم طرحی تحت عنوان‌انقلاب سفید شاه و‌ملت اجرا کرد که یکی از مهمترین اهدافش حذف نظام ارباب رعیتی و تقسیم اراضی اربابی مابین دهقانها بود.بر اساس این طرح که شاکله آن توسط مهندس ارسنجانی،وزیر کشاورزی در دولت امینی تدوین شده بود روستاها و آبادی ها از تملک اربابان خارج شده و مابین روستائیان تقسیم  شد.

هدف از اجرای این طرح افزودن انگیزه دهقانان و‌کشاورزان برای افزایش تولید وبهره وری و حذف فئودال ها از تاثیر گذاری در مناسبات اقتصادی و سیاسی بود.تا آن دوران قریب به نیمی از زمین‌های کشاورزی در انحصار ملاکان و اربابان،۲۰ درصد در اختیار اوقاف،۱۰ درصد در تملک نهاد سلطنت و‌مابقی در اختیار خرده مالکان‌بود.از جانبی دیگر ورود ماشین آلات جدید به کشور بخصوص تراکتور و کمباین بر توانایی کشاورزان جهت افزایش زمین های زیر کشت افزود. آمار رسمی نشان می‌دهد که در سال۱۳۴۰ که اصلاحات ارضی آغاز شد چهار میلیون و ۹۹۴ هزار هکتار اراضی مزروعی در ایران وجود داشته است. در سال ۱۳۵۳ که اصلاحات ارضی به اتمام رسیده، میزان زمین‌های زراعی به ۹ میلیون و ۴۲۱ هزار هکتار افزایش پیدا کرده است. تولید محصولات کشاورزی در سال ۱۳۴۰ بالغ بر ۷ میلیون و ۹۰۰ هزار تن بوده و در سال ۱۳۵۳ به ۱۷ میلیون و ۸۴۰ هزار تن افزایش یافته است.

افزایش قریب به دو برابری در زمین‌های زیر کشت و بیش از دوبرابری در تولید محصولات کشاورزی هر چند‌توفیق سیاستگذاران وقت در افزایش بهره وری در حوزه کشاورزی را نشان می دهد ولی به نوبه خود بر میزان مصرف منابع آبی در این‌حوزه به نحو چشمگیری افزود.بر اساس آمار شرکت منابع آب کشور حدود ۸۵ درصد آب قابل حصول کشور در بخش کشاورزی،۱۱درصد در بخش صنعت،۱درصد در بخش خدمات و۳ درصد در تامین آب شرب مردم مصرف می شود.با این وصف دو برابر شدن تولید کشاورزی و سطح زیر کشت تاثیر قابل ملاحظه ای در افزایش مصرف آب داشته است که این روند در بعد از انقلاب با رشد افزون تر جمعیت شاغل در بخش کشاورزی تشدید نیز شده است.

از عمده دلایل سهم قابل ملاحظه بخش کشاورزی در مصرف منابع آبی،شیوه سنتی غرق آبی در آبیاری زمین های کشاورزی است.بر اساس آمار وزارت جهاد کشاورزی روش های جدید آبیاری علی رغم ارائه مشوق های مالی به دلایل عدیده ای مورد استقبال کشاورزان قرار نگرفته است.به همین دلیل بیش از ۹۰ درصد اراضی کشاورزی با شیوه سنتی و غرق آبی با اتکا به چاه های آب و خروجی رودخانه ها وسدها آبیاری می شود.

۴پروژه های سد سازی:

با پایان یافتن جنگ تحمیلی و آغاز دوران موسوم‌به سازندگی،سد سازی به یکی از مهمترین نمادهای توسعه اقتصادی و خوداتکایی صنعتی تبدیل شد.قبل از انقلاب ۱۹‌سد با ظرفیت۳/۵میلیارد متر مکعب در کشور ساخته شده بود ولی این رقم تا انتهای سال ۹۸ یعنی ۴۰ سال پس از پیروزی انقلاب به ۱۷۴ سد رسید.بر اساس برنامه ریزی های وزارت نیرو قرار است به بهره برداری از سدهای جدید،تعداد سدهای کشور در پایان‌سال جاری به ۲۱۴ سد برسد.ظرفیت سدهای کشور به ۵۰ میلیارد متر مکعب رسیده است.با وجود منافع متعدد سدسازی برای مهار آبهای سطحی،تامین آب کشاورزی در ادوار کم بارش و‌تولید برق با استفاده از نیروگاه های برق آبی،روند شتابان‌سد سازی خود مشکلاتی بر سر کاهش دبی رودخانه ها و خشک شدن بسیاری از نهرها پدید آورده است.کاهش نزولات‌جوی و عدم‌مطالعه و‌جانمایی دقیق باعث شده که طی سالهای اخیر بیش از ۴۵ سد کشور خالی مانده و ظرفیت بسیاری از سدها نیز معطل بماند.بر اساس آمار وزارت نیرو در ۶ ماهه نخست سال جاری تنها ۵۴درصد ظرفیت اسمی سدهای کشور آب گیری شده است.

۵باروری ابرها در خارج از اقلیم ایران:

با افزایش جمعیت کره زمین و اهمیت یافتن‌بیش از پیش امنیت غذایی برای کشورهای مختلف،روشهای جدیدی با استفاده از ابزارهای مدرن جهت تامین آب مورد نیاز در بخشهای مختلف ابداع شده است.از میانه دهه هشتاد میلادی کشورهای پیشرفته غربی توانستند بااستفاده از ترکیبات فسفات و پتاسیم راهی برای باروری ابرها پیدا کنند.با استفاده از این روش،پودر حاوی ترکیبات مذکور با استفاده از هواپیماهای کوچک بر فراز ابرها پاشیده می شود و همین ترکیبات سرعت باروری ابرها را افزوده و موجبات بارش در مختصات مورد نظر را با ضریب خطای اندک فراهم می آورند.

با توجه به اینکه‌مبدا ابرهای باران زای اقلیم ایران اکثرا از جبهه های هوایی مدیترانه و سیبری در غرب و شمال است به احتمال زیاد می تواند یکی از دلایل کاهش نزولات جوی در ایران طی ۱۵ ساله اخیر نیز استحصال منابع آبی از ابرهای بارور در کشورهای مسیر جبهه های هوایی قبل از ایران باشد.هر چند که در این مورد آمار قابل اتکایی وجود ندارد و بصورت دقیق نمی توان تاثیر این موضوع را در کاهش نزولات جوی ایران محاسبه کرد.

جمع بندی و پیشنهادات:

از بیش از دو دهه پیش کارشناسان و صاحب نظران هشدارهایی در مورد افزایش بی رویه مصرف آب و‌احتمال بروز تنش آبی در برخی نقاط کشور را مطرح می نمودند.هر چند اقداماتی جهت فرهنگ سازی در مورد کاهش مصرف بی رویه با استفاده از رسانه ها و تشویق کشاورزان به استفاده از شیوه های جدید آبیاری اراضی زیر کشت در دولتهای مختلف صورت گرفته است ولی در نهایت عوامل مختلف دست به دست هم داده و باعث تحقق پیش بینی کارشناسان طی سالهای اخیر شده است.خشک شدن متوالی دریاچه ها و آب گیرها در مناطق مختلف،کاهش سطح و عمق رودخانه ها و پایین رفتن چشمگیر سطح آبهای زیرزمینی مشکلات فراوانی برای مدیریت منابع آب کشور پدید آورده است.کاهش آب قابل حصول برای کشاورزان،سطح مشکل کمبود آب را از تنش به بحران در برخی مناطق ارتقا داده و طی هفته ها و‌ماههای اخیر شاهد بروز تجمعات و اعتراضات کشاورزان در استانهای مختلف کشور بوده ایم.لذا با توجه به مواردی که بعنوان عمده دلایل کاهش منابع آبی در اقلیم ایران ذکر شد لازم است تدابیر جدی در خصوص مدیریت بحران آب در کشور اندیشیده شود.در غیر اینصورت شاهد بروز مشکلات عدیده ای در حوزه های مختلف من‌جمله امنیت غذایی،اشتغال و تولید ناخالص داخلی خواهیم بود.از جمله تدابیری که در این خصوص می تواند مفید واقع شود به موارد زیر اشاره می شود:

۱اصلاح شیوه آبیاری:

همانگونه که‌ذکر شد ۸۵درصد منابع آبی قابل استحصال کشور در بخش کشاورزی مصرف می شود.شیوه سنتی غرق آبی دهه هاست که بواسطه حجم بالای مصرف آب و پایین‌بودن بهره وری از شیوه های کشاورزی کشورهای توسعه یافته حذف شده است.هر چتد اقدامات متعددی جهت ترویج شیوه های جدید آبیاری توسط دولتهای مختلف اجرا شده است ولی تا کنون این اقدامات با توفیق چندانی مواجه نشده اند.لذا لازم است با برنامه ریری دقیق و عزمی جدی چشم انداز مشخصی را برای تبدیل روشهای آبیاری قطره ای و تحت فشار،به الگوی غالب آبیاری در حوزه کشاورزی ترسیم نمود.

۲اصلاح الگوی کشت وافزایش بهره وری:

اصلاحات ارضی در قبل از انقلاب باعث تفکیک بیش از نیمی از اراضی کشاورزی مابین دهقانان شد.قانون ارث که بعد از انقلاب مصوب شد هم به نوبه خود به تبدیل اراضی کشاورزی به قطعات کوچکتر منجر شد.این موضوع هزینه تولید در کشاورزی را بالا برده و ضریب بهره وری را کاهش می دهد که تاثیری مستقیم در افزایش سرانه مصرف آب در بخش کشاورزی برجای می گذارد.گسترش تولید اقلامی چون هنداونه و هلو و شلیل در اراضی کشاورزی بواسطه آب بر بودن محصولات سهم به سزایی در افزایش مصرف منابع آبی داشته است.لذا با استفاده از تجربه موفقی که  در ادغام اراضی کشاورزی و تبدیل آن به کشت و صنعت هایی از قبیل مغان،جیرفت و هفت تپه وجود دارد باید اصلاح الگوی کشت و افزایش بهره وری در اراضی کشاورزی با استفاده از شیوه یکپارچه سازی مورد توجه ویژه دست اندرکاران قرار بگیرد.

۳آمایش سرزمینی:

با توجه به روند افزایش جمعیت و کاهش منابع آبی،لازم است اقدامات جامعی جهت سوق دادن بخشی از ساکنین به سمت جلگه های پرآب جنوب و جنوب غرب صورت پذیرد.افزایش سرمایه گذاری،ارائه مشوق های مالی و گسترش فرصت های شغلی در محدوده نوار ساحلی جنوبی می تواند از هزینه های ناشی از انتقال منابع آبی به بخش های مرکزی کشور کاسته و سرانه مصرف آب را در حوزه های مختلف کاهش دهد.

صنایع آب بر مانند مس و‌فولاد و‌پتروشیمی و نیروگاه ها نیز که در بخش های مرکزی و غربی کشور متمرکز شده اند می توانند به‌همین حوزه جغرافیایی هدایت شوند ویا تاسیس واحدهای جدید فقط در این محدوده صورت پذیرد.

۴مصرف بهینه آب شرب:

هرچند آب شرب فقط ۳ درصد از سرانه مصرف آب کشور را به خود اختصاص داده است ولی با توجه به پایین آمدن چشمگیر سطح آبهای زیرزمینی و افزایش جمعیت لازم است مدیریت هوشمندانه ای نیز در این بخش اعمال شود.افزایش پلکانی آب بها،محاسبه مصرف خانه های ییلاقی و ویلاها و خانه‌باغها به نرخ آزاد و فرهنگ‌سازی از طریق رسانه ها از جمله اقداماتی است که می تواند در این خصوص مورد توجه قرار گیرد.

۵بازیافت منابع آبی:

بر اساس آمار وزارت نیرو چیزی کمتر از ۵ درصد فاضلاب در سطح کشور بازیافت می شود.بخش عمده فاضلاب کشور بصورت سنتی وارد آبراه ها و رودخانه ها شده و یا دفن می شوند.از آب فاضلاب می توان در صورت تصفیه در بخش کشاورزی و‌صنعت استفاده کرد که پیش شرط آن گسترش تصفیه خانه ها و سرمایه گذاری گسترده در بخش بازیافت پساب می باشد.

۶استفاده از روش باروری ابرها:

ابرهایی که از فراز اقلیم ایران می گذرند در موارد متعددی از شرایط لازم برای بارش برخوردار نیستند.فن آوری باروری ابرها طی سالهای اخیر در کشور بومی سازی شده است و با توجه به حجم عظیم رطوبت موجود در ابرها می‌توان با‌حمایت از این فن آوری،بخشی از نیاز آبی کشور را از طریق روش باروری ابرها تامین کرد.

امیر عباس سلطانپور
دانشجوی دکتری اندیشه سیاسی
دانشگاه شهید بهشتی