احوالات نوروزی !
احوالات نوروزی !
آرمان تبریز-احوالات نوروزی ! احوال چه پرسی که در این عید چِسان است چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است آجیل نخریدیم ، چرا چون که گران است این تحفه عزیزان فقط بهر سران است شیرینی نوروز شب عید نخوردیم گفتیم به دستور اطباء ، زیان است

آرمان تبریز-احوالات نوروزی !

احوال چه پرسی که در این عید چِسان است
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است

آجیل نخریدیم ، چرا چون که گران است
این تحفه عزیزان فقط بهر سران است

شیرینی نوروز شب عید نخوردیم
گفتیم به دستور اطباء ، زیان است

از گوشت خبر نیست دگر بر سر سفره
از دولت حکام فقط سبزی و نان است

یک تکه اگر گشت نصیب چو منی گوشت
مشکوک به احشاء و تنِ جمله خران است

بر گوجه ، پیاز و کلم و سیب زمینی
قیمت شنوی ، موجب اوج ضربان است

بر در بزدند کوبه شب عید چو اقوام
در را نگشودیم چه جای میهمان است

باری زن و بچه همگی درغم و حسرت
عیدی به چو مایان فقط آه و فغان است

واعظ چه بداند که چه غوغاست به عالم
چون اَطعمه اش بره ی بریان شهان است

ما را عوض این همه هجران و غم و دم
گفتند به رضوانِ خداوند مکان است

خوردند و بگفتند : قناعت به خلایق
فرمود توجه به شکم، کار دَدَان است

چون خورد وطن ناصح مکار چه اعجاب
تا خلق به مکرو دغلش سینه دران است

نوروز دو روز است ، برآن دل چه ببندی
تا چشم گشایی نگری فصل خزان است

بر گله کجا امن بود دشت و چمن زار
جایی که تبانی وسط گرک و شبان است

برجمله ی آلام خلایق نگری چون
از چلچله ی جهل بسی نقش و نشان است

از عید سخن آمد و بر کید سران رفت
بر خیز وضو کن اخوی وقت اذان است

در بیت ششم از ته اشعار، « وصالی »
حرفی است نکو، نیک نگر نکته در آن است

« ا. و – دومان – ۱۵/۱/۹۸ »