چرا بنیاد شهید از ماموریت اصلی خود فاصله گرفته است؟رسیدگی حداقلی به ایثارگران، نتیجه ی مدیریت کاسبکارانه و سودجویانه
چرا بنیاد شهید از ماموریت اصلی خود فاصله گرفته است؟رسیدگی حداقلی به ایثارگران، نتیجه ی مدیریت کاسبکارانه و سودجویانه
آرمان تبریز-چرا بنیاد شهید از ماموریت و رسالت اصلی خود منحرف شده و فاصله گرفته است؟

آرمان تبریز-چرا بنیاد شهید از ماموریت و رسالت اصلی خود منحرف شده و فاصله گرفته است؟

به گزارش خبرنگار ما در تبریز؛ چرا بنیاد شهید از ماموریت و رسالت اصلی خود منحرف شده و فاصله گرفته است؟ دلایل زیادی وجود دارد که این شرایط پیش آمده است ولی عمده دلیل این انحراف از ماموریت، وجود تعارض در منافع مسئولین و مدیران این نهاد با منافع قانونی ایثارگران و عدم نظارت جدی از طرف مسئولین مافوق و وابستگی نهاد مذکور به شخص ریاست جمهور که اساسا امر نظارت مجلس بر شخص رئیس جمهور با مشکلاتی همراه است و لذا سازمان برنامه و بودجه دسترس ترین نهادی را که برای کسر بودجه و تامین اعتبار انتخاب می کند، بنیاد شهید و امور ایثارگران است.

تا زمانی که این نهاد به وزارتخانه تبدیل نشده و یا حداقل در زیر مجموعه ی وزارتخانه ای یا مثلا دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح قرار نگرفته، امر نظارت مجلس بر عملکرد بنیاد با مشکل جدی مواجه خواهد بود؛ چرا که در مجالس ادوار گذشته تجربه نشان داده که حتی در مسائلی در سطح ملی موضوع سوال از رئیس جمهور انجام نشده؛ لذا این امر حاشیه امنی برای متولیان امور ایثارگران در سازمان برنامه و بودجه و بنیاد شهید، به عنوان نهاد تحت نظر رئیس جمهور عمل کرده است.

لذا جامعه ایثارگری در حال حاضر بقدری مشکلات تلنبار شده و رسیدگی نشده دارد که دیگر با لحاظ وضعیت روحی و جسمانی و شرایط سخت معیشتی، کاملا آستانه تحمل خود را از دست داده است؛ بدین صورت که علاوه از مشکلات عمومی موجود در کشور برای عامه مردم، در خصوص معیشت و اقتصاد، ایثارگران با موضوع سلامت جسمی و روانی ناشی از جنگ و مجروحیت، و خانواده های محترم شهدا در اثر از دست دادن عزیزان خود از یک طرف، و مورد بی مهری قرار گرفتن جامعه ایثارگری توسط مسئولین بنیاد و دولت از طرف دیگر، فشار مضاعف بر ایشان وارد می کند.

در حال حاضر عدم اجرای قوانین ایثارگری در حوزه ی اضطراری درمان و معیشت و اشتغال و انحراف بنیاد شهید از ماموریت اصلی خود در دفاع از حق و حقوق قانونی ایشان، با شرایط و دلایل گفته شده در بالا، به ضد جامعه ایثارگری تبدیل شده است؛ چرا که بنیاد بجای رسیدگی به امور ایثارگران، بانک و بیمه تشکیل داده و امورات این جامعه را بر اساس اصل تعارض در منافع توسط شرکت بیمه دی و بانک دی اداره می کند و بجای انجام ماموریت ذاتی خود، به دنبال کسب منافع از اعتبارات قانونی درمان ایثارگران در بانک دی و بیمه دی هستند؛ به طوری که هزینه های درمانی چندین ماه تا یکسال، در بروکراسی اداری از سازمان برنامه تا بنیاد و سپس بیمه دی و بانک دی معطل است. بانکی که ورشکسته است و سعی می کند با معطلی در امور درمان ایثارگران و لفت دادن اوقات، کسب منافع کند و بصورت کاذب، سهام خود را در حال حاضر با رشد قیمت مواجه کند؛ در صورتی که از زمان تاسیس این بانک، ریالی به ایثاگران سودی پرداخت نکرده و منافع آن در خارج از حوزه ایثارگران صرف می شود.

نکته دیگر اینکه این بانک در حال حاضر سهام ایثارگران را نزد خود بلوکه کرده و در صورتی که این سهام برای افراد عادی در بورس قابل خرید و فروش هستند و بانک یاد شده فقط از طریق سامانه تلفنی سهامداران، مدعی سهامداری ایثارگران بصورت بلوکه شده می باشد. در صورتی که اگر ایثارگر مالک این سهام است، چرا بلوکه و در توقیف غیرقانونی بانک – که آنهم مربوط به ثبت نام اولیه ی سهام در زمان تاسیس بانک می باشد و در سنوات بعدی که اقدام به افزایش سرمایه نموده اند، سهام ایثارگران را در سامانه بورس بروز رسانی نکرده اند – قرار دارد و تنها حدود ۸۰۰ سهم این بانک در سامانه سازمان بورس، آزاد سازی شده است؟

حالا ما مانده ایم که اسم این دخل و تصرف در سهام ایثارگران را چه بنامیم. آیا اینها فساد نیست؟ این رفتارها در شرایط فعلی که این سهام حدود ۵ میلیون تومان ارزش دارد، اختلاس از جیب این قشر نیست؟ تازه با مراجعه هریک از ایثارگران سهامدار به بنیاد استان ها و بانک دی، هیچ اطلاعاتی از وضعیت این سهام در اختیار ایثارگران قرار نمی گیرد. لذا این رفتارها آستانه تحمل جامعه ایثارگری را بشدت تخریب و از بین برده است و این چند موضوع که مطرح شد، بخشی از هزاران مشکلاتی است که نه مربوط به تحریم است، نه مربوط به کمبود اعتبار است و نه مسائلی از این قبیل … فقط و فقط سوء مدیریت و منفعت طلبی شخصی و گروهی مدیران بنیاد و سیستم های معیوب ایجاد شده بنام ایثارگران و بکام دیگران می باشد.

حال با توجه به اینکه یک معاون و رئیس بنیادی چندان حاضر نخواهد شد خود را در مقام دفاع از حق و حقوق ایثارگران، مقابل رئیس جمهور قرار دهد، لذا برای حل مشکلات، به حداقل ها قناعت خواهد کرد و با اعتبارات موجود داخلی، به دنبال حل مشکلات خواهد رفت؛ این امر تبعات خود را دارد که تاسیس بانک دی و بیمه دی از جمله تبعات مدیریت حداقلی جامعه ایثارگریست که موجب فسادهای مالی و اقتصادی در مجموعه ی بنیاد شهید شده است. لذا با این توصیفات، بنیاد شهید یک نهاد رها شده و فاقد ناظر قانونی بوده و بصورت سلیقه ای از طرف رئیسان جمهور ادوار اداره می شود. والسلام   جانباز ۵۰ درصد