بحران کرونای اخیر به هیچ وجه قابل مقایسه با اپیدمی های تاریخی نظیر طاعون و وبا و … نمی باشد
بحران کرونای اخیر به هیچ وجه قابل مقایسه با اپیدمی های تاریخی نظیر طاعون و وبا و … نمی باشد
آرمان تبریز- دکتر غلامرضا چلبيانلو - همکاران و دوستان ارجمند، متاسفانه شرایط این روزهای جامعه بسیار دردناک بوده و مایه تاسف است، چرا که براساس مرور نوشته های تاریخی ، جامعه ایرانی طی یکصد و اندی سال پیش چنین بحرانی را تجربه نکرده بود.

آرمان تبریز-دکتر غلامرضا چلبیانلو/همکاران و دوستان ارجمند، متاسفانه شرایط این روزهای جامعه بسیار دردناک بوده و مایه تاسف است، چرا که براساس مرور نوشته های تاریخی ، جامعه ایرانی طی یکصد و اندی سال پیش چنین بحرانی را تجربه نکرده بود.
در این میان بی تدبیری ها و سو مدیریت های تصمیم گیران لحظه به لحظه بر دامنه بحران افزوده و شرایط را به سمت بروز یک فاجعه هدایت می کنند. لذا بیان چند نکته را خالی از لطف ندیدم که در دو بخش شامل وضعیت موجود و چه باید کردها، به حضورتان معروض‌می‌دارم، امیدوارم که مورد پذیرش صاحبان اندیشه قرار گیرد:

الف – وضعیت موجود
۱- بحران کرونای اخیر به هیچ وجه قابل مقایسه با اپیدمی های تاریخی نظیر طاعون و وبا و … نمی باشد. در نظر داشته باشیم ماهیت بیماریهای میکروبی و ویروسی کاملا به لحاظ رفتاراپیدمیک، متفاوت از همدیگر می باشند، از طرف دیگر نرخ رشد جمعیتی و سبک زندگی دویست سال پیش با اکنون کاملا تغییر یافته است؛شبکه تعاملات، امکان گسترش سراسری بیماری به دلیل سرعت تبادلات بین کشورها و شهرها، دسترسی به خدمات درمانی – بهداشتی و … همگی نشان میدهند که کوفتن بر این طبل که « در تاریخ توانسته ایم اپیدمی طاعون و … را مهار کنیم لذا کرونا را هم مهار خواهیم کرد»، قیاسی مع الفارغ می باشد. مضافا اینکه نرخ امید به زندگی مردم در دویست سال پیش را با اکنون مقایسه کنید؛ این امر به ایجاد نگرانی از پیامدهای بیماری دامن می زند. پس چنین مقایسه هایی جز از گمراه کردن عامه مردم ، فایده دیگری ندارد.
۲- با توجه به نوپدید بودن این ویروس، رفتار ویروس و مکانیسم بیماری زایی آن کاملا ناشناخته بوده و هنوز اطلاعات جامع و تایید شده بامعیارهای علمی، در رابطه با ویروس و پیامدهای آن در هیچ منبع علمی معتبر در دسترس نیست. حتی گایدلاین های درمانی و تشخیصی و مراقبتی ، مبتنی بر یک سری شواهد بالینی می باشد. لذا انتشار متن هایی در رابطه با تعیین ساعت ماندگاری ویروس در محل های خاص، تعیین نقطه دمایی مشخص برای فعالیت یا از بین رفتن ویروس ، تاثیر مواد غذایی خاص بر بازداری فعالیتی آن،… هیج مصداق علمی تایید شده ای ندارد.
۳- تجربه این اپیدمی و بحران های گذشته نظیر سیل و زلزله های رخ داده در کشور، نشان داده است که متاسفانه هیچ نوع مدیریت بحران نظام مند و پروتکل مصوبی برای این مواقع پیش بینی نشده است و حتی هیچ برنامه مدون و مصوب برگرفته از تجربیات قبلی، پیش بینی نشده است و یا اگر هم مصوب کرده باشند، در مقام اجرا ، هیچ نظارتی بر رعایت این برنامه ها وجود ندارد، و در عمل پس از پاره ای اقدامات منطقه ای و موردی و بعد از سپری شدن چندین روز از بحران، هماهنگی ها صورت میگیرد.

۴- آمارهای ارایه شده توسط مسوولین امر متاسفانه با واقعیت های موجود همخوانی ندارند، در این رابطه به نظر می رسد توجه به دو نکته مهم خواهد بود: اول اینکه آنچه در شرایط کنونی به عنوان تعداد مبتلایان قطعی توسط وزارت بهداشت ارایه میشود، براساس دستورالعمل خود وزارت به دلیل محدودیت دسترسی به کیت های PCR و عدم امکان اخذ نمونه از همه موارد مشکوک، تنها شامل افرادی است که وضعیت وخیم پیدا کرده و بخشی از این افراد روزها قبل فوت کرده اند، لذا آمار واقعی مبتلایان برخلاف سایر کشورها که تمام موارد مشکوک را مورد ازمایش و تشخیص قرار داده اند، بسیار بالاتر بوده و‌براساس براوردهای مدل سازی ها، عددی حدود ۲۰ هزار نفر قطعی مبتلا تخمین زده می شود. دوم اینکه، شیب بسیار تند افزایش موارد ابتلای قطعی وزارت در مقایسه با امارهای سایر کشورها و حتی کشور چین به عنوان خاستگاه این بحران، گویای این واقعیت هست که وزارت تلاش می کند در روزهای آتی با افزایش بیشتر آمار، پنهان کاری های قبلی را جبران کرده و در چند روز آینده، آمار مبتلایان را به آمار واقعی نزدیک تر نماید.

بخش دوم-

۵- باتوجه به این که هرنوع تصمیم گیری برای مدیریت بحران، توسط مغز صورت میگیرد، لذا تحلیل ذهنیت تصمیم سازان نسبت به موضوع بسیار مهم است. شوربختانه نگاهی به اظهار نظرهای مسوولان و تصمیم گیران این حوزه نشان میدهد که متاسفانه هنوز درک درستی از شرایط ایجاد شده ندارند و در بر همان پاشنه قبل می چرخد؛ عزیزان گویا تصور کرده اند که مقابله با بحران های زیستی ، همانند سرفصل های دروس دانشگاهی است که برای آن نسخه بومی بپیچند و به اعتبار اینکه تجربه های دیگران چون غربی است، به درد جامعه ما نمی خورد! به دنبال ارایه راهکارهای بومی هستند، مانند اظهار نظر غیر کارشناسانه ای که در مورد ضرورت قرنطینه ارایه نمودند و آنرا متعلق به دوران پیشا مدرنی تلقی کردند و شد آن چه نباید میشد! در ادامه همین ذهنیت، استعاره های ذهنی این بزرگواران از قبیل توهم توطیه، دست های پلید، جبهه جنگ، سرکوب کرونا، شکست کرونا، قرارگاه کرونا ، و … همگی نشان از تعبیرهای غیرمنطقی از مشکل می باشد ، به نحوی مه از هر پیشامدی تعبیر جنگ و مبارزه و اسلحه می نمایند؛ غافل از اینکه ما هر تصویری از کرونا در ذهن بسازیم، ویروس رفتار خود را انجام داده و براساس برنامه ریزی ژنتیکی خود عمل خواهد کرد، لذا تا این ذهنیت ها اصلاح نشوند، نباید انتظاری از پاسخ گویی تصمیم های اتخاذ شده داشت.

۶- پر واضح است که خالی کردن موقعیت های تصمیم گیری تخصصی از پرسنل صاحب نظر در سنوات قبلی براساس رویکردهای قبیله ای و سیاسی، تبعات سنگین خود را در چنین مواقعی به وضوح نشان میدهد، نمونه این ضعف را در اتخاذ تصمیمات خلق الساعه بدون پشتوانه علمی می توان مشاهدت کرد، برای مثال اظهار نظر وزیر محترم در رابطه با ایجاد اکیپ های میلیونی بیماریایی و … که با اعتراض های صورت گرفته به این تصمیم، تعدیل صحبت های وزیر صورت گرفت و به نوعی ماهیت تصمیم تغییر نمود! این مشکل زمانی بغرنج تر می نماید که نهادهای موازی و مراکز قدرت، عملا مانع اجرای مصوبات دست و پا شکسته ستاد کرونا هستند.

۷- برای آرام سازی جامعه، تلاش می شود خطرات این ویروس به شدت کمرنگ جلوه داده شود از قبیل ارایه آمارهایی مبنی بر عدم بروز علایم شدید در ۸۰ درصد افراد و یا میزان مورتالیتی پایین بیماری، مقایسه آن با آنفلوانزا و … اما هر انسان ذی شعوری بایستی در وهله اول این سوال را از خود بپرسد که اگر واقعا این مقایسه ها صحت داشته باشند، چرا جامعه جهانی تا این حد از این ویروس و شیوع آن وحشت دارند؟! چرا تمامی کادر درمان بایستی با تجهیزات ایمنی کافی با این بیماران مواجه شوند؟! چرا طبق پروتکل تریاژ بیماری، افراد مشکوک حتما باید ایزوله شوند و …. همه این پرسش ها نشان از جدیت بیماری و وخامت پیامدهای ناشی از آن است. لذا کوچک انگاری بیماری و عدم تصویر پردازی واقعی آن، مانع پذیرش جدی بودن بحران حاضر و گام برداشتن در راستای تبدیل آن به فاجعه خواهد شد.
۸- نبود امکانات کافی برای پاسخ گویی به حجم وسیع مبتلایان، بروز فاجعه را بسیار محتمل می نماید؛ کافی است تنها براساس همین امارهای ارایه شده، تصور کنیم ده درصد از تهران حداقل ۱۲ میلیون نفری، مبتلا به این بیماری شوند و ۲۰ درصد انها نیاز به خدمات بستری پیدا کنند که میشود ۱۲۰ هزار نفر! انهم شرایط اطاق ایزوله!!! و ده درصد نیازمند خدمات ویژه مانند دستگاه ونتیلاتور که عددی حدود ۱۲ هزار را خواهد داشت! حال تهران با آن همه امکانات غیر قابل مقایسه با سایر مراکز استان ! توان پاسخ دهی به این حجم از متقاضیان را خواهد داشت؟!
ذخیره دارویی کشور برای تامین نیازمندی بیماران مبتلای سرپایی و بستری تا چند مدت پاسخ گو خواهد بود؟!
کادر درمانی درمانده و فرسوده شده ناشی از طرح غیر کارشناسی تحول سلامت که عملا بیش از ۹۰ درصد خدمات تشخیصی و درمانی کشور را در بخش دولتی به تنهایی بر دوش کشیده و خسته از ناکارآمدی های این طرح بود، تا چه مدت، تاوان همراهی خواهد داشت؟!!!

۹- ناتوانی در مدیریت پاسخ گویی به تقاضاها و نیازهای ایجاد شده، به ویژه در حوزه تجهیزات پزشکی مانند ماسک و الکل و … بحران را دو چندان نموده است به نحوی که سلامتی کادر درمان که در اولویت ارایه خدمات می باشند، با مخاطره مواجه شده و از طرف دیگر، سرعت انتشار ویروس در بین عموم مردم به دلیل عدم دسترسی به امکانات افزایش داشته است.
۱۰- بی توجهی به معیشت مردم و مشاغل افراد آسیب پذیری که به دلیل بحران ایجاد شده به تعطیلی کشیده شده و زمینه بروز آسیب های اجتماعی را پیش از پیش افزایش داده است.

بخش سوم-

ب- چه باید کرد:
۱- با توجه به قدرت و سرعت انتشار بالای ویروس، اولین گام برای بحران ایجاد شده، بسیج عمومی برای فرهنگ سازی و همراهی عموم مردم با توصیه ها و رعایت نکات بهداشتی است. بنابراین هر فرد خود در نقش یک رسانه عمل کرده و بایستی از تمام امکانات فضای مجازی و واقعی برای اطلاع رسانی و فرهنگ سازی استفاده نماید. برای مثال، در سطح جامعه می توان در استفاده از وسایط نقلیه عمومی مانند تاکسی، اتوبوس و … محل های تماس را هر مسافر با یک اسپری الکل شخصی ضدعفونی نماید، یا از نانوا در خواست نمود قبل از تحویل نان به هر یک از مشتریان، با اسپری خود مشتری، دستان خود را ضد عفونی نماید.
۲- وقتی اطلاعات درستی در رابطه با رفتار ویروس در محیط وجود ندارد، و یافته های علمی در این رابطه نیز با تناقضات عدیده ای مواجه می باشد، بهترین راهبرد ارایه اطلاعات یکنواخت و مطلق در مورد احتیاط ها و مراعات های بهداشتی است، در نظر داشته باشیم، اظهار نظر در خصوص ماهیت ویروس و … برعهده متخصصان این حوزه بوده و بایستی هر فرد به صرف مطالعه یک بروشور یا پیام بهداشتی از اظهار نظر در رابطه با آن خودداری نماید، در نظر داشته باشیم هر پیام غیر علمی که به دیگران منتقل کنیم، می تواند منشا خلق یک بحران برای جامعه شود، لذا تعیین درجه دمایی مشخص برای از بین رفتن ویروس یا استفاده از یک ماده یا داروی گیاهی خاص برای مقابله با بیماری و …. کار نادرستی است،

۳- به جای ساده انگاری از ماهیت بیماری و ارایه تصویرهایی مبنی بر اینکه بیماری خطرناک نیست و … واقعیت بیماری را بایستی به تصویر کشید. تجربه نشان داده است، افراد تا زمانی که واقعیت مهلک و دردسرساز یک رویداد را درک نکنند، میزان همراهی آنها به شدت پایین خواهد بود. لذا تلاش مسوولین و حتی بسیاری از متخصصان مبنی بر ساده پنداری موضوع، پیامدهای فاجعه باری ایجاد خواهد کرد که نمونه آنها را در هجوم مردم بعد از تعطیلات مدارس به شمال و همچنین حضور فعال در بازارهای عید شاهد هستیم. لذا اولین گام برای ایجاد تصویر واقعی بیماری، ارایه آمارهای واقعی از تعداد مبتلایان و به ویژه مدت بستری میتلایان و میزان مرگ و میر ناشی از آن می باشد.

۴- در روزهای اخیر جامعه روانشناسی ، وارد عرصه شده و با انتشار مطالبی سعی در آرام سازی و همان ساده انگاری از ماهیت بیماری نموده اند، به نظر بنده، ترس از ابتلا به بیماری که می تواند تهدید کننده حیات باشد، غیر طبیعی و غیر کارکردی نبوده و امری طبیعی است، لذا نمی‌توان با توصیه های ارام سازی و تلاش برای بازسازی های شناختی، هیجانی که ریشه تکاملی و بقایی دارد را بازداری کرد. در شرایطی که بخش اعظم جامعه به دلیل عدم باور به پیامدهای فاجعه پیش رو، میزبان های خوبی برای ویروس بوده و باعث انتشار بیش از پیش آن می شوند، اضطراب آن بخش از جامعه که نگران سلامتی خود و خانواده خویش می باشد، افزون تر خواهد شد، لذا بهتر است دوستان متخصص علوم رفتاری ، به جای تلاش برای کم اهمیت جلوه دادن بیماری، پیشنهادات، راهبردها و برنامه های لازم را برای باورپذیری عامه مردم به رعایت اصول پیشگیری و‌قطع چرخه گردش ویروس انجام دهند.

۵- گروه های علمی موجود در فضاهای مجازی به ویژه تلگرام، فرصت خوبی برای هم افزایی علمی در رابطه با بیماری حاضر می باشد، لذا پیشنهاد می شود با توجه به اینکه طبق آمارهای ارایه شده روزانه حدود ۱۰-۱۵ مقاله در نشریات معتبر جهان، در رابطه با کوید-۱۹ منتشر می شود، لذا به جای کپی برداری مطالب تکراری و‌ توزیع مکرر آن پیام توسط دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته های مرتبط به ویژه علوم‌پایه پزشکی، بالینی و علوم رفتاری، می‌توان با هماهنگی ادمین های گروه، روزانه ۱۰ مقاله مرتبط با حوزه تخصصی گروه ها توسط اعضای داوطلب، مطالعه و خلاصه نویسی شده و یافته ها و تجربیات متخصصان کشورهای دیگر در گروه ها به اشتراک گذاشته شود، در پایان هفته هر گروه می‌تواند جمع بندی از خلاصه حدود ۷۰ مقاله را در اختیار داشته باشد، که این جمع بندی می تواند در اختیار انجمن های علمی رشته مربوط قرار داده شود تا آن انجمن یافته های مرور شده را در اختیار مسوولین و‌نهادهای تصمیم گیر قرار دهد.

۶- با توجه به اینکه کشور ما از نظر سرمایه های علمی و فکری نیز غنی می باشد، اما متاسفانه عمده آنها قربانی سیاسی کاری ها شده و از گردونه تصمیم سازی های کنار گذاشته اند، اما با توجه به شرایط به وجود آمده و نظر به وجدان کاری و اخلاق حرفه ای، به جاست تا متخصصان رشته های مختلف از جمله اپیدمیولوژی، اقتصاد سلامت، عفونی، داخلی، روانپزشکی، روانشناسی ، جامعه شناسی و …

به صورت خودجوش گروه هایی تشکیل داده، ضمن تبادل اطلاعات با همدیگر و استفاده از ظرفیت های خود در ارتباط با اساتید دانشگاه های معتبر جهان، بتوانند پروتکل های لازم را برای کنترل ابعاد مختلف بحران حاضر تدوین نموده، ضمن اطلاع رسانی به جامعه ، در اختیار مسوولان مربوطه قرار دهند.

۷- با توجه به سه مناسبت اجتماعی فرهنگی پیش رو شامل چهارشنبه سوری، عید و به تبع آنها خریدهای عیدانه، که همانند کبریتی بر مخزن بنزین عمل خواهند کرد، ضروری است پویش ها و کمپین های اجتماعی و فراگیر برای تعطیلی این مناسبت ها و عدم برگزاری آنها هرچه سریع تر شکل بگیرد.

۸- توجه داشته باشیم هرچند در روزهای اخیر کلیپهایی از روحیه دهی کادر عزیز درمانی به بیماران در فضای مجازی پخش شده است، اما بسیاری از مواقع این رفتارها، نوعی مکانیسم دفاعی برای غلبه بر استرسها و فرسودگی های شغلی است، لذا ضرورت دارد هر چه سریع تر، پروتکل های مداخله ای کوتاه مدت و موثر برای اعضای کادر درمان تدوین شده و توسط تیم های مداخله ای روانپزشکی- رپانشناسی آموزش دیده بر روی پرسنل درمانی اجرا شود، باید بدانیم که در حال حاضر، بحران کنونی را این گروه مدیریت نموده اند و در صورت فرسودگی آنها، خیمه این چادر، بلافاصله بر زمین سقوط کرده و فاجعه بزرگتر رخ خواهد داد.