خبر درگذشت این چهره برجسته به سرعت در رسانههای بینالمللی بازتاب یافت، چرا که او نه تنها مغز متفکر فناوری هستهای ایران بود، بلکه مدافعی سرسخت برای بهرهمندی مردم ایران از مزایای این انرژی در عرصه جهانی به شمار میرفت.
اعتماد که در سال ۱۳۰۹ در یک خانواده ترکتبار در همدان متولد شد، پس از کسب مدارج عالی علمی در فرانسه و سوئیس، به ایران بازگشت و به عنوان مشاور در امور انرژی کشور مشغول به کار شد. در سال ۱۳۵۳، با جلب نظر مستقیم شاه، به ریاست سازمان انرژی اتمی ایران منصوب شد. او با تسلط به زبانهای انگلیسی، آلمانی و فرانسوی، شاه را متقاعد کرد که برای توسعه زیربنایی کشور و پیشتازی در منطقه، باید دانش هستهای را بومیسازی کرده و با انتقال فناوریهای روز دنیا به داخل ایران، از آن بهرهمند شود.
اعتماد با دوراندیشی، ابتدا دفتر انرژی اتمی سازمان برنامه و بودجه را تأسیس کرد تا بتواند بودجههای مستقلی را برای توسعه دانش هستهای و ایجاد زیرساختهای لازم تامین کند. سپس، برنامهای جامع تدوین و به امضای پادشاه رساند که بر اساس آن، قرار بود ۲۳ هزار مگاوات برق در ۲۲ نیروگاه تولید و وارد شبکه توزیع سراسر ایران شود. ساخت نیروگاه اتمی بوشهر نیز در راستای همین برنامه توسط آلمانها آغاز شد.
اعتماد تنها به تولید برق هستهای اکتفا نمیکرد؛ او رویای تولید چرخه کامل سوخت هستهای و حتی ایجاد توان تولید جنگافزارهای هستهای برای بازدارندگی را در سر داشت و برنامههای مدون علمی و اجرایی آنها را به صورت کارشناسی تهیه کرده بود. او در دهه ۵۰، در برابر درخواست آمریکاییها مبنی بر اعلام رسمی عدم تجزیه شیمیایی سوخت استفاده شده مقاومت کرد و با زیرکی پاسخ داد: “ما در این زمینه هنوز تصمیمی نداریم، چون این موضوع به ۳۰ تا ۴۰ سال آینده مربوط میشود و در آن موقع تصمیم خواهیم گرفت…”
پس از انقلاب، اعتماد در پاریس اقامت گزید و دفتر معتبری را برای ارائه مشاوره بینالمللی در حوزه دانش هستهای تاسیس کرد. او همواره از حق ایران برای استفاده از دانش هستهای و برنامههای هستهای کشور دفاع میکرد و در گفتگو با رسانههای جهانی، بهرهمندی از مزایای این دانش و صنعت را حق مسلم ملت ایران میدانست.
در یک رویداد قابل توجه، هنگامی که سفیر و کارشناسان عراقی در پاریس به دفتر اعتماد مراجعه کردند و خواستار انتقال فناوری هستهای به عراق شدند، او پیامی قاطع و میهنپرستانه به صدام حسین فرستاد: “درست است که عراق همسایه ایران است، ولی در حال حاضر شما با ایران در حال جنگ هستید و هر روز تعدادی از هموطنان مرا میکشید. عراق در حال حاضر دشمن ایران است و رفتن من به عراق خیانت به کشورم محسوب میشود و من به هیچ وجه و تحت هیچ شرایطی به این خیانت تن نخواهم داد.”
زندگی و کارنامه اکبر اعتماد در کتاب “در پرتگاه حادثه” به قلم استاد یزدانی راد، محقق تاریخ شفاهی، به تصویر کشیده شده است. همچنین، فیلم مستند “من اکبر اعتماد اتم میشکنم” به دو زبان فارسی و انگلیسی، گوشههای دیگری از تلاشها و دستاوردهای این دانشمند بزرگ را به نمایش میگذارد.
یاد و خاطره این مرد وطندوست و عاشق توسعه زیربناهای دانش هستهای ایران گرامی باد. امید است روحش در آرامش ابدی قرار گیرد و به پاس خدماتش به ملت ایران و جامعه بشری، مورد رحمت و مغفرت الهی واقع شود.
محمد فرج پور باسمنجی


































