آرمان تبریز- در واپسین ساعات شامگاه چهارم دیماه سال ۱۳۶۵، غواصانی دلیر، با دلی مملو از عشق به وطن و ایمانی راسخ، به دریای مواج نبرد گام نهادند. آنان، جوانانی برومند و رعنا، با آرزوهایی به بلندای آسمان، عهد بستند تا از خاک پاک میهن دفاع کنند. چه کسی میدانست که این وداع، آغازی خواهد بود بر یک سفر بیبازگشت؟
سالها بعد، در چنین روزی، پیکر پاک ۱۷۵ تن از این غواصان، با دستانی بسته، به آغوش وطن بازگشت. چه صحنهای جانسوز! چه مظلومیتی آشکار! دستان بسته آنان، گواهی بود بر دلاوری و ایثارشان، و قلبهای ما را مالامال از اندوه و حسرت کرد.

چه جوانانی!
اسماعیل، آیا میبینی؟ چه جوانانی! چه قامتهایی رعنا و چه چهرههایی معصوم! بسیاری از آنان، هنوز طعم شیرین عشق را نچشیده بودند، هنوز فرصتی نیافته بودند تا صورت عشق را در آغوش بگیرند. آنان رفتند تا ما بمانیم، جان دادند تا ما زندگی کنیم.
ما، وارثان این خاک پاک، امروز در آرامش و امنیت به سر میبریم، این آرامش را مدیون کسانی هستیم که بیادعا و خالصانه جانفشانی کردند. آنان نه تنها طلبکار نبودند، بلکه با لبخندی بر لب، به استقبال مرگ رفتند.
اما چه کسی پاسخگوی رنجهای آنان است؟ اختلاسگران و آقازادهها، چه پاسخی برای خدا خواهند داشت؟ چگونه میتوانند در برابر چشمان اشکآلود مادران و همسران شهدا، سر بلند کنند؟
محمدرضا ایازی، ای جامانده از قافلهی شهدا، تو چه میبینی؟ چه میشنوی؟ آیا شرمندگی این جماعت را میبینی؟ آیا آه جانسوز این مادران را حس میکنی؟
یاد و نام این شهدای غواص، همواره در قلبهای ما جاودان خواهد ماند. راهشان پر رهرو باد.
ما ماندیم و شرمندگی و ما ماندیم برخی مسئولانی که ایران عزیز را به تاراج بردند؛ اختلاس را زرنگی شمردند و خون شما شهدا را نادیده گرفتند. ما هم دستمان کوتاه است و روسیاه. چه باید بکنیم؟ کاری از دستمان بر نمیآید، دل پر از دردهای نهفته است. دیگر از همرزمانمان هم خبری نیست، نسل دارد عوض میشود و از شهادت انسانهای آزاده مرد کمتر خبری هست.
جامعه از ایثار و شهادت به خاطر خیانت آقازادهها و اختلاسگران فاصله گرفته است و نمیشود از این واژه مقدس برای نسل امروز، خاطرهای تعریف کرد. ای شهیدان، ما را ببخشید که دیگر از این روزگار خستهایم.
این روزها حسرتی سنگین در دل ماست. بسیاری نگران آیندهای هستیم که برای نسل بعد میسازیم. نسل امروز دیگر کمتر به یاد شهادت و ایثار است، و بزرگترین آرزوی ما، بازگشت به روزهایی است که برای ایران جانها فدا میشد.
البته نه بازگشت به جنگ، زیرا همه از جنگ بیزاریم. بلکه بازگشتی به روزهای شرافت، شجاعت، صداقت، سادهزیستی و زندگی بیریا. پاکدستی وروزهایی که تهمت و افترا جایی نداشت، انسانها محترم شمرده میشدند، و ایثار و فداکاری ارزشمند بود. روزهایی که با یک تکه نان خشک، ۲۴ ساعت برای وطن دفاع میکردند.
نفرین بر جنگ و جنگافروزان؛ و درود بر شهیدانی که حتی در میان جنگ نیز، نماد کامل انسانیت بودند.
عملیات کربلای ۴، عملیات نظامی تهاجمی نیروهای مسلح ایران در خلال جنگ ایران و عراق بود که در دیماه ۱۳۶۵ به فرماندهی سپاه پاسداران انجام شد. این عملیات در تاریخ ۳ دی ۱۳۶۵ در محور ابوالخصیب در جنوب عراق، بهصورت گسترده و با هدف آمادهسازی مقدمات فتح بصره توسط نیروهای مسلح ایران آغاز شد.
محمدرضا ایازی از جانبازان و رزمندگان دوران دفاع مقدس



































