درآمدی بر مفهوم نظم عمومی بین المللی
پژمان غفوری
آموزگار حقوق
نسا عبدالملکی
کارشناس و نویسنده مسائل حقوقی
آرمان تبریز-نظم عمومی بین المللی در نوشته¬های حقوقدانان بینالمللی که به مسئله نظم عمومی بینالمللی پرداخته اند، کمتر تعریف روشنی از این نهاد به چشم میخورد.
به نظر میرسد که از دید اینان نظم عمومی بینالمللی چندان بدیهی است که نیاز به ارائه تعریف ندارد. حقوق دانان بینالمللی نیز مفهوم نظم عمومی بینالمللی یا نظم عمومی جامعه بینالمللی را شامل آن دسته از اصول و قواعد بینالمللی میدانند که اساس نظام حقوق بینالملل محسوب شده و دارای موقعیت حقوقی برتر از سایر بخشهای حقوق بینالملل هستند. از دید ایشان قواعد آمره حقوق بینالملل عام، هسته مرکزی نظم عمومی بینالمللی را تشکیل میدهند.
آنچه به عنوان نظم عمومی بینالمللی می توان نامید ارزش ها، منافع و مصالح عالی بینالمللی است که با ظهور جامعه بینالمللی به تدریج توسعه یافته اند. همان گونه که طرفداران نظریه جامعه بینالمللی بیان میدارند «جامعه بینالمللی جامعه-ای مرکب از دولت هاست که با آگاهی از برخی منافع و ارزش های مشترک جامعه ای را تشکیل میدهند و در روابط با یکدیگر خود را ملزم به مجموعه مشترک از قواعد میکنند و در کارکرد نهادهای مشترک نیز سهیم می شوند.
ارزش¬ها و منافع و مصالح مشترک در جامعه بینالمللی همانند ارزش ها و مصالح و منافع ملی دامنه ای بس گسترده دارد. با این حال از میان این ارزش ها و منافع مشترک برخی از اهمیت و جایگاه برتری برخوردار هستند. جامعه بین المللی در کل آن ها را نظم عمومی بینالمللی میداند که دولت ها در هر شرایطی باید به آن احترام گذاشته و از نقض و تغییر قواعدی که از این ارزش ها و منافع عالی حمایت میکنند، خودداری نمایند. بنابراین نظم عمومی حاوی ارزش ها و منافع عالی مشترک است و یک منبع ماهوی حقوق بینالملل محسوب می شود. به عبارت دیگر، در عالم حقوق موضوع تجلی نظم عمومی بینالمللی را در قواعد آمره و «تعهدات در قبال همگان» ناشی از آن می بینیم.
اگر چه امور فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی فراوانی می توانند امنیت و نظم عمومی را تحت تأثیر قرار دهند، اما آنچه که بیشترین آسیب را به امنیت و نظم عمومی وارد می کند جرائم و نابهنجاری هایی است که در جامعه صورت می گیرند. ناگفته پیداست قانون با این گستره مفهومی زیاد چنانچه با دقت و مطابق ضوابط و استانداردها تهیه و تصویب شود و ضمانت اجرایی قوی و شفافی داشته باشد و همچنین به صورت روشن به اطلاع شهروندان برسد بدون تردید می تواند قویترین ابزار در جهت تأمین نظم عمومی و امنیت باشد. اما قانون به جهت داشتن ضمانت اجرا و پشتوانه قدرت حاکم نقش بسیار ویژه و برجسته¬ای می¬تواند ایفا کند.


































