توبه‌نامه‌ای که هرگز نوشته نشد؛ روایت مظلومیت و وفاداری شهید حمید باکری
توبه‌نامه‌ای که هرگز نوشته نشد؛ روایت مظلومیت و وفاداری شهید حمید باکری
آرمان تبریز- به بهانه 6 اسفند، سالروز شهادت سردار حمید باکری، شاید اکنون وقت آن فرا رسیده باشد که در برابر مظلومیت عظیم او و برادران گرامی‌اش، اشک بریزیم و خون گریه کنیم. با توان اندک و قلمی ناتوان، این سطور را به رشته تحریر درآورده‌ام؛ هرچند که قلم از بیان مظلومیت و شجاعت این شهیدان به‌طور کامل عاجز است.

 به گزارش خبرنگار ما در تبریز؛مظلومیت حمید باکری و برادرانش نه تنها در جبهه بلکه در پشت پرده‌های سیاست و تصمیمات برخی افراد در ارومیه و دیگر نقاط به وضوح دیده می‌شود. این برادران خون‌چکان، که در راستای آرمان‌های انقلاب جان خود را فدای وطن کردند توسط برخی‌ها به جایی رسانده شدند که گویی نه تنها از جانشان، بلکه از اعتبار و عزتشان هم دریغ کردند.
حمید باکری، شهید مظلوم و قهرمان دوران دفاع مقدس، همیشه نماد استقامت و صداقت بود. او که در آغاز جنگ از جبهه اخراج شده بود، حتی در برابر فشارها و تهمت‌ها هرگز تسلیم نشد و همچنان با عزت و در مسیر آرمان‌های انقلاب گام برداشت.
وقتی از او خواستند که توبه‌نامه بنویسد و آن را در نماز جمعه قرائت کند، او با همان صداقت همیشگی خود گفت: «آبرو می‌خواهم چه‌کار؟» این پاسخ نه تنها از پاکی دل او، بلکه از شجاعت و وفاداری او به اصول انقلاب و انسانی که جانش را برای آن فدا کرد، حکایت می‌کند.
در حالی که حمید در مسیر حق و شجاعت ایستاده بود، برخی مسئولان وقت، مانند «محصولی‌ها»، که در پشت پرده قدرت به دنبال منافع شخصی بودند، تلاش داشتند تا او را تخریب کنند و تهمت‌های ناروا به او بزنند.
اما خوشبختانه حمید باکری هیچ‌گاه ازادامه راهش منصرف نشد و سختی ها را تحمل نمود. به راستی، کسانی که در این مسیر در تلاش برای تخریب شخصیت چنین انسان‌های بزرگی بودند، خود باید امروز در برابر تاریخ و مردم جوابگو باشند.
حمید باکری مظلومیتش را نه تنها در جنگ، که در دوران پیش از آن نیز به دوش کشید. او که در زمان شاه، برادرش علی را به‌دست دشمنان انقلاب از دست داده بود، در برابر فشارهای سیاسی و امنیتی قرار گرفت. از دست دادن برادر بزرگترش در شرایط آن زمان، نشان‌دهنده مظلومیت مضاعف او بود. اما این درد و رنج‌ها او را از هدف اصلی‌اش که دفاع از انقلاب و مردمش بود، دور نکرد.
حمید باکری هیچ نیازی به توبه نداشت!

توبه واقعی باید از کسانی می‌آمد که در آن زمان از اصول انسانی و اسلامی فاصله گرفته و آرمان‌های انقلاب را فدای منافع خود کردند. شهادت او در دل جنگ و در برابر دشمنان انقلاب، بزرگترین گواه صداقت، شجاعت و وفاداری‌اش بود.
امروز مسئولان و افرادی که در آن دوران در تصمیم‌گیری‌ها تاثیرگذار بودند، باید از عملکرد خود در مقابل تاریخ و مردم توبه کنند. آیا آن‌ها در راستای آرمان‌های انقلاب عمل کرده‌اند؟ آیا خون شهدای مظلوم، از جمله خون پاک حمید باکری، فدای مصلحت‌های سیاسی و منافع شخصی شده است؟
حمید باکری هیچگاه از چیزی توبه نکرد. او با تمام وجود برای دفاع از انقلاب و آرمان‌هایش فدای جان خود شد. امروز باید از کسانی که در مقام مسئولیت بودند پرسید که «توبه‌نامه شما کجا و کی قرائت خواهد شد؟»
و در نهایت، حمید باکری به همراه برادرانش، مهدی و علی، همواره وفادار به آرمان‌های انقلاب ماندند و با خون خود یاد و خاطره‌ی شهادت را زنده کردند. این سه برادر، که همه‌شان آسمانی شدند، همچنان در دل‌های مردم ایران نمادی از ایثار، فداکاری و مبارزه با ظلم باقی خواهند ماند. یادشان همیشه گرامی و ماندگار است.

گفتنی است حمید باکری در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۶۲ در خلال انجام عملیات خیبر، بر اثر برخورد مستقیم موشک آرپی‌جی، در منطقه قرنه واقع در جزایر مجنون، کشته شد و پیکر وی نیز هیچ‌گاه شناسایی نگردید.
محمدرضا ایـازی بنده ای روسیاه خداوند جا مانده از خیل شهدا

  • منبع خبر : خبرگزاری آریا