بررسی ژئوپلیتیکی مناقشه روسیه و اوکراین
مناقشه میان روسیه و اوکراین، برخاسته از دههها تنش سیاسی و ژئوپلیتیکی است که با حمله روسیه به خاک اوکراین در سال ۲۰۲۲ به نقطه اوج خود رسید. این درگیریها نه تنها روابط دو کشور اروپای شرقی را دچار بحران کرده بلکه صلح جهانی را نیز به مخاطره انداخته است.
پیشینه تاریخی درگیریها
اختلافات میان روسیه و اوکراین ریشه در تاریخ طولانی و پرتنش میان دو کشور دارد. اوکراین که زمانی بخشی از اتحاد جماهیر شوروی بود، پس از فروپاشی شوروی تلاشهای خود را برای نزدیک شدن به غرب آغاز کرد. این روند بهویژه پس از سال ۲۰۱۴ با برکناری “ویکتور یانوکوویچ”، رئیسجمهور طرفدار روسیه، شدت گرفت. به دنبال این تحولات، روسیه با الحاق شبهجزیره کریمه و حمایت از جداییطلبان در منطقه دونباس، درگیریهای مسلحانه گستردهای را دامن زد که تاکنون بیش از ۱۵ هزار کشته برجای گذاشته است.
نقش ناتو و اتحادیه اروپا
یکی از موضوعات کلیدی در این مناقشه، تلاش اوکراین برای عضویت در ناتو و اتحادیه اروپا است؛ مسئلهای که با مخالفت جدی مسکو مواجه شده است. روسیه همواره تأکید کرده که پیوستن اوکراین به ناتو تهدیدی مستقیم علیه امنیت ملی آن خواهد بود. از سوی دیگر، کشورهای غربی نیز با اعمال تحریمهایی علیه روسیه، واکنشهای محدودی نشان دادهاند؛ چراکه اوکراین هنوز عضوی رسمی از این سازمانها نیست.
تحلیل ریشههای درگیریها
به گفته تحلیلگران سیاسی، این مناقشه تنها نتیجه تضادهای جغرافیایی یا منافع اقتصادی نیست بلکه به عوامل غیرمادی مانند ایدئولوژیها، احساسات ملیگرایانه و جاهطلبی رهبران بازمیگردد. روسیه بهعنوان قدرتی سنتی در منطقه، از ظهور نظم چندقطبی جهانی که بهطور طبیعی قدرت آن را محدود میکند، ناخشنود است. این موضوع میتواند به شکلگیری درگیریهای بیشتر در آینده منجر شود.
“نظریه قوی سیاه” که توسط نسیم نقولا طالب مطرح شده است، به نقش رویدادهای نادر و غیرقابل پیشبینی در تغییرات گسترده اشاره دارد. جنگ جهانی اول، فروپاشی شوروی و حملات ۱۱ سپتامبر از نمونههای این نظریه هستند. بر اساس این نظریه، جنگ روسیه و اوکراین نیز میتواند بهعنوان پدیدهای غیرقابل پیشبینی در تاریخ معاصر تلقی شود.
تاریخ نشان داده است که جنگها همواره با ویرانی و خسارات عظیم همراه بودهاند. بنابراین، آموزش صلح بهعنوان جایگزینی برای جنگ، باید به بخشی از نظامهای آموزشی جهانی تبدیل شود. همانطور که “ایو لاکوست”، جغرافیدان برجسته فرانسوی، تأکید میکند، جغرافیا نباید تنها برای جنگ بلکه برای صلح نیز به کار گرفته شود. صلحطلبی و تقویت روابط دیپلماتیک، راهی برای پیشگیری از وقوع درگیریهای جدید خواهد بود.
مناقشه میان روسیه و اوکراین نمونهای روشن از پیچیدگی روابط بینالملل و تأثیر عوامل مختلف بر شکلگیری جنگ است. این درگیریها بهوضوح نشان میدهند که جهان همچنان در معرض تهدیدات ناشی از زیادهخواهی و جاهطلبی قدرتهای بزرگ قرار دارد. با این حال، ترویج گفتمان صلح و تقویت آموزشهای مبتنی بر انسانیت میتواند امید به آیندهای عاری از جنگ را زنده نگه دارد.

































