با بسته شدن اقیانوس نئوتتیس در امتداد شمالغرب ـ جنوبشرق و با فرورانش پوسته عربی، کف حوضه ارومیه شکسته و در نهایت این فرورانش که هنوز ادامه دارد، کف آن به زیر میکروپوسته ایران رانده شده و با برخورد دو پوسته عربی و ایران، چینخوردگی زاگرس استمرار یافته است. همین روند در امتداد خود موجب انحراف شرقی ـ غربی البرز به شمالغربی ـ جنوبشرقی از زنجان به بعد شده و باعث روراندگی پوسته در دشت تبریز بر روی کوههای دوران دومی عینالیِ شمال در امتداد گسل تبریز شده است. لبه انتهایی آن نیز دشت مغان را بر روی کوههای شیروانِ کشور آذربایجان رانده و باعث کوچک شدن دشت تبریز و دشت مغان میگردد.
تونل اتمسفری قفقاز ـ مغان ـ ارومیه از طریق چاله تکتونیکی ارومیه به ایران مرکزی و آسیای مرکزی متصل بوده که میکروکلیمای پرفشار سطح آب چاله فوق در آن نقش ترمز جریان هوا در دشت تبریز بین سبلان، قفقاز و ایران مرکزی را عمل میکرده و موجب تقویت بخار تودههای غربی و شمالی ورودی به چاله میشده است. امروزه با خشکی آن و تشدید جزیره حرارتی تبریز و تمایل اقلیم مداری زمین به سمت قطب، این پرفشار تضعیف شده و کل چرخه اقلیمی منطقه مختل شده است.
تبریز بر اساس شکل زمین و امتداد ارتفاعات زاگرس در انحراف تودههای غربی به شمال، در سایه تودههای اقلیمی بارانزا واقع شده و امروزه سالهای خشک سنگینی را تجربه میکند. حذف پرفشار ارومیه باعث نفوذ آسان و مستمر جریانهای گرم جنوبشرقی و کویریِ خشک به هسته توده آذربایجان شده و تبخیر را تشدید کرده است. با توجه به بازه زمانی چینهشناسی، توقف آهنگ گرمی زمین قبل از ۵۰ سال آینده متصور نیست و دولت باید اقدامات فوری برای تغییر آهنگ توسعه و زندگی انجام دهد و کارشناسان اقلیم کشور واقعیت خشک ۵۰ سال آینده را صریحاً به مردم تفهیم کنند.
تبریز که از دوره پهلوی دوم به بعد توسعه صنعتی یافته، شهرسازی و سرمایهگذاری در حملونقل شهری و بینشهری در آن «صفر» است. شهری که گذرگاه غرب و پنج کشور همسایه است، برای عبور از ترافیک آن نیمروز وقت لازم است.
در داخل شهر نیز دیروز فاصله ۴۰۰ متری زیرگذر مارالان تا شیخالرئیس را ۳۰ دقیقه طی کردم؛ تمام خودروهای شهر مشغول دودزایی بودند و آسمان آبی به خیابان دودآبیِ تیره تبدیل شده بود. مِهدود، آسمان را بهاشتباه شبیه مِه بارشی نشان میداد.
در مطالعات دهه ۷۰، بطن آلودگی تبریز از غرب شهر تا ابرسان یا میدان قطب بود، در حالیکه امروز تمامی شهرکها و روستاهای کلانشهر نیز از مهدود پر شدهاند.
سماور ذغالی وقتی کامل نمیسوخت، بوی تندی میداد که میگفتند «سماور تین الییر» یا «اپار اشیه»؛ یعنی بوی میدهد، ببرید بیرون اتاق. امروز شهر تبریز بوی سماور ذغالی میداد و ابتدا گلو تلخ و بعد از مدتی سرگیجه فاحش ایجاد میکرد و در این شرایط موتور خودروها نیز به سبب اختلال در اکسیژن هوا بر شدت دودزایی خود میافزایند.
شهرداری دو لاین خیابانها را به پارک فروخته و دو لاین هم در هسته شهر پارک دوبله و سهمیه جریمه پلیس راهور است. عملاً ترافیک در دو لاین از شش لاین شهر جریان دارد که چه بگویم؛ فقط جنبوجوش دارد و لاکپشت برنده میشود.
تمام مراکز درمانی و مطب و بازار و… در وسط شهر، آن را به یک قتلگاه زیستی تبدیل کردهاند.
بارها یادآوری کردیم ترک فعل دولتها در عدم سرمایهگذاری در حملونقل شهری و مافیای خودروسازان فرصتطلب و شهرسازان بیمسئولیت و مافیای مسکنساز… تبریزِ باغشهر تاریخی را به شرایط انفجار آلودگی رسانده و بهشت مافیای درمان لاکچری تبدیل کرده است.
هرچند در پایش افکار عمومی و رسانههای محلی، استاندار سرمست ضعیفترین استاندار تاریخ آذربایجان شهره شده است، مجبوریم به حضور ایشان گلایه کنیم که شرکت مس آذربایجان با شما فربه شده و محیطزیست با مدیریت عناصر وابسته به شما علاوه بر انسان، بر وحوش نیز تنگ شده و کندوهای عسل قرهداغ نیز به گزارش پروفسور بایبوردی به سیانور آلوده شدهاند. و به گزارش دکتر منادی پول بانک مرکزی تبریز را تحریم کرده و سرمایهگذاری بانکها در این استان سکته کرده و استان سوم به درجه هفتم تنزل نموده است. برای مقابله با اقلیم خشکِ تصویر شده برنامهای ندارید؛ حداقل فوراً با استعفا راه را برای نجات استان باز نمایید.
تبریز
اول آذر ۰۴
معلم ایرانی


































