خطر این سازه روانی زمانی بیشتر می شود که فرد در مواجهه با چنین شرایطی؛ با روشهای ناسازگار، ناسالم، تکانشی و کور مانند تهدیدانگاری، اجتناب شناختی یا خنثی اندیشی مقابله می کند.
متخصصان امر عدم تحمل ابهام را نوعی ادراک نادرست از موقعیتهای مبهم تعریف کرده اند. اگرچه عدم تحمل ابهام در زندگی معمولی نیز مشکل ساز است؛ ولی ناگفته پیداست که داشتن این بدکنشی شناختی هیجانی در فرد یا جمع میتواند بر مسیر روانی جنگ تاثیر بسیاری به جا بگذارد.
در جنگ امروز، دشمن با پرداخت و صیقل عامدانه ی اطلاعات غلط، اخبار نادرست و روایت سازی های هیولایی و بی شکل، در حال صدمه زدن به سازه تحمل ابهام است. او می داند که اگر این سازه در ذهن آسیب ببیند، خلاقیت در نبرد فلج شده، ارتباطهای بین فردی مسخ گشته و نشخوارهای فکری منفی بالا می رود. مسیری که در نهایت با بالا بردن آسیب پذیری روانی، بر نتیجه جنگ تاثیر خواهد گذاشت.
دشمن نیک میداند که وقتی ذهن با تجربه انواع نابسامانی های جنگی، اجتماعی، ایمنی یا اقتصادی قادر به تصویرسازی و پیش بینی آینده نباشد؛ تاب آوری کشور محلی از اعراب نخواهد داشت؛ لذا هر خبر یا ادراکی به شکل تهدید یا خطر ترجمه می شود. زمانی که این واکنشهای روانی با پاسخهای بدنی درهم شوند، ذهن دیگر قادر به تصمیم گیری های درست و نقطه زنی های روانی دشمن نخواهد بود.
در دامن درمان این نابسامانی روان شناختی، بهترین راهکارهای شخصی عبارتند از:
الف) پذیرش شرایط تجربه شده جدید؛ ب) آگاهی لحظه ای از شرایط پیچیده تجربه شده؛
ج) تنظیم هیجان زندگی؛
د) شناخت درست منابع؛
ه) تمرین خلاقیت جنگی
ه) باور به عدم قطعیت
مبرهن است که تمرین این خودسازی ها قادر است با بهبود لایه های زیرین شخصیت فردی و جمعی، ذهن را آرام ساخته و سلامت روانی جامعه را تضمین نماید. دلیل این نوع به باشی آن است که مغز و ذهن از بلاتکلیفی و ابهام، گریزان است و میل ندارد مدام در فاز هشدار بدنی-روانی قرار داشته باشد.
🌿 با آگاهی اصیل از دالانهای پنهان ذهن، مراقب روان خود و کشور باشیم.
✍️ دکتر وفا، عضو هیات علمی روان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز و مرکز مشاوره امین معاونت فرهنگی دانشجویی




