نویسنده: شادی ایازی
دانشجوی مقطع دکتری معماری
آرمان تبریز- شهر فقط مجموعهای از ساختمانها، خیابانها و میدانها نیست؛ شهر حافظهای زنده است که تاریخ، فرهنگ، معماری، سبک زندگی و تجربه نسلهای مختلف را در خود نگه میدارد.
به گزارش خبرنگار ما در تبریز؛ هویت شهری نیز از همین لایههای بههمپیوسته شکل میگیرد؛ از بناهای تاریخی و ساختار محلهها گرفته تا میدانها، بازارها، فضاهای عمومی، آیینها، خاطرات جمعی و شیوهای که مردم یک مکان را میشناسند و به آن احساس تعلق میکنند. مسئله امروز بسیاری از شهرها این است که چگونه میتوان میان توسعه و نوسازی از یک سو و حفظ این هویت تاریخی و فرهنگی از سوی دیگر تعادل برقرار کرد؛ زیرا شهری که گذشته خود را از دست میدهد، ممکن است در ظاهر نو شود، اما بخشی از معنای خود را برای شهروندان از دست بدهد.
شهر؛ کتابی که تاریخ در آن نوشته شده است
اگر تاریخ را فقط در کتابها جستوجو کنیم، بخش مهمی از آن را از دست دادهایم. بخشی از تاریخ در خود شهر باقی مانده است؛ در شکل خیابانها، معماری خانهها، بازارها، میدانها، بناهای عمومی، باغها، محلهها و حتی در مسیرهایی که مردم نسل به نسل طی کردهاند.
شهر در واقع نوعی سند تاریخی زنده است. هر نسل چیزی به آن اضافه میکند و بخشی از آنچه از نسلهای پیشین به ارث رسیده، در کالبد و فرهنگ شهر باقی میماند.
از همین رو، تخریب یک بنای تاریخی فقط از میان رفتن چند دیوار و ستون نیست. گاهی بخشی از حافظه یک جامعه از بین میرود. همانگونه که ساخت یک بنای جدید نیز فقط ایجاد یک ساختمان تازه نیست؛ ممکن است آغاز یک لایه جدید در تاریخ شهر باشد.
بنابراین، معماری و شهرسازی را نمیتوان از تاریخ جدا کرد. هر تصمیم معماری در یک شهر، چه آگاهانه و چه ناخواسته، در حال نوشتن بخشی از تاریخ آینده آن شهر است.
هویت شهری چیست؟
هویت شهری مفهومی گستردهتر از شکل ظاهری شهر است.
ممکن است دو شهر از نظر تعداد ساختمانها، خیابانها و امکانات شهری شبیه یکدیگر باشند، اما شهروندان آنها احساس کاملاً متفاوتی نسبت به شهر خود داشته باشند. علت این تفاوت را باید در تاریخ، فرهنگ، حافظه جمعی، شیوه زندگی، معماری، جغرافیا و تجربه زیسته مردم جستوجو کرد.
هویت شهری حاصل رابطه میان انسان و مکان است؛ رابطهای که در طول زمان شکل میگیرد و با خاطرات، تجربهها، نمادها، فضاها و روایتهای مشترک تقویت میشود.
به همین دلیل، هویت یک شهر را نمیتوان فقط با ساختن یک نماد جدید ایجاد کرد. هویت چیزی نیست که بتوان آن را در مدت کوتاه طراحی و نصب کرد. هویت در طول زمان ساخته میشود و به تدریج در ذهن و زندگی مردم ریشه میدواند.
شهر هویت خود را فقط از آنچه ساخته است نمیگیرد؛ از آنچه به یاد میآورد نیز هویت میگیرد.
از بنای تاریخی تا خاطره یک میدان
گاهی در برنامهریزی شهری، میراث تاریخی فقط به بناهای ثبتشده محدود میشود؛ در حالی که هویت شهری بسیار گستردهتر از چند ساختمان ارزشمند است.
یک میدان قدیمی، یک درخت کهنسال، یک مسیر تاریخی، یک بازار، یک محله، یک خانه قدیمی، یک مسجد، یک حمام، یک پل یا حتی یک فضای عمومی میتواند بخشی از حافظه جمعی شهر باشد.
ممکن است یک مکان از نظر معماری شاهکار نباشد، اما برای مردم ارزش اجتماعی و عاطفی بسیار بالایی داشته باشد.
اینجاست که مفهوم میراث ناملموس اهمیت پیدا میکند. آیینها، مراسم، شیوههای سنتی زندگی، مشاغل، روایتهای محلی، موسیقی، غذا، زبان و خاطرات مشترک نیز بخشی از هویت مکان هستند.
یونسکو در رویکرد «منظر شهری تاریخی» نیز نگاه خود را از حفاظت صرف بناهای تاریخی فراتر برده و میراث شهری را ترکیبی از عناصر ملموس و ناملموس، محیط طبیعی، فضای ساختهشده، فضاهای باز، فعالیتهای اجتماعی و ارزشهای فرهنگی میداند. این رویکرد، شهر تاریخی را حاصل لایهگذاری ارزشهایی میداند که در طول زمان شکل گرفتهاند.
آیا حفظ گذشته با توسعه در تضاد است؟
یکی از پرسشهای مهم معماری و شهرسازی معاصر این است که آیا برای توسعه شهر باید گذشته را کنار گذاشت؟
پاسخ تجربه بسیاری از شهرهای جهان منفی است.
شهرهای تاریخی اروپا، از لندن و پاریس گرفته تا رم، ونیز، بارسلونا و آمستردام، در دهههای گذشته تلاش کردهاند میان حفاظت از میراث و نیازهای زندگی معاصر تعادل برقرار کنند. البته این شهرها نیز با چالشهای جدی مانند فشار گردشگری، افزایش قیمت مسکن، تجاریشدن مراکز تاریخی و تغییر کاربری بناهای ارزشمند روبهرو هستند؛ اما اصل مهم این است که حفاظت از میراث را در مقابل توسعه قرار ندادهاند، بلکه تلاش کردهاند آن را بخشی از توسعه پایدار بدانند.
رویکرد جدید یونسکو نیز دقیقاً بر همین نکته تأکید دارد. بر اساس توصیهنامه منظر شهری تاریخی در سال ۲۰۱۱، حفاظت از میراث شهری باید با برنامهریزی و توسعه شهری تلفیق شود و معماری معاصر و زیرساختهای جدید باید به گونهای با بافت تاریخی هماهنگ شوند که هویت شهری آسیب نبیند.
این نگاه یک تغییر مهم در تفکر شهرسازی ایجاد کرده است: حفاظت دیگر به معنای منجمد کردن شهر نیست.
شهر تاریخی باید بتواند زندگی کند، تغییر کند و نیازهای نسل جدید را پاسخ دهد؛ اما این تغییر نباید به معنای پاک کردن نشانههای گذشته باشد.
شهر تاریخی موزه نیست
گاهی تصور میشود برای حفاظت از هویت تاریخی، باید شهر را در گذشته متوقف کرد.
این برداشت نیز اشتباه است.
شهر موجودی زنده است و اگر نتواند با نیازهای زمان خود سازگار شود، به تدریج کارکرد و حیات اجتماعی خود را از دست میدهد.
یک خانه تاریخی که صرفاً حفظ شود اما هیچ استفاده مناسبی نداشته باشد، ممکن است به تدریج فرسوده شود. یک بازار تاریخی که نتواند با نیازهای اقتصادی و اجتماعی امروز ارتباط برقرار کند، ممکن است از زندگی روزمره مردم جدا شود.
بنابراین حفاظت موفق، حفاظت از زندگی مکان است، نه فقط حفاظت از پوسته آن.
این همان رویکردی است که در ادبیات جدید حفاظت شهری نیز مورد توجه قرار گرفته است. یونسکو تأکید میکند که میراث شهری باید در چارچوب توسعه پایدار، کیفیت زندگی، فعالیت اقتصادی و انسجام اجتماعی دیده شود.
معماری معاصر؛ مهمان شهر یا ادامه تاریخ آن؟
یکی از دشوارترین مسائل در شهرهای تاریخی، نحوه ورود معماری معاصر به بافت قدیمی است.
آیا ساختمان جدید باید کاملاً شبیه ساختمانهای قدیمی باشد؟
یا باید کاملاً متفاوت طراحی شود؟
هیچ پاسخ سادهای برای این پرسش وجود ندارد.
اگر معماری جدید صرفاً تقلیدی از گذشته باشد، ممکن است به نوعی تکرار سطحی و بیهویت تبدیل شود. از سوی دیگر، اگر ساختمان جدید بدون توجه به مقیاس، مصالح، خط آسمان، تناسبات، منظر و ساختار اجتماعی بافت تاریخی ساخته شود، ممکن است به گسست هویتی منجر شود.
راهحل، نه تقلید کامل از گذشته است و نه بیاعتنایی به آن.
معماری معاصر باید بتواند با گذشته گفتوگو کند، نه اینکه گذشته را تکرار یا حذف کند.
ساختمان جدید میتواند زبان معماری زمان خود را داشته باشد، اما باید بداند در چه زمینهای قرار گرفته است.
در توصیهنامه منظر شهری تاریخی یونسکو نیز بر همین موضوع تأکید شده است که مداخلات معاصر باید بهصورت هماهنگ با بافت تاریخی و ارزشهای موجود ادغام شوند.
جهانیشدن و خطر شهرهای شبیه به هم
جهانیشدن فرصتهای زیادی برای شهرها ایجاد کرده است؛ دسترسی به فناوری، دانش معماری، سرمایه، گردشگری و تجربههای مدیریتی بخشی از این فرصتهاست.
اما جهانیشدن یک خطر نیز دارد: شبیه شدن شهرها به یکدیگر.
امروز در بسیاری از نقاط جهان میتوان ساختمانهایی دید که تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند؛ مراکز تجاری مشابه، برجهای مشابه، نماهای مشابه و فضاهای عمومی که گاهی بدون توجه به فرهنگ و اقلیم محلی طراحی شدهاند.
اگر این روند ادامه پیدا کند، شهرها ممکن است بخشی از ویژگیهای منحصر به فرد خود را از دست بدهند.
یونسکو نیز هشدار داده است که توسعه سریع و کنترلنشده، تراکم بیش از حد، ساختمانهای استاندارد و یکنواخت، از دست رفتن فضاهای عمومی و گسست اجتماعی میتواند به تضعیف هویت شهری منجر شود.
شهر موفق شهری نیست که شبیه همه شهرهای دیگر باشد؛ شهری است که بتواند در جهان معاصر، خودش باقی بماند.
حافظه جمعی؛ بخش فراموششده شهرسازی
یکی از مفاهیم مهم در مطالعات شهری، حافظه جمعی است.
مردم فقط در ساختمانها زندگی نمیکنند؛ در خاطراتشان نیز زندگی میکنند.
ممکن است یک میدان برای برنامهریز شهری فقط یک فضای باز باشد، اما برای شهروندان محل برگزاری یک مراسم، دیدارهای خانوادگی، یک اتفاق تاریخی یا بخشی از دوران کودکی باشد.
از بین بردن چنین فضایی ممکن است از نظر فنی ساده باشد، اما پیامد اجتماعی آن بسیار عمیقتر است.
به همین دلیل، پیش از مداخله در فضاهای تاریخی و هویتی باید پرسید:
این مکان برای مردم چه معنایی دارد؟
چه خاطراتی در آن شکل گرفته است؟
چه گروههایی با آن ارتباط دارند؟
و اگر تغییر کند، چه چیزی از زندگی اجتماعی شهر از بین خواهد رفت؟
این پرسشها نشان میدهند که معماری فقط دانش ساختن نیست؛ دانش فهمیدن انسان و مکان نیز هست.
میراث تاریخی؛ سرمایهای برای آینده
نگاه سنتی گاهی میراث تاریخی را مانعی برای توسعه میداند؛ ساختمانی قدیمی که اجازه ساختوساز جدید را نمیدهد یا بافتی که محدودیت ایجاد میکند.
اما نگاه جدیدتر، میراث را یک سرمایه میبیند.
میراث شهری میتواند به گردشگری، اقتصاد محلی، اشتغال، آموزش، انسجام اجتماعی و کیفیت فضای عمومی کمک کند. یونسکو نیز میراث شهری را علاوه بر ارزش فرهنگی، یک دارایی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی میداند که میتواند به زیستپذیری شهر و توسعه پایدار کمک کند.
البته تجاریسازی بیضابطه میراث نیز میتواند خطرناک باشد. اگر یک محله تاریخی فقط برای گردشگر طراحی شود و ساکنان اصلی آن به دلیل افزایش هزینههای زندگی از محله خارج شوند، حفاظت از کالبد به قیمت از دست رفتن زندگی اجتماعی تمام خواهد شد.
بنابراین پرسش اصلی این نیست که آیا میراث باید اقتصادی شود یا نه؛ بلکه این است که اقتصاد چگونه میتواند در خدمت حفظ ارزشهای فرهنگی و زندگی ساکنان قرار گیرد.
هویت شهری بدون مردم معنا ندارد
یکی از اشتباهات رایج در پروژههای هویتی، تمرکز بیش از حد بر کالبد است.
ساخت یک میدان جدید، نصب یک نماد شهری یا طراحی یک ساختمان شاخص، بهتنهایی هویت ایجاد نمیکند.
هویت زمانی شکل میگیرد که مردم با مکان ارتباط برقرار کنند.
اگر مردم یک فضای عمومی را نپذیرند، از آن استفاده نکنند یا آن را متعلق به خود ندانند، حتی پرهزینهترین پروژه معماری نیز ممکن است نتواند هویت ماندگاری ایجاد کند.
از این منظر، مشارکت مردم در حفاظت و طراحی شهری اهمیت زیادی دارد. رویکرد منظر شهری تاریخی نیز بر شناخت ارزشهای جوامع محلی، مشارکت ذینفعان و توجه به ارزشهای اجتماعی و فرهنگی تأکید میکند.
معماری باید با اقلیم و فرهنگ گفتوگو کند
هویت شهری تنها مسئله تاریخ نیست؛ اقلیم و جغرافیا نیز در شکلگیری آن نقش دارند.
معماری سنتی در بسیاری از مناطق جهان، پاسخی به شرایط آبوهوایی، منابع موجود و شیوه زندگی مردم بوده است. شکل حیاطها، سایهاندازی، مصالح، جهتگیری ساختمانها، نسبت فضای باز و بسته و حتی شکل معابر، حاصل تجربه نسلهای مختلف بوده است.
در معماری معاصر، استفاده از فناوری نباید به معنای نادیده گرفتن این تجربه باشد.
یک شهر میتواند مدرن باشد و همزمان با اقلیم و فرهنگ خود رابطه داشته باشد.
مدرن شدن، به معنای بیریشه شدن نیست.
اتفاقاً معماری آینده زمانی ارزشمندتر خواهد بود که بتواند فناوری جدید را با دانش بومی، اقلیم و فرهنگ محلی پیوند دهد.
مسئله ایران؛ میان حفاظت و نوسازی
در ایران، بحث تاریخ و هویت شهری اهمیت مضاعفی دارد؛ زیرا شهرهای کشور دارای لایههای تاریخی متنوعی هستند که از دورههای مختلف فرهنگی و تمدنی به جا ماندهاند.
اما بسیاری از شهرهای تاریخی ایران در دهههای اخیر با فشار توسعه، تغییر کاربری، فرسودگی بناها، گسترش معابر، ساختوسازهای نامتناسب، کاهش کیفیت فضاهای عمومی و خروج تدریجی برخی ساکنان از بافتهای تاریخی مواجه بودهاند.
در چنین شرایطی، حفاظت اگر فقط به ثبت بناها محدود شود، کافی نیست.
باید محله، خیابان، فضای عمومی، اقتصاد محلی، ساکنان و روابط اجتماعی نیز مورد توجه قرار گیرند.
بنابراین حفاظت از میراث شهری باید از یک اقدام صرفاً کالبدی به یک سیاست جامع شهری تبدیل شود.
شهر آینده؛ نه بیگذشته و نه اسیر گذشته
شهر آینده نباید میان دو انتخاب اجباری قرار گیرد: یا حفظ کامل گذشته یا پذیرش کامل نوسازی.
راه سوم وجود دارد.
میتوان گذشته را شناخت، ارزشهای آن را حفظ کرد و در عین حال به نیازهای امروز و فردا پاسخ داد.
این همان مفهومی است که در رویکرد منظر شهری تاریخی دنبال میشود؛ یعنی دیدن شهر بهعنوان مجموعهای از لایههای تاریخی، طبیعی، کالبدی، اجتماعی و اقتصادی و مدیریت تغییرات به شکلی که ارزشهای اصلی شهر حفظ شود و کیفیت زندگی نیز ارتقا پیدا کند.
در چنین رویکردی، شهر نه یک موزه است و نه یک زمین خالی برای ساختوساز.
شهر یک موجود زنده است که گذشته، حال و آینده آن باید همزمان دیده شود.
پیشنهادهایی برای حفظ هویت شهری در ایران
حفظ هویت شهری نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ است. نخست، باید شناخت دقیقتری از میراث ملموس و ناملموس شهرها شکل گیرد؛ شناختی که فقط به بناهای ثبتشده محدود نباشد و محلهها، فضاهای عمومی، منظر شهری، خاطرات جمعی، آیینها و فعالیتهای اجتماعی را نیز دربرگیرد.
دوم، مداخله در بافتهای تاریخی باید بر اساس مطالعات اجتماعی، اقتصادی، محیطی و فرهنگی انجام شود و صرفاً به ارزش کالبدی ساختمانها محدود نماند.
سوم، معماری معاصر در بافتهای تاریخی باید از منطق زمینهگرایی پیروی کند؛ به این معنا که ساختمان جدید ضمن برخورداری از هویت مستقل، نسبت خود را با مقیاس، منظر، تاریخ و ساختار اجتماعی مکان حفظ کند.
چهارم، ساکنان محلات تاریخی باید از موضوع حفاظت کنار گذاشته نشوند. اگر حفاظت باعث شود ساکنان اصلی نتوانند در محله خود زندگی کنند، بخشی از هویت اجتماعی آن مکان از بین خواهد رفت.
و در نهایت، لازم است سیاستهای توسعه شهری، حفاظت از میراث و برنامهریزی اقتصادی در یک چارچوب واحد قرار گیرند؛ زیرا تجربه جهانی نشان داده است که حفاظت از میراث زمانی پایدارتر است که با برنامه توسعه شهر پیوند داشته باشد. یونسکو نیز بر ادغام حفاظت از میراث شهری با برنامهریزی عمومی و توسعه شهری تأکید کرده است.
سخن آخر؛ شهری که خودش را به یاد میآورد
شهرها فقط با سنگ و بتن ساخته نمیشوند؛ با خاطره، فرهنگ، تجربه و زندگی مردم نیز ساخته میشوند.
اگر بناهای تاریخی از میان بروند، بخشی از حافظه کالبدی شهر از دست میرود. اگر فضاهای عمومی بیهویت شوند، بخشی از زندگی اجتماعی شهر تضعیف میشود. اگر معماری جدید بدون توجه به زمینه شکل بگیرد، ممکن است میان گذشته و حال گسست ایجاد شود.
اما حفظ تاریخ نیز نباید به معنای ترس از آینده باشد.
شهر خوب، شهری است که بتواند گذشته خود را بشناسد، ارزشهای آن را حفظ کند و در عین حال برای نسلهای آینده فضای تازهای برای زندگی، خلاقیت و تجربه فراهم آورد.
هویت شهری میراثی نیست که فقط از گذشته به ما رسیده باشد؛ مسئولیتی است که امروز بر عهده ماست تا آن را به فردا تحویل دهیم.
شاید مهمترین وظیفه معمار و شهرساز امروز این نباشد که فقط ساختمانهای بیشتری بسازد؛ بلکه این است که تشخیص دهد چه چیزهایی نباید در جریان ساختن آینده از دست بروند.
شهری که گذشته خود را فراموش کند، ممکن است بزرگتر و مدرنتر شود؛ اما اگر حافظه و هویت خود را از دست بدهد، دیگر همان شهری نیست که نسلهای پیشین برای ما به یادگار گذاشتهاند.
شاد ایازی
دانشجوی مقطع دکتری معماری
منابع منتخب
۱. یونسکو، توصیهنامه منظر شهری تاریخی، ۲۰۱۱. این سند، میراث شهری را حاصل لایههای تاریخی ارزشهای فرهنگی و طبیعی میداند و بر پیوند حفاظت از میراث با برنامهریزی شهری، توسعه پایدار و کیفیت زندگی تأکید میکند.
۲. یونسکو، مرکز میراث جهانی؛ رویکرد منظر شهری تاریخی. این رویکرد، میراث ساختهشده، محیط طبیعی، جوامع محلی و میراث ناملموس را عناصر مرتبط یک نظام شهری میداند و بر مدیریت یکپارچه آنها تأکید دارد.
۳. یونسکو، منظر شهری تاریخی؛ مدیریت حفاظت و توسعه مراکز تاریخی. این منابع بر ضرورت ادغام حفاظت از میراث شهری با برنامهریزی عمومی، توسعه معاصر و مدیریت تغییرات تأکید دارند.
۴. کمیته میراث جهانی یونسکو، منظر شهری تاریخی و هویت شهری. در این چارچوب، هویت شهری نتیجه ارتباط میان ساختار کالبدی، محیط طبیعی، فضاهای باز، فعالیتهای اجتماعی، ارزشهای فرهنگی و لایههای تاریخی شهر تلقی میشود.
۵. منظر شهری تاریخی؛ رویکردی برای شهرهای تاریخی. این رویکرد تأکید میکند که حفاظت موفق نباید شهر را منجمد کند، بلکه باید امکان تغییر، سازگاری و توسعه را در کنار حفظ ارزشهای تاریخی و فرهنگی فراهم آورد.




