آرمان تبریز-کسانی که جایگاه ورزش قهرمانی در دو ، سه دهه ی پیش آذربایجان شرقی را به خاطر دارند می توانند به عنوان شواهد عینی تایید کنند که نام این خطه در بسیاری از رشته ها صاحب مقام و سکو و چشمگیربود و سهم قابل اعتنائی در ترکیب تیم های ملی مختلف داشت .

آرمان تبریز-کسانی که جایگاه ورزش قهرمانی در دو ، سه دهه ی پیش آذربایجان شرقی را به خاطر دارند می توانند به عنوان شواهد عینی تایید کنند که نام این خطه در بسیاری از رشته ها صاحب مقام و سکو و چشمگیربود و سهم قابل اعتنائی در ترکیب تیم های ملی مختلف داشت .
به گزارش خبرنگار ما در تبریز،در آن دوران اعتبار ورزش آذربایجان و تبریز در رشته هایی چون هاکی ، هندبال ، والیبال ، دوچرخه سواری ، زیمناستک ، کشتی ، دوچرخه سواری ، معلولین و جانبازان و البته فوتبال ( از نوع تولیدی ، نه مصرفی ) غیر قابل کتمان بود بطوریکه در برهه ای حال و هوای حاکم در تیم های ملی و باشگاهی کشور خصوصاً در این رشته ی اخیر با حضور بازیکنانی چون سیروس دین محمدی ، احد شیخ لاری ، کریم باقزی ، علیرضا اکبر پور ، استاد اسدی ، باهنر ، ستار همدانی ، اسماعیل هلالی و دهها بازیکن دیگر حدوداً آذربایجانی بود ، در حالیکه در دوره ی اخیر علیرغم ورود پول های بی حساب و کتاب و ریخت و پاش های بی رویه در عرصه ی ورزش نه تنها باید با ذره بین دنبال اینگونه افتخارات باشیم بلکه در بیشتر رشته ها حتی تیمی از باب تشریفات برای حضور نمادین در سطح مسابقات کشوری و بازیکنانی در سطوح ملی به ندرت و یا شاید بصورت جرقه ای و خود استعدادی بتوان یافت !
به نظر می رسد مدیران ورزشی استان در فضای سکوت گرفته ی ورزش و رسانه های غیر پرسشگر این حوزه و احیاناً قلم به دستان بی آزار و سربراه توانسته اند تکالیف مهم این دستگاه عریض و طویل را که پسوند امور « جوانان» نیز به آن افزوده شده است با طیب خاطر به انجام فعالیت های « روتین » و اداری و کارمندی کاهش داده و شاید حتی ورزش انفرادی مدیران خودرا حداقل ازباب رفع خطر سلامتی جسم و تن شخصی ناشی از پشت میز نشستن ها چندان جدی نگیرند !
اگرچه بعید نیست که این دستگاه ورزشی در صورت مواخذه ،یک سیاهه ی طویل و دراز آماده از آمار عملکرد های بی ثمر و از روی باری به هر جهت هیات های زیر مجموعه از آستین در آورد و پشت هم ردیف کند و هر منتقدی را طلبکارانه از گفته ی خود پشیمان سازد اما واقعیت این است که ورزش آذربایجان شرقی به عنوان قطب اسبق و معدن استعداد های بالقوه رشته های ورزشی ، امروز حرف چندانی برای گفتن ندارد و حتی تیم تراکتور که نماد ورزش این منطقه است و نقش پرده ی ضخیم استخفای فترت و رکود ورزش استان را ایفا می کند ، با تمام شورو حال خود متکی به بازیکنان غیر بومی است و کمتر می توان در ترکیب این تیم پر طرفدار بازیکنی ترک زبان سراغ گرفت و شاید هم حضور روسای بی انگیزه ، غیرمجرب و نا خلاق و غیر ورزشی در راس برخی هیات ها و در حاشیه ماندن و تحت الشعاع قرار گرفتن مدیران عاشق و دلسوز و کارآمد و کم توچهی به ورزش پایه از عوامل به وجود آمدن چنین شرایط نا مطلوبی بوده باشد !
این در حالی است که کار در حوزه ی مدیریت ورزش آذربایجان شرقی به جایی رسیده است که حتی تاسیس موزه ی فوتبال حداقل از باب به نمایش گذاشتن جام های قهرمانی و تمثال بازیکنان ملی پوش و تصویر تقدیرنامه ها و بریده گزارش های جراید از مفاخره های گذشته را ارگان غیر متولی مانند شهرداری آن هم بصورت غیر تخصصی بر عهده می گیرد !
حال بماند اینکه عملکرد دستگاه ورزش و جوانان استان در بُعد دوم ماموریت های سازمانی خود نیز که همانا مدیریت درحوزه ی حساس جوانان می باشد ، چندان شفاف و به چشم آمدنی نیست و بهتر از وضعیت وخیم ورزش ، به نظر نمی آید !
در این مجال یاد آوری زمین نسبتاً وسیع فراموش شده ی تعاونی مسکن تربیت بدنی آذربایجان شرقی در شهرک باغمیشه تبریز که نزدیک به سی سال از نصب تابلوی آن سپری شده و همچنان بلا تکلیف است و البته در طول این مدت چند مدیرکل آمده و رفته اند، خالی از لطف نیست !

  • منبع خبر : خبرگزاری آریا