آرمان تبریز-احمد بایبوردی /روز خبرنگار یادآور مجاهدت خبرنگارانی است که جان در کف اخلاص گذاشتند تا رسالت خود را به سرانجام رسانند، خبرنگارانی که به رسالت خطیر خود در عرصه اطلاع رسانی، ایمان دارند و دانستن را حق مردم می‌دانند و با رعایت اخلاق حرفه ای، با شجاعت در جهت نهادینه شدن حقوق شهروندی و تنویر افکار عمومی تلاش می‌کنند.

آرمان تبریز-احمد بایبوردی /روز خبرنگار یادآور مجاهدت خبرنگارانی است که جان در کف اخلاص گذاشتند تا رسالت خود را به سرانجام رسانند، خبرنگارانی که به رسالت خطیر خود در عرصه اطلاع رسانی، ایمان دارند و دانستن را حق مردم می‌دانند و با رعایت اخلاق حرفه ای، با شجاعت در جهت نهادینه شدن حقوق شهروندی و تنویر افکار عمومی تلاش می‌کنند.
این روز برگ زرینی از تقویم رسانه و فرصتی برای ارج نهادن به قداست قلم و تلاش و مسئولیت خبرنگاران بعنوان پرچمداران وادی قلم و آگاهی رسانی به جامعه است. و سلام و درود خدا بر تمامی وقایع‌ نگارانی که حرمت قلم و آگاهی را پاس می‏دارند. و خامه خویش را جز در مسیر حق و عدالت به کار نمی‏گیرند.سلام و درود خدا بر تمامی خبرنگاران شهید که قلم را سلاح خویش و رسانه را سنگر دفاع از استقلال و آزادی و مقابله با زرمندان و زورمندان بریده از انسانیت و قدرت‌های سلطه ‏گر جهانی قرار دادند و در این راه پرافتخار به لقاء محبوب رسیدند.خبرنگار باید بداند و می‏داند که آن کس که آگاه‏تر است مسؤول‏تر است. مسؤول در قبال ملت و کشور، مسؤول در قبال باورها و اعتقادات مردم،مسؤول در قبال منافع ملی، مسؤول در قبال تجاوز فکری و اندیشه‌‏ای بیگانه‏ به مرزهای فرهنگی،مسؤول در قبال اخلاق جامعه ، مسؤول در قبال کژاندیشی و کژ رفتاری‏های اداره ‏کنندگان کشور و این مسؤولیت و مسؤولیت‌ها نه تنها محدودیت نمی ‏آفریند، بلکه راه رسیدن به کمال را در این حرفه مقدس برای او هموار و هموارتر می‏سازد و خبرنگار به جایگاهی می‏رسد که جز رضایت حضرت دوست نمی‏بیند.
خبرنگار می‌تواند غفلت‌های گوناگون در حوزه‌های فرهنگی اجتماعی، سیاسی و تمام حوزه‌هایی که ساحت‌های معرفتی بشر با آن درگیر است را مورد توجه قرار داده و آن را به عنوان یک رویداد مهم برای جامعه معرفی کند.خبرنگاران همواره به عنوان دیده‌بان یک جامعه هستند، چرا که در برخی موارد حتی زودتر از مسئولین تحولات را دیده مطرح کرده و آن را به عنوان یک مسئله برای ذهن جامعه و مسئولین طرح می‌کنند. به راستی که چه سخت است قلم زدن در بین آدم هایی که گاهی یادشان می رود مجسمه ی فولادتن وجود ندارد، گاهی فراموش می کنند به یاد هم بودن را.
عدم امنیت شغلی،کمبود حرمت خبرنگاران، پایین بودن آستانه تحمل برخی از مدیران وروابط عمومی ها ، نداشتن حقوق و دستمزد مناسب، مغفول ماندن مطالبات خبرنگاران،عدم برگزاری کمیته بررسی مشکلات خبرنگاران ورسانه ها، حمایت نشدن از سوی مسوولان، بی توجهی به فعالیت های شبانه روزی آنان، نداشتن مسکن از جمله مشکلات قشر فعال عرصه خبری جامعه است که کسی توجهی به آنان ندارد.
با دشورای خودِ خویشتنم را توجیه می کنم! برایش از عذاب زیستن، از جان کندن های مکرر زندگی، از لحظه های نفس گیر بودن، از همراهان ملال آور، از تنگنای سخت نفس کشیدن، از دست های لرزان، پاهای بی رمق و عصب های نازک و درهم پیچیده می گویم، می نالم اما…نهادم از درون همچون اسبی سرکش از سواری دادن امتناع می ورزد! مستاصل بر جای باقی می مانم، همچون اسبی در گِل!
ما می‌گویم کارمان سخت است و شب و روز نمی‌شناسد، مستند آن را می‌توانید در جنگل تراشی و آلودگی ها ومحیط زیست ومسایل شهری و هزاران عنوان دیگر ببینید. به خود می‌بالیم که در بیشتر موارد مردم سینه‌های ما را مأمن دل‌گفته‌های خود کرده‌اند و می‌گویند هرآنچه دوست دارند.