آرمان تبریز-باخانواده جمعه اي را به غنيمت برده بوديم و دل را به دامان طبيعت زده بوديم ناگهان تلفنم زنگ زد پشت تلفن صداي ملكوتي حالم را خوش كرد الو سلام آل هاشم هستم اندكي مكث كردم وبعدازلحن صدايش شناختمش اصلا انتظار نداشتم بزرگمردي كه پشت خط بود امام جمعه شهرتبريز باشد.

آرمان تبریز-باخانواده جمعه ای را به غنیمت برده بودیم و دل را به دامان طبیعت زده بودیم ناگهان تلفنم زنگ زد پشت تلفن صدای ملکوتی حالم را خوش کرد الو سلام آل هاشم هستم اندکی مکث کردم وبعدازلحن صدایش شناختمش اصلا انتظار نداشتم بزرگمردی که پشت خط بود امام جمعه شهرتبریز باشد.
گپ و گفت ادامه پیداکرد و روزخبرنگار رابرایم تبریک گفت و فاتحه ای به پدرشهیدم نثارکرد ازشدت هیجان مگر کلمه در قاب دهان میگنجید انگار خوابی مرا درخود گم کرده بود یعنی تواضع تاچه حدکه فرد اول استان به یک عکاس وخبرنگار زنگ بزند وجویایی احوال ایشان باشد.
من عکاس خبری هستم و وظیفه حرفه ای کارم ایجاب می کند ازلحظه ها قابی بسازم بنام عکس ولی فردی به این قاب رنگ طلایی می بخشدوعکاس رادر اوج فرامیخواندانگار آسمان باران رحمتش را برسرم فرومیریخت سخنان حکیمانه اش مو درتنم سیخ میکرد خداخدا میکردم این گفتگوهرگزتمام نشود ودردهای را که درسینه دارم و به پدرشهیدم نتوانسته ام بگویم به ایشان بگوییم ضمیرم پربود از شادی انرژی تمام وجودم راپرکرداصلا همه چیزجوردیگر بودداشتم با چه کسی صحبت میکردم بزری بود پرازتواضع وفروتنی که دیگران ازآن غافلندازعکسی که گرفته بودم بسیارتشکرکردو بالحن زیبایشان فرمودن این عکس کشوری شده یعنی من درپناه حرفهای مهربانانه ایشان بوده ام وکاری جزوظیفه حرفه ای ام انجام نداده بودم .
دیدن روی تورا گریه نمیدادمجال

فریدفرج پور عکاس وخبرنگار