آرمان تبریز-انالله وانا الیه راجعون ؛استاد احمد زرگری پور مهر ماه /۱۳۵۰ در تنها دبستان ودبیرستان بهرام سیس(۲۲ بهمن فعلی ) دبیر عربی ودینی وادبیات بودند(سال ۱۳۵۱ هم کلاس نهم) خدا مهرش را به دل ما نشاند وما کلاس هشتم (پایه ۲) سیکل اول دبیرستان بودیم سال قبلش ما درس عربی را تمام نکرده بودیم وچندان وارد به آن نبودیم وضعیف بودیم ایشان که در کلاس ۸ تدریس عربی راشروع کردند متوجه ضعف کلاس شدند ناچار از مقدمات شروع کردند تا دروس جدید را متوجه شویم .

آرمان تبریز-انالله وانا الیه راجعون ؛استاد احمد زرگری پور مهر ماه /۱۳۵۰ در تنها دبستان ودبیرستان بهرام سیس(۲۲ بهمن فعلی ) دبیر عربی ودینی وادبیات بودند(سال ۱۳۵۱ هم کلاس نهم) خدا مهرش را به دل ما نشاند وما کلاس هشتم (پایه ۲) سیکل اول دبیرستان بودیم سال قبلش ما درس عربی را تمام نکرده بودیم وچندان وارد به آن نبودیم وضعیف بودیم ایشان که در کلاس ۸ تدریس عربی راشروع کردند متوجه ضعف کلاس شدند ناچار از مقدمات شروع کردند تا دروس جدید را متوجه شویم .
با اخلاق ورفتار وکردار وعلمش کلاس را بخوبی بحد مطلوب رسانددر عصر عاشورای همانسال درخانه مرحوم حاج عباس ناصری (پدر آقایان مرحوم غلامعلی/زکریا – که آقای ناصری اولین سال انتقالش به تبریز بود) برای عزاداران نوحه” حسینیم وای حسینیم وای “را باشور وحال وصدای رسا ومحزون خواندند وما از شوق پرواز میکردیم که دبیر ما چه نوحه ای وچه حالی به عزاداران داد واز۴۸ سال پیش به این طرف درهر روز عاشورا آن نوحه باسوز درمجالس سیس خوانده میشودوبدین ترتیب یادگار عاشورایی برای همه ما هدیه نمودند استاد غروب نمودند ولی آثار علمی و روحی و اخلاقی ایشان در شاگردان، و هیئتها ی قرآن بخصوص “اعضای محترم هیئت قائم آل محمد سیسی های مقیم تبریز” جاری وراه هدایت وزلال معرفت افزاست فقدان این مفسر ومعلم را به خانواده محترم ایشان ودانشآموختگان محضرشان ودانایان معرفت افزا تسلیت عرض می نماییم.از خداوندبرای استادمغفرت وبرای خانواده محترمشان صبر وبرای شاگردانش نیز صبر خواهانیم .
ایزد ببخشا استاد مارا / گر اونبودش ما خود چه بودیم؟/یک جسم بیجان یک سنگ خارا/ ماهر چه داریم از اوست’ از اوست/یارب ببخشا استاد مارا /آن باصفای درد آشنا راشاگرد استاد زرگری پور /صمد پورنظمی سیسی