آرمان تبریز- از کودکان  میر جاوه سیستان به  اشراف زادگان تهران من و شما هردو شناسنامه ایرانی داریم پدرم هر شب مارا به عدالت  اسلام در جمهوری اسلامی  امیدوار می کند .

آرمان تبریز- از کودکان  میر جاوه سیستان به  اشراف زادگان تهران

من و شما هردو شناسنامه ایرانی داریم

پدرم هر شب مارا به عدالت
اسلام در جمهوری اسلامی  امیدوار می کند .

من پابرهنه ام ،نه کفشی مناسب و نه لباسی و حتی غذای کافی جز نان خشک
من نمی فهمم مدرسه  و معلم خصوصی و سرویس مدرسه و اردوی دانش آموزی و استخر و  آزمایشگاه و کلاس زبان خصوصی و ….یعنی چه ؟

وتو  چگونه با من هموطن و هم سن و سال هستی ؟

می گویند من با تو در رقابت ماراتون کنکور باید مشارکت کنم

ودر جدال سرنوشت  پیکار کنم
با کدام سلاح و
ابزار و آمادگی

مرا پیکار برای زنده ماندن
به زباله دانی می کشد
تو را پیکار برای تفخر
به نمایش اشرافیت

فاصله من و تو را خدا چگونه ترسیم نموده ….؟

من زاده این وطنم
راستی تو ار کجا آمده ای ؟

وبه کجا می روی ؟

چه کسی  بین من و شما قضاوت خواهد کرد ؟

آرزو دارم

یک روز فقط ،حداقل زندگی تورا تماشا می کردم

که چگونه غرق در ناز و نعمت و امکانات و …هستی و بر من زانو زده کنار  خیابان از شیشه دودی اتومبیل مادرت دست تکان می دهی

متشکرم که منو دیدی

من هم خوب شما را دیده و رصد می کنم تا….

تبریز ، ۲۳ مهر     جلیل شمس

  • منبع خبر : خبرگزاری آریا