• تاریخ انتشار خبر : جمعه ۱۶ مهر ۱۳۹۵ | کد خبر : 2216
  • داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
    شعر طنز حمید آرش آزاد:انگار که می‌خاره تنم!
    آرمان تبریز «روزها فکر من این است و همه شب سخنم» که چه خوب است نماینده‌ی مجلس شدنم. از کجا آمده‌ام؟ این به خودم مربوط است به کجا می‌روم؟ این مانده به تصمیم زنم. آمدم از ده و در شهر شدم کاندیدا تا دهد رای به من، مردم خوب وطنم آفرین باد به شیشلیک و […]

    آرمان تبریز «روزها فکر من این است و همه شب سخنم»
    که چه خوب است نماینده‌ی مجلس شدنم.
    از کجا آمده‌ام؟ این به خودم مربوط است
    به کجا می‌روم؟ این مانده به تصمیم زنم.
    آمدم از ده و در شهر شدم کاندیدا
    تا دهد رای به من، مردم خوب وطنم
    آفرین باد به شیشلیک و بر این جوجه کباب
    از همین‌ها شده میسور، به رو آمدنم.
    روی این صندلی قرمز اگر بنشستم.
    علت این است که لایق به همه کار، منم!
    ای خوش آن روز که پرواز کنم تا کانادا
    به سویس و سوئد و غیره، سری هم بزنم
    خُرم آن روز که سازم به شمیران ده برج
    تا که جیبم شود آبادتر از ساختنم
    بعد، دولت بدهد وام خرید مسکن
    که پس از ساخت، شود نوبتِ انداختنم.
    همه‌ی غصه‌ام این است که در دوره‌ی بعد
    باز باید که به تبریز نگاهی فکنم
    رای تبریز اگر روی به من ننماید
    هر چه صندوق در آن بود، به هم بر شکنم
    کاش می‌شد ابدی عمر نمایندگی‌ام
    تا دگر از پی رای، این در و آن در نزنم
    کاش می‌شد سه – چهار تا متعه صیغه کنم
    نه  دو تا، بلکه چهل تا شده چون پیرهنم
    لیک، ترسم که خانم با متلک فرماید
    بهر فحش و کتک انگار که می‌خاره تنم!
    «آرش»! از «خار» سخن گفتی اگر، توبه بکن
    ریشِ من چون شده کوتاه، گل یاسمنم

    داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
    تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب