آرمان تبریز-محمدصفریان مقدم /بسم رب الشهداء و الصدیقین ؛ جایی در همین حوالی ،نزدیک بودن ها و شدن هایمان، لحظاتی که زیستن و ماندن ارزش پیدا می کند.

آرمان تبریز-محمدصفریان مقدم /بسم رب الشهداء و الصدیقین ؛ جایی در همین حوالی ،نزدیک بودن ها و شدن هایمان، لحظاتی که زیستن و ماندن ارزش پیدا می کند.

شکوه انسانیت پر و بال می گشاید و اوج پرستش و تقرب معنی می  یابد، درست جایی در همین حوالی.

تاریخ لختی قدم از رفتن باز می دارد، خود را می تکاند و از سر ماندن برای مردان و زنانی سر تعظیم فرود می آورد.

ایثار،فداکاری،شجاعت،از مال گذشتن و جان را فدا کردن،مقاومت،دفاع از خاک پاک وطن و ناموس دین و عفت هموطن…

تاریخ از سر تحیر به تماشا می ایستد و قاصر از بیان شأن و شرافت انسان می شود.

ما و تاریخ ما مدیون آزادگانی هستیم که بی ادعا سینه سپر کردند تا امروز به بودنمان و هستیمان ببالیم.

سرافرازانی که با دست خالی تمام دیوار های مادی را شکستند و پرده های لذات گذرا را کنار زدند.عاشقانه نجوای پرستش و بندگی سر دادند.

آری،آری ای برادر، ای خواهرم از دلیرانی حرف می زنم که تا همیشه مدیون وجودشان هستیم.رزمندگان،جانبازان،آزادگان و بالأخص شهدای سرافراز.

کوچه ها را به نامشان آذین می بندیم تا بر دل های آن روزها را،آرمان های والا را نهیب زند و دل هایمان با خلوص نیت عشق بورزد.

کوچه ها را،کوچه و پس کوچه های دل را به تاریکی نسپاریم و هر روز صبح آفتاب راهشان به بیداری و آگاه باش صدایمان زند.

شهادت یک واژه نیست.نماد نیست.شهادت فرهنگ است و فرهنگ ساز.انسان ساز است.

با گذر از یاد و خاطره شان می شود عاشق شد.عاشق ماند.مهربانی را ترجمان بود ، دنیایی بهترساخت و چراغ عدالت را بر افروخت.

در فرهنگ شهادت گمنامی شأن است و در مرام انسانی نیسان عار.کوچه و خیابان های شهر به نام مسمای شهید می نازند.چرا کوچه و پس کوچه های دل های ما به نورشان آراسته نباشد؟

با ورود به فرهنگ عظیم و انسان ساز شهدا و شهادت نه از شکاف طبقاتی اثری می ماند، نه از رانت و ارتشا و اختلاس و …

در فرهنگ شهادت بنی آدم اعضای یک پیکرند…

فرهنگ بصیرت گستر شهادت شاه کلید رهایی ابنای بشر از تاریکی ها و رسیدن به نور و آگاهی است.

آری،آری ای برادر،ای خواهرم در فرهنگ شهادت آرام گیر و دنیایی زیباتر بساز.